شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

habs
imprisonment  |

حبس

معنی: حبس . [ ح َ ] (ع مص ) بازداشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (دستور اللغة) (مهذب الاسماء) (دهار). واداشتن . (زوزنی ). بازداشت . بند کردن . قید کردن . بستن . توقیف . زندان . بند. مقابل اطلاق :
سیزده سال اگر ماند در خلد کسی
برسبیل حبس آن خلد نماید چو جحیم .
ابوحنیفه ٔ اسکافی .
سیزده سال شهنشاه بماند اندرحبس ... (تاریخ بیهقی ). و از چنان محنتی و حبسی خلاصی ارزانی داشت . (تاریخ بیهقی ).
مقصورشد مصالح کار جهانیان
بر حبس و بند این تن رنجور و ناتوان .
مسعودسعد.
بسا شب که در حبس بر من گذشت
که بینای آن شب جز اکمه نبود.
مسعودسعد.
ز ضعف پیری گشته است چون گلیم کهن
بحبس رویم و، بوده چو دیبه ٔ ششتر.
مسعودسعد.
خاصه که سگ زبان گزنده ست
در حبس دهان از آن فکنده ست .
خاقانی .
ز خون خوردن و حبس جستیم عور
تو گویی ز مادر کنون آمدیم .
خاقانی .
به اختیار بقلعه ٔ غزنه رفت و بحبس رضا داد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 360). یکدرم سیم بخویشتن فرانگرفت مگر به عزل و حبس . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 359) هر یک را در حبس بازداشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 437).
تا توانش بحبس دادن پند
مکش او را به تیغ و زهر و کمند.
اوحدی .
|| دلیری کردن در مخاوف . دلاوری . (منتهی الارب ). || صبر. || حبس فراش ؛ پوشیدن آن به گردپوش . و درفارسی در حال تعدی با «کردن » و در لزوم به «شدن » صرف میشود. || منع. || امساک . || قصر. مقابل تخلیة. || حصر. وَقف . حبس فرس ؛ وقف کردن آن در راه خدا. || اعتیاق . || الوقف ؛ هو حبس العین و تسبیل المنفعة. || در اصطلاح امور حبسی ، در حقوق و فقه اسلام نوعی وقف است که کسی دیگری را بر مال خود مسلط گرداند در صورتی که مالکیت خود را نیز حفظ کند و آن بر سه گونه است ، چه اگر مال حبس شده مسکن و خانه باشد، این معامله را «سُکنی ̍» خوانند و اگر نباشد یا برای تمام مدت عمر در اختیار طرف می گذارد «عُمری ̍» نامیده شود و یا برای مدت معینی و آن «رُقبی ̍» خوانده میشود. و آن کس را که مال خود حبس کند، «حابس » نامند. فقهاء این باب از فقه را در پایان باب وقوف آرند،و در اینکه این عقد لازم یا جایز است ، و نیز در شرایط آن بحثها دارند که از حوصله ٔ این کتاب بیرون است . این باب بتقلید از فقه در قانون مدنی ایران مصوب 1307 هَ . ق . و 1312 وارد شده از ماده ٔ 41 - 54. || در اصطلاح کیفری ، بازداشت افراد مجرم پس از محکومیت ، این مجازات در حقوق ملل و ادیان گذشته مراحلی طی کرده و تکامل یافته است . و در قاموس مقدس آمده است که در شریعت موسوی ابداً ذکری از حبس نبود لکن درایام پادشاهان معمول گشت . کتاب دوم تواریخ ایام 16:10 ارمیا 37:15. (قاموس کتاب مقدس ). در جزای اسلام در(کتاب حدود و دیات ) نیز حبس را در عداد مجازاتها نشمرده اند، بلکه حبس غالباً در موارد ذیل و نظایر آنهامعمول بوده است ، مثلاً 1- مرد «مرتد ملی » را به زندان افکنند و در پنج وقت نماز او را شکنجه دهند تا به اسلام بازگردد و با زن مرتد اعم از ملی و فطری نیز همین حکم مجری باشد. 2- مدیون که دین ، انکار کند به حبس افتد. 3- عملا حکام و قضاة اسلام مجرمین و جنایتکاران را برای منع از فرار به زندان میافکندند و سیاستمداران که حکومت را در دست داشتند مخالفین سیاسی خود را بدون صدور حکم برای مدت نامعلوم در زندان نگاه می داشتند.
... ادامه
652 | 0
مترادف: 1- بازداشتگاه، زندان، سجن، حبسگاه، سياهچال، محبس 2- بازداشت، توقيف، زنداني، گرفتار، محبوس، مقيد 3- اسارت، دستاق، گرفتاري 4- بند، ضبط، نگهداري 5- بازداشتن 6- توقيف كردن، بازداشت كردن، زنداني كردن
متضاد: آزاد كردن 1- نگه داشتن، حفظ كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی]
مختصات: (حَ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: habs
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 70
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
imprisonment | prison , detention , jail , custody , lockout , durance , bail , calaboose , lockup
ترکی
hapis cezası
فرانسوی
emprisonnement
آلمانی
haft
اسپانیایی
prisión
ایتالیایی
reclusione
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "حبس" در زبان فارسی به معنای حبس و نگهداری فردی در مکان محدود یا زندان است. در اینجا به برخی از نکات و قواعد نگارشی مرتبط با این کلمه می‌پردازیم:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "حبس" به صورت صحیح باید با الفبای فارسی و به صورت کامل نوشته شود.

  2. جداسازی و ترکیب:

    • اگر "حبس" به عنوان نام خاص یا اصطلاح فنی است، بهتر است به دقت بررسی شود که آیا نیاز به جداسازی یا ترکیب با کلمات دیگر دارد. به عنوان مثال: حبس ابد.
  3. نقش کلمه در جملات:

    • "حبس" می‌تواند به عنوان اسم، فعل، یا صفت در جملات به کار رود. به عنوان مثال:
      • اسم: "او به حبس افتاده است."
      • فعل: "حکم حبس او صادر شد."
      • صفت: "این اقدام باعث حبس او شد."
  4. استفاده در متون حقوقی:

    • در متون حقوقی، دقت در استفاده از کلمه "حبس" اهمیت ویژه‌ای دارد. باید به قوانین مرتبط و شرایط مربوط به حبس توجه شود.
  5. توجه به قواعد معنایی:

    • حبس دارای معانی مختلفی است که باید در متن به درستی از آن استفاده کرد. مثلاً:
      • حبس تنفس (مربوط به پزشکی)
      • حبس در زندان (مربوط به قضایی)
  6. اِعراب‌گذاری:
    • کلمه "حبس" به صورت "حَبْس" تلفظ می‌شود که در نوشتار معمولاً به اعراب‌گذاری نیازی نیست، مگر در متون آموزشی یا ادبی.

با رعایت این نکات، می‌توان به درستی و با دقت از کلمه "حبس" در نوشته‌ها و گفتگوها استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "حبس" در جمله آورده شده است:

  1. او به دلیل جرم خود به حبس طولانی مدت محکوم شد.
  2. حبس این فرد به دلیل نقص قوانین جامعه ضروری بود.
  3. او در حبس انفرادی به سر می‌برد و حس تنهایی زیادی را تجربه می‌کرد.
  4. معترضان خواستار آزادی زندانیان حبس شده هستند.
  5. حبس سرنوشت بسیاری از متخلفان است که قوانین را نقض می‌کنند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!


واژگان مرتبط: زندانی شدن، حبسی، دوره زندانی را گذراندن، توقیف، حفاظت، تحریم، ضمانت، کفالت، واگذاری، تسمه، حلقه دور چلیک، تعطیل کردن اموزشگاه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری