شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xa(o)mud
pacification  |

خمود

معنی: خمود. [ خ ُ ] (ع مص ) خمد.(منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به خمد شود. فرونشستن آتش . (ترجمان علامه جرجانی ).
- خمود تب ؛ سرد شدن و سکونت آن . (یادداشت بخط مؤلف ).
- خمود نار ؛ بمردن آتش . (یادداشت بخط مؤلف ).
|| طرف تفریط عفت است و آن سکونت از حرکت در طلب لذات ضروری است که شرع و عقل در اقدام بر آن رخصت داده باشد از روی نثار نه از روی نقصان خلقت .(نفایس الفنون فی عرائس العیون ). || (اِمص ) پژمردگی . کاهلی . (یادداشت بخط مؤلف ) :
زین حوالت رغبت افزا در سجود
کاهلی و جبر مفرست و خمود.
مولوی .
... ادامه
400 | 0
مترادف: افسرده، بي تحرك، بي روح، خموش، ركود ، ساكت
متضاد: پرنشاط رونق 1- ساكت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی: خُمود]
مختصات: (خُ) [ ع . ] (اِمص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 650
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
pacification | assuagement , blackout , decrement , dying , extinction , mollification , remission , senility , suspended animation , pass-out , bent over
ترکی
bükülmüş
فرانسوی
pencha
آلمانی
gebückt
اسپانیایی
encorvado
ایتالیایی
piegato
عربی
تهدئة | إعادة السلام , إخماد الفتنة , إصلاح , تسكين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خمود" در زبان فارسی به معنای حالتی از کم‌تحرکی یا بی‌حالی است و می‌تواند در متون رسمی و غیررسمی به کار رود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. معنی و کاربرد: "خمود" به معنای غفلت، بی‌حالی و کم‌تحرکی به کار می‌رود. در جملات، می‌توان از آن برای توصیف حالتی از رکود یا نداشتن انگیزه و انرژی استفاده کرد.

  2. جنس کلمه: "خمود" یک اسم است و معمولاً به عنوان اسم منفصل یا صفت به‌کار می‌رود. برای مثال: "او در حالت خمود به سر می‌برد."

  3. ترکیب‌ها: این واژه می‌تواند به‌راحتی در ترکیب با دیگر کلمات به کار رود. به عنوان مثال: "خمود روحی"، "خمود جسمی"، یا "خمود ذهنی".

  4. صرف و نحو: در جملات، "خمود" معمولاً به عنوان مفعول یا فاعل مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عنوان مثال: "خمود او باعث کاهش کارایی‌اش شد."

  5. توجه به هم‌نشینی‌ها: در هنگام استفاده از "خمود"، توجه به هم‌نشینی‌ها و واژگان همراه مهم است. این کلمه معمولاً با واژه‌های مرتبط با بی‌حالی یا ضعف ادامه پیدا می‌کند.

  6. جملات نمونه:
    • "پس از چند روز کار مداوم، احساس خمودی می‌کرد."
    • "خمود بودن در این شرایط نمی‌تواند به پیشرفت کمک کند."

با رعایت این نکات و قواعد، می‌توان از کلمه "خمود" به‌درستی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بعد از یک روز طولانی و خسته‌کننده، احساس خمودی همه‌جا را فرا گرفته بود.
  2. باران مداوم و تاریکی آسمان باعث شد که او به حالت خمودی فرو رود و انگیزه‌اش را برای کار از دست بدهد.
  3. خمودی ناشی از بی‌تحرکی جسمی، تأثیر منفی بر روحیه و انرژی او گذاشته بود.

واژگان مرتبط: ارامش، تسکین دادن، فرونشانی، تسکین، تخفیف، فتور، خاموشی، خاموش شدن چراغ ها، قطع کامل برق، خاموشی شهر، کاهش، میزان کاهش، ضایعات، کاستن پلهای، کهنگی، مرگ، فوت، انقراض، انهدام، اطفاء، خاموش سازی، دلجویی، نرم کردن، بخشش، عفو، بهبودی بیماری، گذشت، پیری، سالخوردگی، کهولت، وقفه موقت فعالیت های حیاتی و غیره

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری