جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ختم . [ خ َ ] (ع مص ) مهر کردن چیزی . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (از منتهی الارب ). || پوشانیدن دهان ظرف غذا یا شراب بگل یا موم تا نه از آن چیزی خارج شود و نه بدان چیزی داخل . منه : لیسقون من رحیق مختوم . (از معجم الوسیط). || مهر کردن نامه . امضاء کردن نامه با انگشتری . (از اقرب الموارد) (متن اللغة) (معجم الوسیط). منه : ختم الکتاب و علی الکتاب . || مهر نهادن بر دل کسی تا فهم نکند بچیز و بر نیاید از آن چیزی . (از منتهی الارب ) (متن اللغة) (معجم الوسیط) : ختم اﷲ علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة. (قرآن 7/2). || رسیدن به آخر چیزی (از منتهی الارب ). و چون : هذاالمرهم ... دواء «نافعاً»... فی ختم الجراحات و ادمالها. (ابن البیطار). || تمام گردانیدن و تمام خواندن آن . (از منتهی الارب ) (متن اللغة) (اقرب الموارد). منه : ختم الکتاب و نحوه . || تمام گردانیدن . و خواندن همه ٔ قرآن . (دهار) (زوزنی ): ختم القرآن . || بستن در خود بر دیگری . اعراض کردن . رو نشان ندادن . (از معجم الوسیط). منه : ختم بابه علی فلان ؛ ای اعرض عنه . (از متن اللغة). || برگزیدن کسی بر دیگری . برکشیدن . در خانه خود بر دیگری گشودن . منه : ختم بابه له ؛ ای آثره علی غیره . (از معجم الوسیط) (متن اللغة). || آب نخستین بکشت دادن . اولین آب بزراعت دادن . پس از تخم افکندن اولین آب به روی کشت بستن . (از معجم الوسیط)(متن اللغة). منه : ختم الزرع . || گرد آوردن زنبوران اندک موم رقیق تراز موم لانه و مالیدن وی بر لانه . (از منتهی الارب ). 1- اختتام، انتها، پايان، تكميل، تمام، فرجام بدو
1- مختوم
2- ترحيم، مراسم يابود، مراسم سوگواري
3- مهر كردن، مهر نهادن end, termination, finish, conclusion, sealing, finis, meeting of mourning نهاية، حد، غاية، طرف، توقف، هدف، غرض، هلاك، نتيجة، كيس، بقية، وضع حد، انتهى، أنهى، فرغ، قتل، قصد، قطع sona ermek finition beenden finalizar fine پایان، خاتمه، آخر، منظور، فسخ، پایان دهی، پرداخت، پرداخت رنگ وروغن، استنتاج، نتیجه، انعقاد
نهاية|حد , غاية , طرف , توقف , هدف , غرض , هلاك , نتيجة , كيس , بقية , وضع حد , انتهى , أنهى , فرغ , قتل , قصد , قطع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
در زبان فارسی، کلمه "ختم" به معنای پایان یا خاتمه است و در نگارش و قواعد فارسی به نکات زیر توجه میشود:
اعراب گذاری: "ختم" به صورت "خَتْم" نیز نوشته میشود که به معنای مهر یا علامت است. در هر دو صورت، معنای کلمه با توجه به سیاق جمله مشخص میشود.
استفاده در جملات: این کلمه میتواند به عنوان یک اسم یا فعل استفاده شود. به عنوان مثال:
اسم: "ختم این کتاب در روز شنبه انجام شد."
فعل: "او میخواهد کارهایش را ختم کند."
ترکیب با دیگر کلمات: "ختم" میتواند با کلمات دیگر ترکیب شود، مانند "ختم کتاب"، "ختم پیام"، یا "ختم روز".
نکات نگارشی: توجه به نگارش صحیح و املای درست کلمه در جملات ضروری است. همچنین، جنس کلمه "ختم" مذکر است.
معنای مجازی: واژه "ختم" در بعضی متون دینی و ادبی معنای خاصی دارد و در بیان مفاهیمی چون "ختم نبوت" و "ختم قرآن" کاربرد دارد. در این موارد، توجه به بافت فرهنگی و فلسفی کلمه نیز مهم است.
با رعایت این نکات، میتوان به درستی از کلمه "ختم" در نوشتار فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ختم" در جملات مختلف آورده شده است:
پس از خواندن قرآن، مراسم ختم برای مرحوم برگزار میشود.
او در پایان جلسه، صحبتهای خود را با یک ختم بندی کوتاه به پایان رساند.
پس از اتمام پروژه، مدیر جلسه را ختم کرد و از همه تشکر کرد.
برنامههای فرهنگی در این جشنواره به خوبی ختم شدند و همه از آن راضی بودند.
در روزهای پایانی ماه رمضان، مردم به برگزاری ختم قرآن اهتمام بیشتری دارند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا موضوع خاصی مدنظر دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: پایان، خاتمه، آخر، منظور، فسخ، پایان دهی، پرداخت، پرداخت رنگ وروغن، استنتاج، نتیجه، انعقاد