شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

justice  |

دادی

معنی: دادی . (اِ) طیفی . انثیلی . دانه ای است مانند صونک و ازو درازتر. (نزهةالقلوب ) نام دانه و حبی است بسیار تلخ به اندام جو، لیکن از جو باریکتر و درازتر و آن را جو جادو نیز گویند. بواسیر را بغایت نافع است . (برهان ). بیرونی در صیدنه آرد: دادی ، او را بهندی بانکی گویند. «ای » گوید آن نوعی است از انواع حبوب چون در شراب کنند قوت شراب زیاد شود. «بی » گوید دانه ای است که بجو شبیه بود و از جو درازتر بود و باریکتر و رنگ او تیره بود و طعم او تلخ . و عمانی گوید منبت او در بلاد شحر است که عنبر را باو نسبت کنند و خشکی گوید سبب انتفاع باو آن بود که طایفه ٔ تجار در اوایل ایام دولت عباسیان در بلاد سند بر سرچشمه ای نزول کردند که درخت دادی در آن وادی بود بجهت استراحت از برگ او سایه بان ساخته برگ آن درخت در آن چشمه افتاد چون آب را شرب کردند قوه ٔ سکر و اهتزاز در ایشان پدیدآمد و کیفیت شراب در او ملاحظه نمودند. برگ او را جمع کردند و در نبید و شراب میکردند و میخوردند تا آنکه حکما بقوت ذهن خواص او را معلوم کردند «ص اونی » [ گوید ] گرمست در اول خشک است در دوم قابض است ، جروح مقعد را نافع بود چون علیل را در آن بنشانند و بواسیر را نافع بود چون دو درم بکوبند و در روغن زیت اندازند و در آنجا طلا کنند. (ترجمه ٔ صیدنه ٔ ابوریحان ).
صاحب اختیارات بدیعی آرد: حبی است مانند جو باریکتر و درازتر و بطعم تلخ بود و طبیعت وی گرم است در دوم و گویند سرد است و یوحنا گوید گرم است در اول و خشک در دوم و بهترین وی سرخ بود کوهی خوشبوی تازه و وی قابض بود و نبیذ خرمایی را از ترش نگاه دارد و ملین صلابات بود و شکم ببندد و درد معده را نافع بود بغایت و استرخاء آن چون در طبیخ وی نشینند اگر دو درم از وی بکوبند و بزیت چرب کنند و سفوف سازند، بواسیر را بغایت نافع بود و دفع زهرها بکند. اگر در طبیخ وی نشینند مقعد و رحم که بیرون آید باز بجای خود رود وصحت یابد و اگر بعسل بسرشند و لعق کنند کرمهای بزرگ و کوچک بکشد و بسیار خوردن وی کشنده بود و مداوا بقی و اسهال و شیر تازه و چیزهای چرب کنند. صاحب تقویم گوید: سده آورد و بواسیر و دارو و مصلح وی خمیر بنفشه بود با هلیله ٔ بقند پرورده و بدل وی در تحلیل صلابات چهار دانگ وزن آن بادام و نیم وزن آن ابهل بود، الا مگر در آبستنی نشاید ابهل مستعمل کنند که ابهل بچه در شکم بکشد. (اختیارات بدیعی ). ابن البیطار در مفردات آرد: (دادی ) ابن سینا هوحب مثل الشعیر اطول و ادق ادکن اللون مرالطعم . و قال ماسرجویه انه بارد و الصحیح انه الی الحرارة یابس فی الثانیة قابض یعقل و بمافیه من القبض یجفف و یخفض نبیذالتمر من الحموضة و فیه تلیین جید للصلابات و هو نافع جدا لاوجاع المقعدة ولاسترخائها جلوسا فی طبیخه فاذلت ِ منه وزن درهمین بزیت و استف نفع البواسیر و هو نافع من السموم . المجوس :اجوده ما کان احمر حدیثاً طیب الرائحة و مزاجه بارد یابس الا ان فیه مرارة توجب بعض الحرارة و فیه قبض و اذا شرب منه وزن درهمین مع السکر نفع من البواسیر و کذا اذا طبخ و جلس فی مائه جففها و ان کانت المقعدة والرحم بارزة فانه یقبضها و یردها. و اذا عجن بالعسل و لعق قتل الدود و الحیات التی فی الجوف غیره و یقطعالبزاق و یحس من شربه بحرارة و احمرار فی الوجنتین وسدر من غدیوم شربه . الکندی : فی کتاب السمائم یعرض لشاربه الدوار و الهذیان و تقطیع الامعاء و بدله فی تحلیل الصلابات ثلثا وزنه لوز و نصف وزنه ابهل الا فی الحبالی لایستعمل الابهل . (مفردات ابن البیطار). حکیم مؤمن در تحفه دازی بزاء معجمه ضبط کرده است و اصح مینماید. رجوع به دازی شود.
... ادامه
620 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 19
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
justice | shout , squeal , outcry , ruction , vociferation , you gave
عربی
عدالة | عدل , إنصاف , قاض , استقامة , إعتراف بحق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دادی" در زبان فارسی به عنوان فعل و به صورت گذشته از "دادن" به کار می‌رود. در زیر برخی از نکات مربوط به قواعد فارسی و نگارشی درباره این کلمه آورده شده است:

  1. گونه‌شناسی: "دادی" از نظر دستوری فعل گذشته است و به فعل «دادن» مربوط می‌شود. به معنی این است که عملی در گذشته انجام شده است.

  2. فعل متعدی: "دادن" یک فعل متعدی است، به این معنی که معمولاً به مفعول نیاز دارد. مثال: "تو کتاب را دادی."

  3. تطابق فاعل و فعل: در جملات فارسی، فاعل و فعل باید از نظر شخص و عدد با هم توافق داشته باشند. به عنوان مثال:

    • تو دادی (دوستانه)
    • او داد (سوم شخص مفرد)
    • ما دادیم (جمع)
  4. علامت‌های نگارشی: بسته به ساختار جمله و موقعیت، ممکن است بعد از "دادی" از ویرگول، نقطه، یا علائم دیگر استفاده شود. مثال: "تو دادی، اما من نگرفتم."

  5. استفاده در جملات شرطی: می‌توان از "دادی" در جملات شرطی نیز استفاده کرد. مثال: "اگر به من کتاب را دادی، خوشحال شدم."

  6. تقارن در جملات: گاهی اوقات، در جملات متقارن از "دادی" در افعال مضارع نیز استفاده می‌شود که باید از نظر زمان و ساختار با جملات دیگر تطابق داشته باشد.

مثال‌ها:

  • "تو دادی و من استقبال کردم."
  • "اگر تو دیروز دادی، من امروز می‌خوانم."

با رعایت این نکات می‌توانید جملات درست و معناداری با کلمه "دادی" بسازید.


واژگان مرتبط: عدالت، دادگستری، عدل، انصاف، داد، درستی، فریاد، جیغ، فغان، ضجه، جیغ ممتمد، دعوا، حراج، بیداد، غریو، همهمه، قیل و قال، نعره، داد و بیداد، دادن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری