شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hesrem
my limit  |

حصرم

معنی: حصرم . [ ح ِ رِ ] (ع اِ) خرما که هنوز پخته نباشد. خرمای ناپخته . خرمای نارسیده . غوره ٔ خرما. ج ِ حصرمة. || غوره . غوره ٔ انگور. انگور شیرین ناشده . کحب . کحبة؛ انگور که هنوز سبز است . انگور ترش و نارسیده . گودک . (مهذب الاسماء). انگور سبز ناشیرین :
ز روزگار وفا هم به روزگار آید
که حصرم از پس ششماه میشود صهبا.
خاقانی .
راحت ز عنا آید و شک نی که به نسبت
زآن حصرم خام است چنین پخته می ناب .
خاقانی .
دولت به روزگار تواند اثر نمود
حصرم بچار ماه تواند شراب شد.
خاقانی .
بس خوشه ٔ حصرم از نمایش
کانگور بود به آزمایش .
نظامی .
- تیغ حصرم رنگ ؛ کبودرنگ . زنگاری :
تیغ حصرم رنگ و بر وی دانه دانه چون عنب
پخت گردون زآن عنب نقل و ز حصرم توتیا.
خاقانی .
- تیغ حصرمی ؛ تیغ حصرم رنگ :
در برتیغ حصرمی زاده جنابه چون عنب
برده جناب از آسمان کرده همه دو پیکری .
خاقانی .
- گشنیزه ٔ حصرم ؛ دانه های ریز نارسیده :
حرمت می راکه می گشنیز دیگ عیشهاست
بر سر گشنیزه ٔ حصرم روان افشانده اند.
خاقانی .
درباره ٔ خواص آن از نظر طب قدیم صاحب اختیارات بدیعی گوید: بپارسی غوره گویند و بلفظ دیگر کحب خوانند و طبیعت آن سرد است در اول ، خشک است در دویم وگویند سرد است در دویم و خشک است در سیم ، جهت دفع صفرا بغایت نافع بود و حرارت آن بشکند و معده و جگر را نافع بود. اما مولد ریاح و مغص بود و شکم ببندد و مصلح آن گلنگبین بود. صاحب تقویم گوید: مضر بود به آلات تناسل و منی و مصلح آن انیسون و عسل بود. بدل آن برساس یا حماض اترج بود. مؤلف تحفه آرد: بفارسی غوره نامند و آن انگور نارس سبز است در اول دوم سرد و در آخر آن خشک ، عصاره ٔ او سرد و خشک تر، مصفی حرارت خون و صفرا، قاطع صفرا، مقطع بلغم معده ، مقوی جگر و بدن ، حابس طبع، مانع انصباب مواد و رافع سستی اعضا و تشنگی . ضماد خشک او جهت خوشبو کردن عرق و جوشش بدن و حصف و خارش و سستی بدن نافع، و مضعف معده ٔ سرد و مضرباه ، مولد ریاح و مغص ، مورث عطش در بعضی امزجه بجهت تکثیف و مصلحش گلقند و انیسون و انجیر، و بدلش ریباس و ترشی ترنج است . رب ّ غوره قاطع تشنگی و مسکن حرارت و التهاب معده ، و جهت اسهال مراری و برانگیختن اشتها و حفظ جنین و تقویت احشا و غثیان صفراوی و رفع خمار و منع قبول مواد. و با رب انار میخوش جهت تب صفراوی مجرب . و عصاره ٔ او که در آفتاب خشک کرده باشند همین آثار دارد. و جهت خناق و ورم حنجره و قی ءالدم و رعاف و سعوط لهاة نافع، و با سرکه جهت نواصیر و چرک گوش ، و غرغره ٔ او جهت ورم حلق ، و جفته ٔ او جهت قرحه ٔ امعا، سیلان رطوبات رحم ، و اکتحال او جهت دمعه و انتشار و خشونت اجفان و تأکل مفید. آب او در افعال مثل عصاره ، و مقوی ماسکه ٔ معده . و چون توتیا را به آن پرورده کنند و بدستور سایر ادویه ٔ عین را، بغایت مقوی فعل آن است و مضر سینه و مورث سعال و مصلحش گلقند و شربت خشخاش و قدر شربت عصاره ٔ او یک مثقال و بدلش آب سیب ترش و سماق ، و شربت او، که از آب غوره قریب شیرینی سه جزو و عسل کف گرفته یکجزو ترتیب داده باشند ویکسال بر او گذشته باشد، جهت رفع وبا و تقویت هاضمه و قولنج ثفلی بغایت مؤثر و در سایر افعال مثل عصاره است - انتهی . و در بعضی کتب آمده است : حصرم را به پارسی غوره گویند. سرد است در اول و خشک است در دوم .و گویند سرد است در دوم و خشک است در سوم . صفرا فرونشاند و دفع حرارت کند و شکم ببندد و مغص آرد. و مصلحش گلقند است . و رجوع به تذکره ٔ ضریر انطاکی ص 127 شود. || (ص ) بخیل . مرد بخیل . مرد سخت بخیل که خرمای خام نگذارد. مردی که هیچ خیر ندهد البتّه . (مهذب الاسماء). || مرد ترش روی و تندخوی . || کوتاه بالا. || فرومایه از هر چیزی . (منتهی الارب ). || (اِ) بر تازه ٔ اناردشتی . || خار آهنین که بدان دلو را از چاه برآرند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
... ادامه
623 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (حِ رِ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 338
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
my limit
ترکی
sınırım
فرانسوی
ma limite
آلمانی
mein limit
اسپانیایی
mi limite
ایتالیایی
il mio limite
عربی
الحد الخاص بي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "حصرم" به معنای "زردآلو" در زبان فارسی استفاده می‌شود و قواعد خاصی برای نوشتن و استفاده از آن وجود ندارد. اما چند نکته نگارشی کلی برای نوشتن کلمات فارسی می‌توان به آن اشاره کرد:

  1. استفاده صحیح از حروف: توجه کنید که "حصرم" با حروف صحیح و به درستی نوشته شود.

  2. نقطه‌گذاری: در جملات، اگر "حصرم" در وسط جمله بیاید، باید طبق قواعد نقطه‌گذاری مناسب آن را در جمله قرار دهید.

  3. توافق با فاعل و مفعول: اگر "حصرم" به عنوان فاعل یا مفعول در جمله به کار برود، باید از نظر گرامری با سایر کلمات جمله هماهنگی داشته باشد.

  4. استفاده از هم‌نشین‌ها و تلفیق کلام: برای بیان دقیق‌تر مفهوم می‌توانید کلمه "حصرم" را با کلمات دیگر ترکیب کنید. مثلاً: "حصرم‌های رسیده" یا "مربای حصرم".

اگر سوالات بیشتری درباره‌ی استفاده از کلمه "حصرم" یا دیگر نکات نگارشی دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. حصرم یکی از میوه‌های خوشمزه و ترش است که در فصل بهار به وفور در بازار یافت می‌شود.
  2. در باغ مادرم، درخت حصرم بزرگی داریم که هرساله محصول فراوانی می‌دهد.
  3. طعم ترش و شیرین حصرم باعث می‌شود که بسیاری از افراد از آن برای تهیه شربت‌های طبیعی استفاده کنند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری