جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خل . [ خ ُل ل ] (ع اِ) دوست . در این صورت همیشه با لفظ ود مرادف می باشد. خِل ّ. (منتهی الارب ). منه : کان لی وداًو خلا. ج ، اخلال . رجوع به خِل ّ در این لغت نامه شود. 1- سركه
2- لاغر شدن
3- سوراخ كردن عاقل crackpot, mad, nuts, dotty, flighty, abnormal, light, queerish, screwy, strange, half-baked, light-minded, off-beat, off-color, off-colour, khal khal khal khal khal khal دیوانه بی ازار، دیوانه، از جا در رفته، عصبانی، مجنون، شیفته، نقطه نقطه، خال خال، احمق، دمدمی مزاج، بوالهوس، متلون المزاج، غیر عادی، ناهنجار، روشن، سبک، سبک وزن، کم، خفیف، عجیب، عجیب و غریب، گمراه کننده، غریب، بیگانه، غریبه، عجب، نیم پخته، ناپخته، ناقص، بی تجربه، خام، بی قید، سبک مغز، بی فکر، خوش گذران، دارای رنگ ناجور، دارای رنگ مغایر
کلمه "خل" در زبان فارسی به معنای "خالی" یا "خالی بودن" استفاده میشود و میتواند در متون مختلف به کار رود. در نگارش این کلمه و استفاده از آن چند نکته وجود دارد:
نحوه نوشتن: کلمه "خل" به صورت جدا و با املای صحیح نوشته میشود.
موقعیت واژه: این کلمه میتواند به عنوان اسم یا صفت در جملات استفاده شود. به عنوان مثال:
"این اتاق خل است." (در اینجا به عنوان صفت)
"معانی واژهها در ذهن او خل است." (در اینجا به عنوان اسم)
جمع و مفرد: این کلمه معمولاً به صورت مفرد استفاده میشود، اما در سیاقهای خاص میتوان جمع آن را نیز به کار برد، هرچند که کاربرد آن کمتر است.
ترکیب با دیگر کلمات: کلمه "خل" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود و معانی متفاوتی به دست آورد. مثلاً "خلوت" به معنای بیجمعیت و تنها بودن.
پرهیز از ابهام: در استفاده از "خل" باید به زمینه و مفهوم جمله توجه کرد تا از ابهام جلوگیری شود.
نگارش رسمی و غیررسمی: در متون رسمی باید به دقت از این کلمه استفاده کرد و در نوشتار غیررسمی ممکن است استفادههای آزادتر و غیررسمیتری مجاز باشد.
در انتها، توجه به معنی و سیاق جمله از اهمیت بالایی برخوردار است تا پیامی که منتقل میشود به درستی فهمیده شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند مثال برای کلمه "خل" در جمله آورده شده است:
خل دوستانهای در گروه ما وجود دارد که همه را به هم نزدیکتر کرده است.
وقتی به او گفتم که نمیتواند به این راحتی از زیر کارش در برود، تا حدی خل شد.
خل دما در تابستان باعث میشود که ساعتها زیر سایه بمانیم.
صدای خل صدای آب در چشمههای کوهستانی بسیار دلنواز است.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دیوانه بی ازار، دیوانه، از جا در رفته، عصبانی، مجنون، شیفته، نقطه نقطه، خال خال، احمق، دمدمی مزاج، بوالهوس، متلون المزاج، غیر عادی، ناهنجار، روشن، سبک، سبک وزن، کم، خفیف، عجیب، عجیب و غریب، گمراه کننده، غریب، بیگانه، غریبه، عجب، نیم پخته، ناپخته، ناقص، بی تجربه، خام، بی قید، سبک مغز، بی فکر، خوش گذران، دارای رنگ ناجور، دارای رنگ مغایر
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر