جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خفیف . [ خ َ ] (ع ص ) سبک . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). مقابل ثقیل . ضد گران و سنگین . (یادداشت بخط مؤلف ). ج ، خِفاف ، اخفاف ، اَخِفّاء.هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن الیها فلما تغشَّی̍ها حملت حملا خفیفاً فمرت به فلما اثقلت دعوا اﷲ ربهما لئن آتَیْتَنا صالحا لنکونن َّ من الشاکرین . (قرآن 189/7). || شخص سبک . بی قدر. حقیر. بی وقار. خوار. (ناظم الاطباء) : این سخن پایان ندارد وآن خفیف می نویسد رقعه در طمع عفیف . مولوی . || نرم . آهسته .(یادداشت بخط مؤلف ). - مشی خفیف ؛ رفتن نرم . || آنچه از مرکز بمحیط رود و تا آنجا نرسد نیارامد. (از کائنات جو ابوحاتم اسفزاری ). || خفیف نزد اهل قوافی شعر منهوک را گویند. (از کشاف اصطلاحات فنون ). رجوع به منهوک در این لغت نامه شود. || (اصطلاح عروض ) خفیف نزد عروضیان ، اسم بحریست که وزن آن فاعلاتن مستفعلن فاعلاتن باشد دو بار ، چنانکه در عنوان اشرف گفته شده است در جامعالصنایع آمده : بحر خفیف را دو وزن می باشد: یکی تام و دیگری مجزو، اولین جمیع اجزاء بدین مثال : ز خفیف ار طلب کنی مثلی را تو وزن کن . فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن . دوم دو جزء بر اصل و یکی محذوف و مثال آن این شعر: ز خفیف آن نمونه کش بسخن فعلاتن مفاعلن فعلن . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). 1- سبك ثقيل
1- ضعيف، كم، ناچيز
2- بي مقدار، حقير، خوار، ذليل، زبون
3- آهسته، يواش
4- مبهم، غيرواضح
5- اهانت آميز، توهين آميز slight, light, small, abject, lightweight, mild طفيف، قليل، ضعيف، هزيل، نحيل، مهلهل، غيض، تافه، واه، سطحي، متواضع، وضيع، تجاهل، أهان، استخف، ازدرى، زل، أهمل hafif bénin leicht leve blando اندک، جزئی، کم، لاغر، نحیف، روشن، سبک، سبک وزن، کوچک، خرد، ریز، فرومایه، خسیس، سرافکنده، خوار، پست، خروس وزن
کلمه "خفیف" در زبان فارسی به معنای "ملایم"، "ناچیز" یا "کم" است و کاربردهای مختلفی دارد. برای استفاده صحیح از این کلمه، باید به نکات زیر توجه کرد:
نحوه نوشتن: کلمه "خفیف" به این شکل نوشته میشود و به هیچ وجه نباید اشتباه نوشته شود. توجه به حروف و حرکات آن برای خوانایی و انتقال صحیح معنا بسیار مهم است.
ترکیب با دیگر کلمات: "خفیف" میتواند به عنوان صفت همراه با نامها به کار رود، مثلاً "درد خفیف" یا "بو خفیف". همچنین میتواند در جملات توصیفی به کار برود.
تناظر معنایی: این کلمه معمولاً در زمینههایی که به کم بودن شدت یا مقدار چیزی اشاره دارد، به کار میرود. برای مثال: "این یادداشت خفیف است" به معنی این است که یادداشت زیادی مهم یا جدی نیست.
قواعد نگارشی: در نوشتن متون رسمی یا ادبی، رعایت نکات نگارشی اهمیت دارد. استفاده از ویرگول، نقطه و دیگر نشانههای نگارشی به وضوح و مفهومسازی جمله کمک میکند.
جایگاه در جمله: "خفیف" معمولاً پیش از نام (اسم) قرار میگیرد، ولی در بعضی موارد ممکن است در انتهای جمله به کار برود.
با توجه به این نکات، میتوان از "خفیف" به صورت صحیح و مؤثر در جملهها و متنها استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند جمله با کلمه "خفیف" ارائه میدهم:
درد او خفیف بود و نیازی به داروهای قوی نبود.
نسیم خفیف صبحگاهی احساس تازگی را به همراه داشت.
تغییرات خفیف در رنگ دیوار به زیبایی خانه افزوده است.
او با نگاه خفیف خود، احساساتش را به طور غیرمستقیم بیان کرد.
صدای خفیف باران بر روی سقف، آرامشبخش بود.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!