جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
bent|limped , bowed , limber , geniculate , slouchy , embowed , humpy , bent over
ترکی
bükülmüş
فرانسوی
pencha
آلمانی
gebückt
اسپانیایی
encorvado
ایتالیایی
piegato
عربی
انحنى|هبة , مصمم على , محني , مقوس , منحنى , خير , متقوس , مساعد , مائل , مطوي , محدب , عون , فائدة , القدرة على الإحتمال , عازمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خمیده" به عنوان یک صفت در زبان فارسی به کار میرود و در موارد مختلفی قابل استفاده است. در اینجا چند نکته دربارهی قواعد و نگارش صحیح این کلمه آورده شده است:
تعریف کلمه: "خمیده" از ریشه "خم" به معنای منحنی یا غیرراست است و در توصیف اشیاء یا حالتها به کار میرود.
نحوهی نوشتار: این کلمه به صورت "خمیده" نوشته میشود و هیچ علامت نگارشی خاصی نیاز ندارد.
تطابق یا تناسب: مانند سایر صفات، "خمیده" باید با اسمهایی که توصیف میکند از نظر جنس و تعداد هماهنگ باشد؛ مثلاً:
"درخت خمیده" (مفرد، مذکر)
"درختان خمیده" (جمع، مذکر)
"پایه خمیده" (مفرد، مؤنث)
"پایههای خمیده" (جمع، مؤنث)
استفادههای مجاز: این کلمه میتواند در متون ادبی، توصیفی و حتی علمی به کار رود و بخصوص در زمینههایی که اشاره به تغییر شکل یا وضعیت یک جسم دارند، کاربرد خوبی دارد.
مثال:
"درختان خمیده در باد میرقصند."
"سقف خمیده خانه نشانهای از قدمت آن است."
با رعایت این نکات میتوانید به درستی از کلمه "خمیده" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "خمیده" در جمله آوردهام:
درختان قدیمی پارک به دلیل بادهای شدید، شاخههای خمیدهای دارند.
وقتی او به سرعت به سمت من دوید، متوجه شدم که شانههایش خمیده است.
در آینه، تصویر چهرهاش با یک حالت خمیده و غمگین به نظر میرسید.
صفحه کتاب به دلیل سالها استفاده، خمیده و آسیبدیده شده است.
او با قدمهای خمیده و آهسته به سمت خانهاش میرفت.
امیدوارم این جملات به شما کمک کند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: منحنی، خم شده، مایل، متمایل، متمایل بپایین، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، دارای زانویی، بی عرضه، تنبل، گنبدی، هلالی، زاویهدار، کمانی شکل، دارای بر امدگی، قوزدار، اخمو، ترشرو