شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hāl
mood  |

حال

معنی: حال . [ حال ل ] (ع ص ) نعت فاعلی از حلول . آنکه جای گیرد. آنکه حلول کند. گنجنده . مظروف . آنچه در محل جای گرفته . مقابل محل . || نازل . فرودآینده . (منتهی الارب ).ج ، حُلول ، حُلاّل ، حُلَّل . وقت برسیده . سررسیده . سرآمده . منقضی شده : دین حال ؛ وام سررسیده . موعد ادا رسیده (فقه ). خلاف مؤَجّل . || قد علم تعریفه مما سبق و هو عند الحکماء منحصرٌ فی الصورة و العرض . و فی شرح حکمةالعین ان کان المحل غنیّاً عن الحال فیه مطلقاً، ای من جمیع الوجوه یسمی موضوعاً. والحال فیه یسمی عرضاً و ان کان له ای للمحل حاجة الی الحال بوجه یسمی هیولی و الحال فیه یسمی صورة فالموضوع و الهیولی یشترکان اشتراک اخص تحت اعم و هو المحل و یفترقان بأن ّ الموضوع محل مستغن فی قوامه عما یحل ّ فیه و الهیولی محل ّ لایستغنی فی قوامه عما یحل ّ فیه . و العرض و الصورة تشترکان اشتراک اخص تحت اعم ایضاً و هو الحال و یفترقان بأن ّ العرض حال یستغنی عنه المحل و یقوم دونه . و الصورة حال لایستغنی عنه المحل و لایقوم دونه - انتهی . (کشاف اصطلاحات الفنون ). بهری موجودات یافته میشود که با موجودی دیگر ملاقی باشد،ملاقاتی تمام نه بر سبیل مماشت و مجاورت ، بل چنانکه میان هر دو مباینتی در وضع تصوّر نتوان کرد. و موجوددوم را از موجود اول صفتی حاصل آید، چنانکه سیاهی وجسم ، چه هرگاه که میان سیاهی و جسم ملاقات افتد، آن ملاقات نه بر سبیل مماشت و مجاورت بود، بل ملاقاتی تمام بود. و جسم را به سبب سیاهی صفتی حاصل شود، و آن آنست که او را سیاه گویند، پس این نوع ملاقات را بحکم اصطلاح حکما حلول خوانند. و آن موجود را که بسبب او صفت حاصل آید، مانند سیاهی حال گویند. و آن موجود را که به او موصوف شود، مانند جسم ، محل گویند. و حال دوگونه بود: یا حالی بود که سبب قوام محل باشد و محل بی او متقوم و موجود بالفعل نتواند بود مانند امتدادجسمانی ، آن چیز را که قابل امتداد است ، چه قابل امتداد بی امتداد موجود نتواند بود، و چنین حال را صورت خوانند، و محل او را ماده . و یا حالی بود که محل بی او متقوّم و موجود بالفعل باشد، و آنگاه آن حال در اوحلول کرده باشد، مانند سیاهی و جسم ، چه جسم بی سیاهی جسم باشد و موجود بالفعل بود، و چنین حال را عرض خوانند و محل ّ او را موضوع . (اساس الاقتباس صص 35-36).
... ادامه
694 | 0
مترادف: حلولكننده، جايگيرنده، واردشونده
متضاد: گذشته 1- اينك، حالا 2- لحظه، دم، هنگام 3- زمان حاضر، مضارع 4- خوشي، سرمستي 5- ذوق 6- وجد، شور، نشاط 7- جريان، ماجرا 8- انرژي، تاب، توان 9- روش، شيوه، طريقه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی]
مختصات: (اِفا.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: قید
آواشناسی: hAl
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 39
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
mood | situation , condition , state , status , circumstance , pep , fettle , health , self , now
ترکی
Şimdi
فرانسوی
maintenant
آلمانی
jetzt
اسپانیایی
ahora
ایتالیایی
ora
عربی
مزاج | جو , طبع , نوبة غضب , خلق , مقام الحان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "حال" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است و بسته به زمینه و مکانی که در آن به کار می‌رود، ممکن است معانی متفاوتی داشته باشد. برای شناخت بهتر این کلمه، می‌توانیم به بررسی قواعد نگارشی و نحوه استفاده از آن بپردازیم:

1. معانی مختلف:

  • حال به معنای وضعیت: به عنوان مثال: "حال او خوب است."
  • حال به معنای زمان حال: به عنوان مثال: "من در حال مطالعه هستم."
  • حال به معنای حالت یا شرایط: به عنوان مثال: "در حالتی که باران می‌بارد، نمی‌توان بیرون رفت."

2. نحوه استفاده:

  • جدا یا به صورت مرکب: کلمه "حال" معمولاً به صورت مستقل استفاده می‌شود، اما گاهی با کلمات دیگر ترکیب می‌شود. به عنوان مثال: "در حال حاضر"، "حال شما چطور است؟"

3. نشانه گذاری:

  • کاما و نقطه: در جملاتی که "حال" در میانه جمله است، معمولاً نیازی به کاما نیست. اما اگر جملات به گونه‌ای باشند که لازم باشد به تأکید یا جدا کردن دو بخش کمک کند، می‌توان از کاما استفاده کرد.
    • مثال: "او در حال درس خواندن است، اما هنوز آماده نیست."

4. رعایت تسلسل زمانی:

  • در جملاتی که از "حال" استفاده می‌شود، توجه به زمان فعل مهم است. به عنوان مثال: "من در حال رفتن به بازارم." باید فعل "رفتن" با "هستم" متناسب باشد.

5. نکات کاربردی:

  • استفاده در جملات سوالی: "حال شما چطور است؟"
  • استفاده در جملات منفی: "او در حال خواب نیست."

باید توجه داشت که کاربر باید با دقت به بافت جمله توجه کند تا بتواند از این کلمه به درستی استفاده کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "حال" در جملات آورده شده است:

  1. حال او بهبود یافته و دیگر نیازی به بستری شدن در بیمارستان ندارد.
  2. ما در حال تماشای فیلم هستیم و خیلی لذت می‌بریم.
  3. او در حال نوشتن یک مقاله مهم برای دانشگاه است.
  4. در حال حاضر، بازار در وضعیت خوبی قرار دارد و به نظر می‌رسد که قیمت‌ها افزایش خواهد یافت.
  5. حال من خوب نیست و احساس خستگی می‌کنم.

اگر مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: حالت، حوصله، وجه، مزاج، مشرب، وضعیت، وضع، موقعیت، جا، شرط، چگونگی، روزگار، دولت، ایالت، کشور، استان، مقام، امر، شرایط محیط، شرح، تفصیل، نیرو، چالاکی، بشاشت، یونجه، نظم و ترتیب، سلامت، سلامتی، تندرستی، بهبودی، نفس، نفس خود، شخصیت، جنبه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری