شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dādestān
attorney general  |

دادستان

معنی: دادستان . [ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) مرکب از «داد» به معنی عدل و «ستان » از ادات اتصاف به مکان ، یعنی محل داد وجای داد. در پهلوی دادستان لغةً به معنی جای داوری و مجازاً به معنی فتوی و قانون است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) :
من شکستم حرمت ایمان او
پس یمینم برد دادستان او.
مولوی .
|| شریک شدن و راضی گردیدن در کاری . (برهان ).
... ادامه
645 | 0
مترادف: 1- مدعي العموم 2- دادور، داور، قاضي 3- امير، پادشاه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مرکب از داد (عدل) + ستان (پسوند مکان)] [قدیمی]
مختصات: (س ) (ص فا. اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dAdsetAn
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 520
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
attorney general | prosecuting attorney , prosecutor
ترکی
savcı
فرانسوی
procureur
آلمانی
staatsanwalt
اسپانیایی
fiscal
ایتالیایی
pubblico ministero
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دادستان" در زبان فارسی به معنای مقام قضایی است که مسئولیت پیگیری و تعقیب جرم‌ها را دارد. در نگارش و استفاده از این واژه، چند نکته مهم وجود دارد:

  1. املا: واژه "دادستان" به صورت صحیح و بدون فاصله و با املای درست نوشته شود. این واژه به صورت ترکیبی از "داد" (به معنای دادگری و عدالت) و "ستان" (به معنای مکان یا جایگاه) است.

  2. نقطه‌گذاری: اگر در جملات رسمی از کلمه "دادستان" استفاده می‌شود، توجه به ساختار جمله و نقطه‌گذاری مناسب اهمیت دارد. مثلاً: "دادستان اعلام کرد که تحقیقات ادامه دارد."

  3. تطبیق با کلمات دیگر: هنگام ادغام "دادستان" با سایر واژه‌ها، باید به قواعد ترکیبی دقت کنید. به عنوان مثال، عباراتی چون "دادستان عمومی"، "دادستان ویژه" و... باید به دقت و با حفظ هارمونی زبانی نوشته شوند.

  4. استفاده از حروف بزرگ: در متون رسمی، نام مقام‌ها و عنوان‌ها معمولاً با حروف بزرگ نوشته می‌شوند. بنابراین، اگر "دادستان" جزء عنوان یک مقام باشد، می‌توان آن را با حرف بزرگ نوشت: "دادستان کل کشور".

  5. جایگاه لفظی: در جملات باید به جایگاه صحیح این کلمه در جمله توجه شود. به عنوان مثال: "دادستان پرونده را بررسی کرد" یا "پرونده به دادستان ارجاع داده شد".

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "دادستان" به درستی در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در ادامه چند جمله با کلمه "دادستان" آورده شده است:

  1. دادستان پرونده به بررسی مشاهدات و شواهد موجود پرداخت.
  2. در جلسه دادگاه، دادستان به دفاع از موکل خود پرداخت و مدارک لازم را ارائه کرد.
  3. پس از شکایت قربانی، دادستان تحقیقات را آغاز کرد تا عوامل جرم را شناسایی کند.
  4. دادستان عمومی اعلام کرد که به زودی تصمیم نهایی در مورد پرونده گرفته خواهد شد.
  5. در این پرونده، دادستان به دلایل قانونی و مستندات موجود اشاره کرد.

اگر نیاز به جملات بیشتری دارید یا موضوع خاصی مد نظر شماست، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: مدعی العموم

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری