جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خبن . [ خ َ ] (ع مص ) درنوشتن جامه و دوختن آن تا کوتاه شود. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درنوشتن جامه و خیاطت آن . (از اقرب الموارد) (متن اللغة) (تاج العروس ). || مردن . || دروغ بر بافتن . (از منتهی الارب ). || پنهان کردن طعام برای روزگار سختی و شدت . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج العروس ). || خبن آوردن شاعر در شعر. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (تاج العروس ). || و خبن عبارت از اسقاط حرف ساکن از سبب خفی است که اول رکن باشد چنانکه در فعلاتن گویند. (از المعجم فی معاییر اشعار العجم ). در «کشاف اصطلاحات فنون » خبن چنین تعریف شده است : بفتح خاء و سکون باء تحتانیه موحده ، نزد عروضیان افکندن دومین ساکن از جزء است و این جزء را مخبون نامندپس حذف سین مستفعلن مثلا خبن نامیده میشود و باقی آن که مستفعلن است مخبون باشد و چون غیر مستعمل است بجای آن مفاعلن آورند پس گفته میشود مفاعلن مخبون مستفعلن است چنانکه از عروض سیفی مستفاد می گردد و عنوان الشرف نیز در پاره ای از وسایل عروض عربی گوید: خبن اسقاط دومین ساکن است در صورتی که دومین ساکن سبب باشد و قید اخیر برای احتراز از ساکن در فاع لاتن در مضارع باشد. زیرا خبن در آن جائز نیست و برای این جهت فاع را وتد مفروق معتبر داشته اند و آنرا جدا نویسند. well جيد، تماما، إلى حد بعيد، كما يجب، بئر، ينبوع، مورد، حفرة عمودية عميقة، حجيرة حول مضخات السفينة، مقصورة المحامين، وعاء لسائل، حسن، معافى، دفق، تفجر، حسنًا peki bien also bueno bene
جيد|تماما , إلى حد بعيد , كما يجب , بئر , ينبوع , مورد , حفرة عمودية عميقة , حجيرة حول مضخات السفينة , مقصورة المحامين , وعاء لسائل , حسن , معافى , دفق , تفجر , حسنًا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خبن" در زبان فارسی به معنای خبر یا خبررسانی استفاده میشود. اما به طور دقیقتر، "خبن" به عنوان یک واژه عادی در زبان فارسی رایج نیست و احتمالا شما به اشتباه به دنبال "خبر" هستید.
قواعد نگارشی و استفاده از "خبر":
تعریف واژه: "خبر" به معنای اطلاعات جدید یا گزارش است.
استفاده در جملات:
خبر جدیدی در مورد وضعیت آب و هوا منتشر شده است.
لطفاً اخبار را هر روز دنبال کن.
جمع و مفرد:
خبر (مفرد)
اخبار (جمع)
قید و صفت:
خبری (به صورت صفت استفاده میشود)
خبررسان (به معنای کسی که خبر میآورد)
نکات نگارشی:
در نوشتن جملات ایرانی باید به قواعد نگارشی مانند استفاده صحیح از نقطه، کاما، و نقطهچین توجه کرد.
جملات باید به صورت منسجم و مرتبط با یکدیگر باشند.
لطفاً اگر سوال خاصی در خصوص واژه "خبن" یا موضوع دیگری دارید، بفرمایید تا بتوانم بهتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
امروز صبح خبری دربارهی یک پروژه جدید در دانشگاه شنیدم که خیلی جالب بود، خبن پروژهی بعدی چه خواهد بود؟
خبن، من همیشه به این فکر میکنم که چگونه میتوانم به بهبود وضعیت محیط زیست کمک کنم.
وقتی با دوستانم در مورد فیلم جدید صحبت میکردیم، خبن نظر آنها متفاوت از من بود.