جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: خنور. [ خ َ / خ ُ ] (اِ) کاسه . کوزه . (ناظم الاطباء) : همه جام باده سراسر بلور طبقهای زرین و زرین خنور. فردوسی . اندر اقبال آبگینه خنور بستاند عذر توبه بلور. عنصری . ز دولا کرد آب اندر خنوری که شوید جامه را هر بخت کوری . شهابی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ). بضرورت خنوری می بایست که آب بتفاریق در وی جمع شود تا بیکبار به اختیار مردم دفع شود و آن خنور مثانه است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). لعل و یاقوت است بهر وام او در خنوری و نوشته نام او. مولوی . فعم ؛ پر کردن خنور را. افعام ؛ پر کردن خنور و مانند آن را. متوضر؛خنور چرکین . (منتهی الارب ). || کوزه ٔ گلی که در آن پول نگاه دارند. || ظروف و اوانی و سایر آلات و ضروریات و لوازم خانه و اثاث البیت . (ناظم الاطباء). مطلق ظرف است ؛ یعنی چیزی که چیز دیگر در آن جای گیرد اعم از سفالینه و فلزینه و نسج و جز آن . وعاء. ظرف . آوند. اناء. (یادداشت بخط مؤلف ) : از تو دارم هرچه در خانه خنور وز تو دارم نیز گندم در کنور. رودکی . هرچه بودم بخانه خم و کنور و آنچه از گونه گون قماش و خنور. طیان . این کالبد خنور بوده ست شصت سال بنمای تا چه حاصل کردی در این خنور. ناصرخسرو. لیکن مهم در دنیا شش چیز است : خوردنی . پوشیدنی . مسکن . خنورخانه . زن . مال و جاه . (کیمیای سعادت ). از آن دشمن و دوست نارم بخانه که خالی است از خشک و از تر خنورم . سنائی . نیابی جوخنوری را که دوران سوخت بنگاهش نبینی نان تنوری را که طوفان کرد ویرانش . خاقانی . || دو بسته ای که روی اسب گذارند و میان آنها سوار بنشیند. (ناظم الاطباء). || کشت کاری . برزیگری . (از ناظم الاطباء). khnoor خنور knoor khnoor khnoor knoor khnoor
کلمه "خنور" در زبان فارسی به معنی "چینخوردگی" یا "چین" است و در برخی متون به عنوان یک وصف برای اشیایی که دارای چین و چروک هستند به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه در متنهای نگارشی و ادبی، توجه به قواعد زیر ضروری است:
استفاده در جملات: "خنور" معمولاً به عنوان صفت به کار میرود. به عنوان مثال: "این پارچه خنور است."
همنشینی با دیگر کلمات: میتوانید از این کلمه در کنار دیگر صفات و قیدها استفاده کنید. مثلاً: "این لباس بسیار خنور و قدیمی است."
قواعد صرف و نحو: در حالت جمع، ممکن است کلمه "خنور" به "خنورها" تغییر یابد.
پرهیز از تکرار بیمورد: مانند بسیاری از کلمات دیگر، تکرار بیمورد "خنور" در یک متن میتواند مانع از زیبایی نگارش شود. سعی کنید تنوع واژگان را رعایت کنید.
نکات ادبی: در متون ادبی و شعر میتوانید با استفاده از "خنور" تصاویری زیبا و احساساتی عمیق خلق کنید. به عنوان مثال، توصیف یک صحنه با استفاده از "خنور" میتواند نشاندهنده زمان یا کهنگی باشد.
اگر سوال خاصی دارید یا به دنبال استفاده خاصی از این کلمه هستید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در دل شب، خنور به آرامی در میان درختان قدم میزد و صدای خشخش برگها را ایجاد میکرد.
خنور با چشمان درخشانش به ستارهها نگاه میکرد و به زیبایی آسمان فکر میکرد.
صدای خنور در دوردست به گوش میرسید و همه ی حیوانات جنگل را به آرامش دعوت میکرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر