شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xelās

خلاص

معنی: خلاص . [ خ ِ ] (ع اِ) خلاصه ٔ روغن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || گداخته ٔزر و سیم . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || زر خالص . سره . (یادداشت بخط مؤلف ) :
خلاص بود و کنون قلب شد ز سکه بگشت
مزور آمد و خائن چو سکه ٔ قلاب .
خاقانی .
زری که خلاص آمد از نار نیندیشد.
خاقانی .
شاه فرمود تا بمجلس خاص
بر محکها زنند زر خلاص .
نظامی .
|| مسکه . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || بوته ٔ زرگری . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) :
می بیغش برآمده ز سبو
چون زر خالص از درون خلاص .
نظیری (از آنندراج ).
|| رب خرما. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || خَلاص (خِلاص ) خلاصه . برگزیده . خالص از چیزی . (یادداشت بخط مؤلف ). || خَلاص (خِلاص ) (اِمص ) رهایی . رهایش . آزادی .نجات . (از ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف ) : خلاص خود را چاره ای می جست . (کلیله و دمنه ). تدبیر خلاص من چگونه می بینی . (کلیله و دمنه ). آدمی چون کرم پیله است هرچند بیش تند ببند سخت تر گردد و خلاص متعذرتر. (کلیله و دمنه ).
زین وجودت بجان خلاص دهند
بازت از تو وجود خاص دهند.
خاقانی .
گر مرا دشمن ز من دادی خلاص
بر سر دشمن روان افشاندمی .
خاقانی .
رخت عزلت بخراسان برم انشأاﷲ
که خلاص از پی دوران بخراسان یابم .
خاقانی .
یکی بندیم شکوه آورد پیش
خلاصش ندیدم بجز بند خویش .
سعدی (بوستان ).
چه کردی که آمد بجانت خلاص .
سعدی (از آنندراج ).
شکارش نجوید رهایی ز بند
اسیرش نخواهد خلاص از کمند.
سعدی (از آنندراج ).
جان ببستم بمیان شمعصفت از سر شوق
تا نسوزی ز غم عشق نیابی تو خلاص .
حافظ.
- امثال :
حاجی مرد و شتر خلاص ؛ کار تمام شد.
- خلاص شدن ؛ رها شدن . آزاد شدن . نجات یافتن . شفا یافتن . آسوده گشتن . (ناظم الاطباء) :
شد از لطف او در گلستان خاص
همای کدو از قناعت خلاص .
ملاطغرا (در تعریف پیر مغان از آنندراج ).
- خلاص کردن ؛ رهایی بخشیدن . آزاد کردن .
- خلاص گشتن ؛ رها شدن . رهایی یافتن . دغدغه گذاردن :
هرکه او را کار با زنجیر زلف افتاده ست
گردنش گردد مگر از قید در محشر خلاص .
سلیم (از آنندراج ).
بعد ازین بر من ندارد دست آسیب جهان
سوختم گشتم ز هر آفت چو خاکستر خلاص .
سلیم (از آنندراج ).
|| صدق . محبت . (آنندراج ). علاقه . اخلاص : خلف این نصیحت بشنید و مقبول داشت و دانست که این سخن از سر خلاص و اخلاص می رود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). || (ص ) رها. آزاد. || سلامت . عافیت . شفاء. (ناظم الاطباء).
... ادامه
529 | 0
مترادف: 1-صفت 2- آزاد، آسوده، رها، فارغ، مرخص، مستخلص، ول
متضاد: اسير، گرفتار، درگير 1- رهايي، نجات، استخلاص
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (طلا، نقره ، روغن و جز آن )
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: xalAs
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 721
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
özgür
فرانسوی
gratuit
آلمانی
frei
اسپانیایی
gratis
ایتالیایی
gratuito
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خلاص" در زبان فارسی به معنای "خلاصه" یا "خلاص کردن" به کار می‌رود. در زیر به برخی از نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه استفاده: "خلاص" معمولاً در جملات به عنوان اسم یا فعل به کار می‌رود. برای مثال:

    • به عنوان اسم: "نویسنده خلاص داستان را ارائه داد."
    • به عنوان فعل: "او تلاش کرد تا مطالب را خلاص کند."
  2. نحوه صرف فعل: اگر "خلاص" به عنوان فعل در نظر گرفته شود، می‌توان آن را در زمان‌های مختلف صرف کرد. برای مثال:

    • حال: "او مطالب را خلاص می‌کند."
    • گذشته: "او مطالب را خلاص کرد."
  3. نکات نگارشی:

    • در نوشتار رسمی، استفاده از "خلاص" در معانی غیررسمی یا محاوره‌ای می‌تواند نامناسب باشد؛ بنابراین توجه به زمینه مناسب برای استفاده از این کلمه اهمیت دارد.
    • به کار بردن "خلاص" به نحوی که خوانایی متن حفظ شود و مفهوم به درستی منتقل شود، الزامی است.
  4. جملات نمونه:
    • "این مقاله خلاصه‌ای از تاریخچه علم پزشکی را ارائه می‌دهد."
    • "لطفاً نکات اصلی را خلاص کنید تا زمان بیشتری داشته باشیم."

در نهایت، توجه به اصول نگارشی و قواعد زبان فارسی در استفاده از این کلمه اهمیت ویژه‌ای دارد تا به رسایی و وضوح متن کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند مثال برای استفاده از کلمه "خلاص" در جمله آورده شده است:

  1. او پس از یک روز طولانی در کار، به یک خلاص و استراحت نیاز دارد.
  2. بهترین راه برای درک مطلب، خلاص کردن آن به نقاط کلیدی است.
  3. این کتاب شامل خلاصه‌ای از تاریخچه هنر معاصر است.
  4. معلم خواسته است که خلاصه‌ای از درس را برای امتحان آماده کنیم.
  5. در پایان جلسه، او خلاصه‌ای از موضوعات مطرح شده را ارائه کرد.

امیدوارم این مثال‌ها مفید باشند!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری