جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خطر. [ خ َ ] (ع مص ) دم جنبانیدن . (منتهی الارب ). منه : خطر الفحل بذنبه خطراً؛ دم جنبانید آن گشن بچپ و راست . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || برداشتن و زیر آوردن شمشیر. منه : خطر الرجل بسیفه خطراً؛ برداشت شمشیر را باری و زیر آورد آنرا بار دیگر. خطر برمحه ؛ برداشت نیزه را باری وزیر آورد آنرا بار دیگر. (منتهی الارب ). فخرج یخطر بسیفه ؛ ای یهزه معجباً بنفسه متعرضا للمبارزه . (از اقرب الموارد). || جنبیدن نیزه و به اهتزاز درآمدن آن . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد). ذکر تک و الخطی یخطر بیننا. (از اقرب الموارد). || تبختر کردن یعنی برداشتن دستهارا باری و فروکردن آنها را بار دیگر. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ). منه : خطر الرجل فی مشیته ؛ ای اهتز و تبختر؛ یعنی برداشت دستها را باری و فروکرد آنها را بار دیگر. || برداشتن و حرکت دادن دست بسوی آسمان هنگام دعا. منه : خطر با صبعه ؛ ای حرکها. یقال : رایته یخطر باصبعه الی السماء؛ ای اذا حرکها فی الدعاء. (از اقرب الموارد). || حادث شدن حوادث . منه : خطرالدهر؛ حدثت حوادثه . (از منتهی الارب ). || روشن شدن امری در فکر. منه : خطر له کذا؛ لاح فی فکره . || بوسواس شیطانی گرفتار شدن . منه : خطر الشیطان بین الانسان و قلبه ؛ اوصل وسواسه الی قلبه . (از اقرب الموارد). || بیاد آوردن بعد از فراموشی . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). منه : خطرالامر بباله و علی باله و فی باله ؛ بیاد آورد آن کاررا پس از فراموشی . (از اقرب الموارد). || گذر کردن امری بخاطر. (منتهی الارب ). منه : خطر الشی ٔببالی ؛ گذر کرد آن چیز بیاد من . (از منتهی الارب ). بيم، دشواري، ريسك، مخافت، مخاطره، مضرت، مهلكه، هول، تهديد، كار بزرگ سلامت risk, danger, hazard, peril, jeopardy, dignity, importance خطر، مخاطرة، مجازفة، مغامرة، عرضة للخطر، خاطر، جازف، عرض للخطر tehlike le danger die gefahr el peligro il pericolo ریسک، احتمال زیان و ضرر، گشاد بازی، مهلکی، خوفناکی، اتفاق، قمار، بیم زیان، مسئله بغرنج، گرفتاری حقوقی، وقار، شان، مقام، بزرگی، جاه، اهمیت، قدر، اعتبار، نفوذ
خطر|مخاطرة , مجازفة , مغامرة , عرضة للخطر , خاطر , جازف , عرض للخطر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «خطر» در زبان فارسی به معنای موقعیت یا شرایطی است که احتمال وقوع یک آسیب، آسیبدیدگی یا خسارت وجود دارد. در نوشتار و نگارش، رعایت قواعد زیر میتواند به بهتر بیان کردن این مفهوم کمک کند:
نحوهٔ نوشتار: کلمه «خطر» به صورت صحیح و بدون املای اشتباه نوشته شود.
استفاده از نون گردان: برای اشاره به خطر خاص، میتوان از صفات و قیدها استفاده کرد. به عنوان مثال: «خطر جدی»، «خطر بزرگ»، «خطرهای احتمالی» و...
جملات شرطی: برای بیان خطر در شرایط خاص، میتوان از جملات شرطی استفاده کرد. به عنوان مثال: «اگر احتیاط نکنیم، خطر آسیب وجود دارد.»
کتابتی و گفتاری: در نوشتار رسمی، بهتر است از کلماتی مانند «ریسک» یا «تهدید» نیز در مواقع خاص استفاده کرد، اما در محاوره و گفتگو، استفاده از «خطر» رایجتر است.
قیدهای توصیفی: میتوان برای توصیف شدت یا نوع خطر از قیدهای توصیفی استفاده کرد. به عنوان مثال: «خطر بسیار زیاد»، «خطر خفی»، «خطر فوری» و...
اعمال نشانههای نگارشی: در جملات پیچیده که شامل توضیحات میشوند، استفاده از ویرگول، نقطهویرگول و دو نقطه برای وضوح بیشتر ضروری است.
با رعایت این نکات، میتوان مفهوم «خطر» را به طور مؤثر و صحیح در نگارش خود بیان کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "خطر" در جملات آورده شده است:
در شرایط بد جوی، رانندگی میتواند خطرناک باشد.
باید به جوانان درباره خطرات مواد مخدر آموزش داد.
حضور در این منطقه به دلیل فعالیتهای زمینلرزه، خطر زیادی دارد.
آتشسوزی جنگلها میتواند خطر جدی برای محیط زیست به همراه داشته باشد.
پیشنهاد میشود قبل از سفر به مناطق جنگلی، خطرات احتمالی را بررسی کنید.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!