جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خاموش . (اِخ ) ابن مظفرالدین ازبک . وی پس از پدرش مظفرالدین ازبک که در قلعه ٔ النجق بقولنج درگذشت با کمک قراجه ، غلام پدرش ، مدتی کرّ و فرّ کرد ولی کار بجائی نرسید. (از تاریخ گزیده ص 478). بنابرنقل تاریخ مغول نام او اتابک قزل ارسلان بن اوزبک است و چون کر و گنگ بوده او را خاموش می گفتند. (تاریخ مغول ص 126). بيفروغ، بينور، خموش، ساكت، صامت، هش، آرام، كمحرف، بيصدا ، اصم، بيزبان، گنگ ، منطفي، كشته ، قطع، ناروشن شلوغ گويا روشن
1- قطع، ناروشن off, silent, extinct, extinguished, quiet, still, quiescent, tacit, wordless, uncommunicative, calmed, soundless, relaxed, taciturn, whist, tight-lipped, tight-mouthed, Hist! بعيدا، جانبا، على بعد، في طريق، عن kapalı désactivé aus apagado spento دور، دورتر، بی موقع، ساکت، بی صدا، ارام، منقرض، معدوم، مرده، از بین رفته، تمام شده، ساکن، بی حرکت، راکد، ضمنی، بارامی و سکوت، بی حرف، غیرقابل بیان با لغات، کم حرف، بی علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر، کم سخن، کم گفتار، راز دار
کلمه «خاموش» در زبان فارسی به طور کلی به معنای عدم صدا و نور است و در متون مختلف به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
استفاده در جملات:
«خاموش» میتواند به عنوان صفت به کار رود. به عنوان مثال: «چراغ خاموش است.»
همچنین میتواند به عنوان قید در جملات به کار رود: «او خاموش رفت.»
ترکیب با دیگر کلمات:
«خاموش» میتواند با بعضی از کلمات ترکیب شود و اصطلاحات جدیدی بسازد. مانند: «خاموشی» (به معنای حالت خاموش بودن) یا «خاموش کردن» (به معنای از کار انداختن یا خاموش کردن چیزی).
معنای مجازی:
در کاربردهای مجازی، «خاموش» ممکن است به معانی عاطفی یا نمادین اشاره کند، مثل خاموشی در احساسات. برای مثال: «او در دلش خاموش بود.»
قواعد املایی:
کلمه «خاموش» به صورت صحیح باید به همین شکل نوشته شود. از نوشتن آن به صورتهای نادرست مانند «خاموشی» در مواضع نادرست پرهیز کنید.
نکات نگارشی:
نقطهگذاری و ساختار جملات در نگارش صحیح به کار بردن این کلمه اهمیت دارد. به عنوان مثال: «وقتی او در کنارم بود، دائماً خاموش بود.»
این موارد به شما کمک میکند تا کلمه «خاموش» را به درستی در جملات خود به کار ببرید و قواعد نگارشی مرتبط به آن را رعایت کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "خاموش" در جملات آوردهام:
شب هنگام، چراغها خاموش شدند و سکوت همه جا را فرا گرفت.
او تصمیم گرفت تلویزیون را خاموش کند تا بتواند به کتابش تمرکز کند.
هنگام بارش باران، صدای رعد و برق خفیف و جالبی در پسزمینه خاموش شد.
گوشیاش به دلیل تمام شدن باطری خاموش شد و نتوانست به تماسها پاسخ دهد.
بعد از یک روز شلوغ، او نیاز داشت همه چیز را خاموش کند و استراحت کند.
امیدوارم این جملات مفید باشند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دور، دورتر، بی موقع، ساکت، بی صدا، ارام، منقرض، معدوم، مرده، از بین رفته، تمام شده، ساکن، بی حرکت، راکد، ضمنی، بارامی و سکوت، بی حرف، غیرقابل بیان با لغات، کم حرف، بی علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر، کم سخن، کم گفتار، راز دار