شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

stare no  |

خیره خیر

معنی: خیره خیر. [ رَ / رِ ] (ق مرکب ) سرگردان . متحیر. پریشان . حیران . (یادداشت مؤلف ) :
ز لشکر بر شاه شد خیره خیر
کمان را بزه کرد و یک چوبه تیر.
فردوسی .
تبه گشت اسب بزرگان به تیر
پیاده برآویخته خیره خیر.
فردوسی .
|| بیهده . هرزه . بی سبب . بی دلیل . بی علت . بی تقریب :
تو نیز ای بخیره خرف گشته مرد
ز بهر جهان دل پر از داغ ودرد
چو شاهان به کینه کشی خیره خیر
ازین دو ستمکاره اندازه گیر.
فردوسی .
یکی راه پیش آمدش ناگزیر
همی رفت بایست بر خیره خیر.
فردوسی .
بدو گفت از اینسو گذشت اردشیر
ازو بازماندیم ما خیره خیر.
فردوسی .
فرزند اوست حرمت او چون ندانیش
پس خیره خیرامید چه داری برحمتش .
ناصرخسرو.
|| (ص مرکب ) تاریک . تیره .خیرخیر :
از آواز گردان و باران تیر
همی چشم خورشید شد خیره خیر.
فردوسی .
|| مفت . رایگان . مجانی . بی مزد. بی اجر :
چه سازیم تختی چنین خیره خیر
که بر وی شود دیگری جای گیر.
نظامی .
|| پررو. خیره سر. جسور. شوخ چشم . خیرخیر :
تو تنها بجنگ آمدی خیره خیر
کنون پای دار و عنان سخت گیر.
فردوسی .
سخن هر چه گویم ز من یاد گیر
مشو نیز با پیر بر خیره خیر.
فردوسی .
... ادامه
1738 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1625
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
stare no
عربی
التحديق لا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری