جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: حضن . [ ح َ ] (ع مص ) حضانت . در کنار گرفتن کودک را و پرورش دادن او را. در کنار گرفتن مادربچه را. (منتهی الارب ). || در زیر گرفتن مرغ خایه را. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). زیر بال گرفتن مرغ خایه را تا بچه آرد. در زیر بال گرفتن ماکیان چوزه و بیضه را. || حضن معروف از کسی ؛ بازداشتن نیکی را از وی . (منتهی الارب ). || حضن کسی از؛ بازداشتن او را از امری و به تنهائی بدان قیام کردن . || حضن از حاجت ؛ واداشتن کسی را از حاجت وی . (تاج المصادر بیهقی ). واداشتن کسی را از حاجت . (مهذب الاسماء). بازداشتن او را از آن . hug عناق، احتضان، عانق، تشبث، استمتع، حضن sarılmak câlin umarmung abrazo abbraccio
کلمه "حضن" در زبان فارسی به معنای دامن یا آغوش است و در متون ادبی، عرفانی و مذهبی به کار میرود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعدی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
نحوه نوشتار: "حضن" با استفاده از خط فارسی نوشته میشود و هیچ گونه نویسه یا نشانه خاصی ندارد.
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت "حَضْن" است، که حرف "ض" در آن مشدد است.
معانی مختلف: این کلمه در متون مختلف میتواند معانی مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال، در شعرای فارسی، به معنای آغوش مادری و محلی برای ناز و نوازش به کار میرود.
کاربردِ ادبی: در زمینه شعر و ادب، "حضن" معمولاً به عنوان نمادی از عشق، محبت و امنیت به کار میرود.
شیوههای بازنویسی: توجه کنید که در عبارات و جملات خود به کاربرد صحیح این کلمه توجه داشته باشید و از به کار بردن آن در جملات غیررسمی و محاورهای بپرهیزید، مگر اینکه بخواهید به یک بیان ادبی و زیبا دست یابید.
اگر سؤال خاصتری دربارهی این کلمه یا کاربرد آن دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
وقتی به خانه برگشتم، مادر با محبت مرا در حضن خود گرفت و احساس آرامش کردم.