جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: حریف . [ ح ِرْ ری ] (ع ص ) تیز. دژن . زبان گز. تند. سخت تیز. سخت تند. حکیم مؤمن گوید: حِرّیف ؛ به معنی گزنده است که اجزاء او در زبان فرورفته و بسیار بگزد و تفریق اجزاء او کند و فعل آن تحلیل و تنقیه و تعفین واحراق و تلطیف است بجهت شدت حرارت . (تحفه ). و صاحب ذخیره گوید: حِرّیف ؛ تیز، آنچه پوست دهان را فراهم کشد شکوک است یعنی عفص ، و آنچه پوست دهان را بگزد ترش است ، و آنچه بسوزاند تیز است یعنی حِرّیف است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) : ولیکن [ ضمادالبنفسج ] الصداع العارض من المرة الصفراء و الدم الحریف . (ابن البیطار). در سه نسخه ٔ خطی مهذب الاسماء در معنی حِرّیف کلمه ای آورده است که درجای دیگر یافت نشد و آن کلمه زورنک یا زورنگ است . 1- دوست، رفيق، يار، همدم
2- محبوب، معشوق
3- همراه، هممجلس، هممحفل، همنشين، معاشر
4- همپيشه، همكار
5- مدعي، معارض، مخالف
6- هماورد
7- رقيب
8- طرف مقابل، طرف مخالف
9- همزور، همنبرد
10- همشان، هممقام
11- همپياله، همپيك opponent, adversary, rival, match, foe, competitor, the opponent الخصم، مقاوم، مناوئ، مواجه، العضلة المعترضة، غريم rakip l'adversaire der gegner el oponente l'avversario طرف، منازع، دشمن، رقیب، خصم، مدعی، هم چشمی، سبقت گیر، هم چشمی کننده، تطابق، مسابقه، تطبیق، کبریت، جفت، عدو، ضد، سبقت جو، هم اورد، هم کار
کلمه "حریف" در زبان فارسی به معنای رقیب یا شخصی است که در یک فعالیت یا رقابت با شخص دیگری درگیر است. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش آن در جملات، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
جایگاه کلمه در جمله:
"حریف" میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مضافالیه در جمله قرار گیرد. به عنوان مثال:
حریف (فاعل): "حریف ما بسیار قوی است."
مفعول: "ما به حریف خود باختیم."
مضافالیه: "رقابت با حریف در مسابقه برگزار میشود."
صرف و تغییرات ساختی:
"حریف" به معنای مفرد است و جمع آن "حریفان" یا "حریفها" میباشد.
هماهنگی در جمع و مفرد:
توجه به مفرد یا جمع بودن کلمه در جمله از نظر دستور زبان، مهم است. به عنوان مثال:
"این حریف قوی است." (مفرد)
"این حریفان قوی هستند." (جمع)
نکات نگارشی:
در نوشتن "حریف" توجه کنید که آن را به صورت صحیح و بدون اشتباه تایپی بنویسید.
فاصلهها و نقطهگذاریها را در جملات رعایت کنید.
استفاده مجازی:
"حریف" میتواند به عنوان استعاره یا مجاز نیز استفاده شود. به عنوان مثال: "زندگی، حریف سختی است."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "حریف" به شکل صحیح و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از کلمه "حریف" در جملات مختلف آورده شده است:
مسابقه امروز بین دو حریف معروف برگزار خواهد شد.
او همیشه تلاش میکند تا بهترین عملکرد خود را در برابر حریفانش ارائه دهد.
حریف ما در نیمهنهایی بهترین تیم کشور بود.
برخی از حریفها در زمین مسابقه بسیار سرسخت هستند.
تیمی که در این فصل قهرمان شد، حریفان همیشگی خود را شکست داد.
امیدوارم این جملات مفید باشند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: طرف، منازع، دشمن، رقیب، خصم، مدعی، هم چشمی، سبقت گیر، هم چشمی کننده، تطابق، مسابقه، تطبیق، کبریت، جفت، عدو، ضد، سبقت جو، هم اورد، هم کار