شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

xamide
bent  |

خمیده

معنی: خمیده . [ خ َ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) کج شده . خم گردیده . معوج . مایل . (ناظم الاطباء). چفیده . (صحاح الفرس ). منحنی . بخم . دوتا. کوژ. دولا. خم خورده . چفته . (یادداشت بخط مؤلف ) :
همی برفشانم بخیره روان
خمیده روانم چو خم کمان .
فردوسی .
خمیده سر از بار شاخ درخت
بفر جهاندار بیداربخت .
فردوسی .
چو باریک و خمیده شد پشت ماه
ز باریک زلف شبان سیاه .
فردوسی .
خمیده کمانی چو ابروی اوی
همی راست آمد ببازوی اوی .
فردوسی .
بدخوی شوی ز خوی بد یار خود چنانک
خنجر خمیده گشت چو خمیده شد نیام .
ناصرخسرو.
چونست بار شاخ و سمن پروین
که ماه نو خمیده چو عرجونست .
ناصرخسرو.
چنگ او در چنگ او همچون خمیده عاشقی
با خروش و با نفیر و با غریو و با غرنگ .
منوچهری .
بر پر الفی کشید ونتوانست
خمیده کشید الف ز بی صبری .
منوچهری .
آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار
بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند.
خاقانی .
همچون درخت گندم باشی از برای فرض
گه راست ، گه خمیده و جان بسته بر میان .
خاقانی .
وآن قد الف مثال مجنون
خمیده ز بار عشق چون نون .
نظامی .
چون قامتم کمان صفت از غم خمیده شد
چون تیر ناگهان ز کمانم بجست یار.
سعدی .
خموع ؛ خمیده رفتن کفتار مانند لنگ . خمع؛ خمیده رفتن کفتار مانند لنگ . مهلل ؛ شتر لاغر خمیده . (منتهی الارب ).
- ابروی خمیده ؛ ابروی کج :
مرغ دل صاحبنظران صید نکردی
الا بکمان خانه ٔ ابروی خمیده .
سعدی .
- پشت خمیده ؛ پشت دو تاشده . پشت دولاشده .
- خمیده پشت ؛ پشت دوتاشده :
خمیده پشت از آن گشتند پیران جهاندیده
که اندر خاک می جویند ایام جوانی را.
(نقل از جنگ خطی آقا ضیاءالدین نوری ).
... ادامه
718 | 0
مترادف: خم، كج، كماني، گوژ، مايل، متمايل، معوج، منحني، ناراست
متضاد: راست، صاف
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (قید، صفت)
مختصات: (خَ دِ) (ص مف .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: xamide
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 659
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
bent | limped , bowed , limber , geniculate , slouchy , embowed , humpy , bent over
ترکی
bükülmüş
فرانسوی
pencha
آلمانی
gebückt
اسپانیایی
encorvado
ایتالیایی
piegato
عربی
انحنى | هبة , مصمم على , محني , مقوس , منحنى , خير , متقوس , مساعد , مائل , مطوي , محدب , عون , فائدة , القدرة على الإحتمال , عازمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "خمیده" به عنوان یک صفت در زبان فارسی به کار می‌رود و در موارد مختلفی قابل استفاده است. در اینجا چند نکته درباره‌ی قواعد و نگارش صحیح این کلمه آورده شده است:

  1. تعریف کلمه: "خمیده" از ریشه "خم" به معنای منحنی یا غیرراست است و در توصیف اشیاء یا حالت‌ها به کار می‌رود.

  2. نحوه‌ی نوشتار: این کلمه به صورت "خمیده" نوشته می‌شود و هیچ علامت نگارشی خاصی نیاز ندارد.

  3. تطابق یا تناسب: مانند سایر صفات، "خمیده" باید با اسم‌هایی که توصیف می‌کند از نظر جنس و تعداد هماهنگ باشد؛ مثلاً:

    • "درخت خمیده" (مفرد، مذکر)
    • "درختان خمیده" (جمع، مذکر)
    • "پایه خمیده" (مفرد، مؤنث)
    • "پایه‌های خمیده" (جمع، مؤنث)
  4. استفاده‌های مجاز: این کلمه می‌تواند در متون ادبی، توصیفی و حتی علمی به کار رود و بخصوص در زمینه‌هایی که اشاره به تغییر شکل یا وضعیت یک جسم دارند، کاربرد خوبی دارد.

  5. مثال:
    • "درختان خمیده در باد می‌رقصند."
    • "سقف خمیده خانه نشانه‌ای از قدمت آن است."

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از کلمه "خمیده" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "خمیده" در جمله آورده‌ام:

  1. درختان قدیمی پارک به دلیل بادهای شدید، شاخه‌های خمیده‌ای دارند.
  2. وقتی او به سرعت به سمت من دوید، متوجه شدم که شانه‌هایش خمیده است.
  3. در آینه، تصویر چهره‌اش با یک حالت خمیده و غمگین به نظر می‌رسید.
  4. صفحه کتاب به دلیل سال‌ها استفاده، خمیده و آسیب‌دیده شده است.
  5. او با قدم‌های خمیده و آهسته به سمت خانه‌اش می‌رفت.

امیدوارم این جملات به شما کمک کند!


واژگان مرتبط: منحنی، خم شده، مایل، متمایل، متمایل بپایین، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، دارای زانویی، بی عرضه، تنبل، گنبدی، هلالی، زاویهدار، کمانی شکل، دارای بر امدگی، قوزدار، اخمو، ترشرو

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری