شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xaridār
buyer  |

خریدار

معنی: خریدار. [ خ َ ] (نف ) خریدکننده . مشتری . (ناظم الاطباء). خَرَندَه ، بایع، بَیِّع. (یادداشت بخط مؤلف ) :
ای خریدار من ترا بدو چیز.
رودکی .
ز هر سو فراوان خریدار خاست
بدان کلبه بر تیزبازار خاست .
فردوسی .
فروشنده ام هم خریدار نیز
فروشم بخرم ز هر گونه چیز.
فردوسی .
مده در بهای جهان عمر کوته
که جز تو جهان خود خریدار دارد.
ناصرخسرو.
تو گرد چون و چرا گرهمی نیاری گشت
چرا و چون ترا ما بجان خریداریم .
ناصرخسرو.
یار تو باید که بخرد ترا
هم تو خودی خیره خریدار خویش .
ناصرخسرو.
خریدار دارم بسی از تو من به
چرا خدمت تو کنم رایگانی .
منوچهری .
هوی بمن بر دلال معصیت گشته ست
از آنکه خواجه ٔ بازار فسق و عصیانم
گنه بمن بر دلال وار عرضه کند
بدان سبب که خریدار آب دندانم .
سوزنی .
بکاه برگی برگ جهان نخواهم جست
چنان که نیست به یک جو جهان خریدارم .
خاقانی .
چو نقدی را دو کس باشد خریدار
بهای نقد بیش آید پدیدار.
نظامی .
خریدار دُر گر چه باشد بسی
سفالینه را هم ستاند کسی .
امیرخسرو دهلوی .
تو با این مردم کوته نظر در چاه کنعانی
به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران .
سعدی .
معرفت نیست در این قوم خدا را مددی
تا برم گوهر خود را بخریدار دگر.
حافظ.
شیر مردان در کعبه مرا نپذیرند
که سگان در دیرند خریدار مرا.
خاقانی .
اولین کس که خریدار تو شد من بودم
مایه ٔ گرمی بازار تو شد من بودم .
وحشی بافقی .
- امثال :
یک یوسف مصری و صد خریدار . (از مجموعه ٔ امثال چ هند).
|| طالب .موافق بسیار. مشتاق . علاقه مند. خواهنده . (یادداشت بخط مؤلف ) :
کجا مردم در این اقلیم هموار
بوند آن لفظ پیشین را خریدار.
(ویس و رامین ).
که این ترک زاده سزاوار نیست
کس او را به شاهی خریدار نیست .
فردوسی .
خریدارم این رأی و پند ترا
سخن گفتن سودمند ترا.
فردوسی .
خریدارم او را بتخت و کلاه
بفرمان یزدان به گنج و سپاه .
فردوسی .
دستور ملک صاحب ابوالقاسم احمد
آن حمد و ثنا را به دل و دیده خریدار.
فرخی .
پشت اهل ادب است او و خریدار ادب
زین همی تیز شود اهل ادب را بازار.
فرخی .
از بارخدایان و بزرگان جهان ادبست
هم شعرشناسنده و هم علم خریدار.
فرخی .
چشم بدان دور باد از آن شه کانشه
سخت ادب پرور است و علم خریدار.
فرخی .
محمود و محمد ملکانند و شهانند
این خوی چنین را بدل و دیده خریدار.
فرخی .
حق است سخنهاش اگر زی تو محال است
بی شک خریدار خرافات و محالی .
ناصرخسرو.
این جهان پیرزنی سخت فریبنده ست
نشود مرد خردمند خریدارش .
ناصرخسرو.
مرد خرد را بعلم یاری ده
که خرد علم را خریدار است .
ناصرخسرو.
ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
مشک را با بوی زلفش بس خریداری نماند.
خاقانی .
باد در سبلت نااهل مدم
گرچه نااهل خریدار دم است .
خاقانی .
مرا ظن بود کز من برنگردی
خریدار بتی دیگر نگردی .
نظامی .
ناز بر آن کس که خریدار تست .
سعدی .
شهری است پرکرشمه و خوبان ز شش جهت
چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم .
حافظ.
بنده ٔ طالع خویشم که در این قحط وفا
عشق آن لولی سرمست خریدار من است .
حافظ.
و از درختان میوه ها پدید می آید و همه بزیر می ریزند و خشک میشوند و هیچ خریدار نباشد. (قصص الانبیاء).
... ادامه
493 | 0
مترادف: اسم، بايع، مشتري، طالب، مشتاق، خواهان، علاقهمند، مشتاق
متضاد: فروشنده بيعلاقه، بيزار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت)
مختصات: (خَ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: xaridAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1015
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
buyer | purchaser , shopper , alienee , vendee
ترکی
alıcı
فرانسوی
acheteur
آلمانی
käufer
اسپانیایی
comprador
ایتالیایی
acquirente
عربی
مشتر | وكيل المشتريات , المشتري
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خریدار" به عنوان یک اسم در زبان فارسی به معنای شخصی است که چیزی را خریداری می‌کند. در ادامه به چند نکته مهم در مورد استفاده و نگارش این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. استفاده درست: "خریدار" معمولاً به تنهایی یا به عنوان بخشی از ترکیب‌های دیگر (مانند "خریدار محصول" یا "خریدار آنلاین") به کار می‌رود.

  2. توجه به جمع: جمع این کلمه "خریداران" است. برای مثال: "خریداران این محصول از کیفیت آن راضی هستند."

  3. نکات نگارشی:

    • کلمه "خریدار" با حرف کوچک آغاز می‌شود مگر اینکه در ابتدای جمله قرار بگیرد.
    • هنگام نوشتن متن، باید به فضای بین کلمات توجه کنید تا از بهم ریختگی جلوگیری شود.
  4. قواعد صرفی: این کلمه به عنوان اسم، هیچگونه تغییر شکلی در زمان‌های مختلف ندارد، اما می‌تواند در جملات مختلف با فعل‌ها و صفت‌ها ترکیب شود.

  5. ترکیب‌ها و اصطلاح‌ها: این کلمه می‌تواند با پیشوندها و پسوندها ترکیب شود. به عنوان مثال:
    • "خریدار عمده"
    • "خریدار حقیقی"
    • "خریدار فعال"

۶. معانی مختلف: در بعضی زمینه‌ها، معنای خاص‌تری پیدا می‌کند. به عنوان مثال، در زمینه حقوقی ممکن است اشاره به خریدار در قراردادهای خرید و فروش داشته باشد.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "خریدار" به درستی و به شکل مؤثری در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "خریدار" در جمله آورده شده است:

  1. خریدار با دقت تمام ویژگی‌های محصول را بررسی کرد قبل از اینکه تصمیم به خرید بگیرد.
  2. در حراج این هفته، خریداران زیادی برای خرید محصولات تخفیف‌دار آمده بودند.
  3. خریدار باید در نظر داشته باشد که قیمت کالا در بازار چقدر است.
  4. بیشتر خریداران ترجیح می‌دهند از فروشگاه‌های آنلاین خرید کنند.
  5. خریدار با فروشنده توافق کرد که قیمت نهایی را کاهش دهد.

امیدوارم این جملات به شما کمک کنند!


واژگان مرتبط: کاسب خرده فروش، مغازه رو، گیرنده مال مورد انتقال، منتقل علیه، مشتری

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری