خسباندن
licenseمعنی کلمه خسباندن
معنی واژه خسباندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹خسبانیدن، خسپانیدن› [قدیمی]
مختصات:
(خُ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
767
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to fasten
ترکی
tutturmak
فرانسوی
attacher
آلمانی
zu befestigen
اسپانیایی
abrochar
ایتالیایی
per fissare
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خسباندن" در زبان فارسی به معنای قرار دادن یا چسباندن چیزی به یک سطح یا مکان خاص است. به برخی نکات نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
فعل و زمان: "خسباندن" یک فعل است و میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
- حال: میخسباند
- گذشته: خسبانید
-
اسم و صفت: این کلمه به صورت اسم هم به کار میرود و به معنای عمل چسباندن یا چیزی که چسبانده شده است، میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
-
نحوه استفاده در جملات:
- "او کاغذ را روی دیوار خسباند."
- "این کار موجب خسباندن اطلاعات به ذهن دیگران شد."
-
قاعده همخانوادگی: "خسباندن" از ریشه "خس"، به معنای چسباندن یا قرار دادن است و ممکن است واژههای دیگری نیز از این ریشه به وجود بیاید.
- نکات نگارشی:
- در نوشتن، فاصلهگذاری درست در جملهها و استفاده از علائم نگارشی مناسب (مانند ویرگول و نقطه) مهم است.
- به کار بردن فعل در جملات به صورت صحیح و با توجه به فاعل و مفعول اهمیت دارد.
این نکات میتواند در استفاده صحیح از کلمه "خسباندن" و نگارش متنهای مرتبط کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- صبح تصمیم گرفتم بعد از یک روز طولانی خسباندن را در یک کتاب خوب تجربه کنم.
- وقتی که به خانه برگشت، روی مبل لم داد و خسباندن را شروع کرد تا خستگی روز را دور کند.
- بعد از بازی فوتبال، همهی بچهها روی چمنها خسباندند و خستگیشان را فراموش کردند.
