جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دردناک . [ دَ ] (ص مرکب ) دردمند. صاحب درد. (آنندراج ). بیمار. دارای درد و رنج . دردگین . (ناظم الاطباء). رصین . شکی . شکیة. (منتهی الارب ). واصب . وجع. وجعة : کز آنگونه دیدی مرا دردناک به غم خفته شادی ز دل رفته پاک . فردوسی . خویشان و گزیدگان و پاکان جمع آمده جمله دردناکان . نظامی . پس از نام خدا و نام پاکان بر آورده حدیث درد ناکان . نظامی . علیز؛ دردناک بی آرام که خواب نکند. عمد؛ سست و دردناک گردیدن مرد. کبد؛ دردناک جگر گردیدن . لعج ؛ دردناک کردن اندام را. (از منتهی الارب ). مرحان ؛ دردناک شدن چشم . (تاج المصادر بیهقی ). مض ؛ دردناک کردن جراحت کسی را. (از منتهی الارب ).|| موجع. (ناظم الاطباء). بادرد. دردآورد. دردآلود. اَلِم . ألیم . (دهار). فجیع. مؤلم . آزاردهنده . رنجاننده : این چنین سخن دردناک چرا گفت ؟ (قابوسنامه ). پس آن ملعون کافر جرجیس را عذاب دردناک می کرد. (قصص الانبیاء 189). اگر وی را قوت خیال وحفظ متخیلات بودی چون یک راه دردناک شد معاودت نکردی . (کیمیای سعادت ). آن نازنینان زیر خاک افکنده ٔ چرخند پاک ای بس که نالی دردناک ار یاد ایشان آیدت . خاقانی . ضرب دث ، سخین ، وجیع، هبر؛ ضرب دردناک . (از منتهی الارب ). || مجروح . زخمی : بولؤلؤ غلام مغیرةبن شعبه او را [ عمر را] سه طعنه زد، عمر دردناک شد، عبدالرحمان عوف را دست کرد و پیش کرد تا نماز کرد. (تاریخ سیستان ). بود یک مسکین عازر نام ، بر در آن توانگر افتاده بود، ریشناک و دردناک . (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 304). || آسیب دیده . آفت زده : هر آن میوه ای کو بود دردناک هم از جنبش خود درافتد به خاک . نظامی . || غمناک . سوزناک . غم انگیز : کای فارغ از آه دردناکم بر باد فریب داده خاکم . نظامی . زدی روی بر روی آن خاک پاک بر آوردی از دل دمی دردناک . نظامی . در هر طرفی ز طبع پاکش خواندند نسیب دردناکش . نظامی . صد هزاران قصه دارم دردناک دور از روی تو با هر موی تو. عطار. زدم تیشه یک روز بر تل خاک به گوش آمدم ناله ٔ دردناک . سعدی . چه عاشق است که فریاد دردناکش نیست چه مجلس است کزو های و هو نمی آید. سعدی . نالیدن دردناک سعدی بر دعوی دوستان بیان است . سعدی . تا به او عشق پاک من چه کند ناله ٔ دردناک من چه کند. باقر کاشی (از آنندراج ). || غمین . غمگین . متأثر. رنجور. دردمند. آزرده . اندوهناک : یکی مستمند باد یکی باد دردناک یکی باد شادکام یکی باد شادخوار. فرخی . چشم حاسدان و بدگویان بدین نیکوئی دردناک . (تاریخ سیستان ). به درد پسر مادرش چون فروشد به خاک آن تن دردناکش سپردم . خاقانی . به درد دلی ز اهل خاقانیا دو عالم دل دردناکی نیرزد. خاقانی . شه به زندانیان چنین فرمود کز دل دردناک خون آلود. نظامی . دل شه که آیینه ای بود پاک از آن دردمندی شده دردناک . نظامی . و امروز که در نقاب خاک است هم در هوس تو دردناک است . نظامی . گهش می زند تا شود دردناک گهی می کند آبش از دیده پاک . سعدی . نیامد برش دردناک ازغمی که ننهاد بر خاطرش مرهمی . سعدی . پراکنده خاطر شد و دردناک یکی گفتش از دوستداران چه باک . سعدی . سحر ز میکده گریان و دردناک شدم که زد به خرمن آتش چنانکه پاک شدم . بابافغانی (از آنندراج ). المبار، اليم، دردآگين، دردآور، دردانگيز، رقت آور، رنج آور، سوزناك، غم انگيز، فجيع، مولم painful, grievous, sore, agonizing, angry, dolorous, achy, detrimental مؤلم، موجع، فاجع، جارح، شاق acı verici douloureux schmerzlich doloroso doloroso ناراحت کننده، رنجور، محنت زا، رنج اور، شدید، تالم اور، اندوه اورد، مجروح، دشوار، مبرم، خشن، خشمگین، خشمناک، دژم، اوقات تلخ، رنجیده، درداور، مضر، زیان اور، خسارت اور
کلمه "دردناک" یکی از اصطلاحات زبان فارسی است که به معنای "سبب درد" یا "خ통 آور" میباشد. برای استفاده درست و نگارشی از این کلمه، نکات زیر را در نظر بگیرید:
جایگاه کلمه: "دردناک" معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند قبل از اسم قرار گیرد. به عنوان مثال: "دردناکترین تجربه زندگی".
حالتهای مختلف: این کلمه میتواند به شکلهای متفاوتی در جملات به کار برود، مثلاً:
به عنوان صفت: "این داستان بسیار دردناک است."
در یک قید: "او به طور دردناک عمل کرد."
ترکیبها: این کلمه میتواند با دیگر واژهها ترکیب شود تا معنای جدیدی به دست دهد. مثلاً:
دردناک بودن
دردناکتر
نگارش صحیح: در نوشتن این کلمه، توجه به املای صحیح آن ضروری است؛ به صورت «دردناک» و عدم جداسازی یا تلفیق نادرست حروف.
استفاده از علامتهای نگارشی: در جملات، علامتگذاری مناسب (مانند ویرگول یا نقطه) به درک بهتر مفهوم کمک میکند. مثلاً: "این دردناک است، اما باید با آن کنار بیاییم."
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "دردناک" به درستی و به شیوهای نگارشی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با کلمه "دردناک" آورده شده است:
خاطرات گذشته او همیشه برایش دردناک بود و نمیتوانست آنها را فراموش کند.
عمل جراحی برایش بسیار دردناک بود و دوره نقاهت طولانی داشت.
هر بار که به یاد او میافتاد، احساسی دردناک در دلش شکل میگرفت.
شنیدن خبر بیماری دوستش برای او یک تجربه دردناک بود.
تجربه جدایی از خانوادهاش برایش یک دردناکترین لحظه زندگیاش شد.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر