جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: حشیش . [ ح َ ] (ع اِ) گیاه خشک . (دهار) (مهذب الاسماء). گیاه خشک و شبیه به خشک شده نباتیست که بر روی زمین پهن نبوده باساق باشد و بحد ثمنش نرسد. اصار. ایصر. تن . || در استعمال شعرای فارسی زبان مطلق گیاه : ای خواجه با بزرگی اشغال چی ترا برگیر جاخشوک و بر او میدر و حشیش . شهید بلخی . جواب داد سلام مرا بگوشه ٔ ریش چگونه ریشی مانند یکدو دسته حشیش . انوری . گاو که بود تا تو ریش او شوی خاک چه بود تا حشیش او شوی . مولوی . از برای اینقدر ای خام ریش آتش افکندی در این مرج حشیش . مولوی . ژنده پوشید و در حشیش آمد. سعدی (هزلیات ). میفراز گردن به دستار و ریش که دستار پنبه است و ریشت حشیش . سعدی (بوستان ). ابن بیطار نیز آن را به معنی مطلق گیاه بکار برده است : و هو [ ای عنب الدب ] ثمر نبات منخفض شبیه بما یکون بین الشجر و الحشیش . (ابن البیطار). || چرس . بنگ . آنچه ازبرگ خشک شاهدانه ٔ هندی سازند تخدیر را. گردی که بر برگهای شاهدانه پدید آید و از آن چرس و بنگ کنند : خاصیت بنهاده در کف حشیش کو زمانی میرهاند از خودیش . مولوی . || سبزه . ورق الخیال . (یادداشت مؤلف ). || خشک . یابس : خرج الولد حشیشاً؛ ای یابساً. بچه که در شکم خشک شده باشد.بچه ٔ مرده در شکم . || در بعضی کتب به معنی بلغور و بربور و کبیده ٔ گندم و جو و امثال آن آورده اند. لکن ظاهراً آن مصحف جشین باشد با جیم معجمة. بنگ، چرس، شاهدانه hashish, marijuana, hemp, kef, marihuana حشيش مخدر، حشيش esrar haschisch haschisch hachís hashish ماری جوانا، کنف، تنباکوی وحشی بیابانی، بته شاهدانه، بوته شاهدانه، مزد گیاه، کیف، نشئه
کلمه "حشیش" به معنای مادهای مخدر است که از گیاه کانابیس به دست میآید. در نوشتار فارسی، هنگام استفاده از این کلمه و سایر واژهها، رعایت چند نکته نگارشی و قواعد عمومی زبان فارسی مهم است:
نقش کلمه: "حشیش" معمولاً به عنوان اسم به کار میرود. بنابراین باید توجه داشت که در جمله به درستی به کار برود.
حروف اضافه: در مواردی که از "حشیش" استفاده میشود، حروف اضافه مانند "از" و "برای" باید به درستی مورد استفاده قرار گیرند؛ مثلاً "مصرف حشیش" یا "مضرات حشیش".
نقطهگذاری: در متون نگارشی، پس از استفاده از این کلمه، باید به قواعد نقطهگذاری توجه کرد. مثلاً در پایان جمله، باید از نقطه استفاده شود.
فارسینویسی: کلمه "حشیش" باید به صورت صحیح و با رعایت اصول املایی نوشته شود.
تناسب با محتوا: در نوشتهها، باید دقت کرد که استفاده از این کلمه در متنهای علمی، اجتماعی یا فرهنگی، متناسب با موضوع باشد و به درستی به مفهوم آن پرداخته شود.
محاوره و ادبیات: در نگارشهای غیررسمی مانند محاوره یا داستاننویسی، میتوان از زبان سادهتر و غیررسمیتر استفاده کرد، اما همچنان باید از ابهام و سوءتفاهم پرهیز کرد.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "حشیش" در نوشتارهای مختلف استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته، در اینجا چند مثال برای کلمه "حشیش" در جملهها ارائه میشود:
در برخی کشورها، حشیش به عنوان دارویی برای درمان برخی بیماریها تجویز میشود.
مصرف حشیش میتواند تأثیرات مختلفی بر روی رفتار و حالت روحی فرد داشته باشد.
در جلسهی آموزشی، متخصصان دربارهی آثار منفی حشیش بر سلامت روان بحث کردند.
بعضی از جوانان به دلیل کنجکاوی ممکن است حشیش را تجربه کنند، اما این کار میتواند پیامدهای جدی داشته باشد.
قوانین مربوط به استفاده و فروش حشیش در کشورها و مناطق مختلف بسیار متفاوت است.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوالات دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!