شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dorosti
accuracy  |

درستی

معنی: درستی . [ دُ رُ ] (حامص ) راستی . (آنندراج ). صدق . صحت . حقیقت . واقع :
درشت است پاسخ ولیکن درست
درستی درشتی نماید نخست .
ابوشکور.
که میراث بود از شه کیقباد
درستی بدان بد کیان را نژاد.
فردوسی .
تا نباشد به درستی چو یقین هیچ گمان
تا نباشد بحقیقت چو عیان هیچ خبر.
فرخی .
نه پنهان بر درستیش آشکار است
اثرهائی کز ایشان یادگار است .
نظامی .
هر آنکست که ببیند روا بود که بگوید
که من بهشت بدیدم براستی و درستی .
سعدی .
|| تصحیح . (آنندراج ).
- بدرستی ؛ یقیناً. حتماً. بیقین . بیشک :
گر باده از این خم بود و مطرب از این کوی
ما توبه بخواهیم شکستن بدرستی .
سعدی .
- درستی خواستن ؛ خبر صحیح طلبیدن :
درستی خواست از پیران آن دیر
که بودند آگه از چرخ کهن سیر.
نظامی .
- درستی دادن از چیزی ؛ اطلاع صحیح دادن . به صحت آگهی دادن . مطلع کردن از روی حقیقت . خبر راست و حقیقی دادن :
تن شیرین گرفت از رنج سستی
کزآن صورت ندادش کس درستی .
نظامی .
حدیث چشمه و سر شستن ماه
درستی داد قولش را بر شاه .
نظامی .
- درستی داشتن ؛ صحیح بودن . راست بودن :
نیارد در قبولش عقل سستی
که پیش عاقلان دارد درستی .
نظامی .
- درستی گفتار ؛ صدق سخن .(یادداشت مرحوم دهخدا).
- درستی یافتن ؛ مطمئن شدن . یقین کردن :
یافت درستی که من توبه نخواهم شکست
کرد چو صبح نخست روی نهان در نقاب .
خاقانی .
|| صحت . تندرستی . مقابل بیماری . سالمی . سلامت . سلامت مزاج . صحت تن . اندمال . التیام . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
درستی و هم دردمندی بود
گهی خوشی و گه نژندی بود.
فردوسی .
به عز اندر بماناد آن خداوند
تنش را با درستی باد پیوند.
(ویس و رامین ).
سفر گر خوش نباشد با درستی
بگو تا چون رود با درد و سستی .
(ویس و رامین ).
پس حاجت به آب بیشتر بود، که به دیگر چیزها، که نه به درستی از او بگزیرد و نه به بیماری . (الابنیة عن حقائق الادویة).
کند کوژ پشتت رخ سرخ زرد
جوانیت پیری درستیت درد.
اسدی .
گرش ابر تیره ز دیده به اشک
بشوید درستی گِرَد بی پزشک .
اسدی .
الحبط؛ بماندن نشان ریش پس از درستی . (تاج المصادر بیهقی ) (ازمنتهی الارب ).
- در درستی آمدن ؛ روی به صحت نهادن . رو به بهبود نهادن .
|| صورت طبیعی و استواری یافتن :
چونکه مالنده بدو گستاخ شد
در درستی آمد و درواخ شد.
رودکی (ازصحاح الفرس ).
|| پاکی و صاف بودن (هوا). سالم بودن : همدان شهری است که در عراق و خراسان متفقند که به درستی هوای آن شهر نیست . (مجمل التواریخ والقصص ). انصاف در آنست که در همدان اگر امن باشد هیچ شهری در اسلام مقابل آن نباشد از فراخی نعمت و درستی هوا و آب و غریب دوستی و درویش داری . (مجمل التواریخ والقصص ). || امانت . درستکاری . صحت عمل . عدم خیانت . دیانت .استواری . (یادداشت مرحوم دهخدا)؛ اِجداد، جد؛ درستی در کار. (منتهی الارب ). سداد، سدد؛ درستی و راستی درکردار و گفتار. (منتهی الارب ). || تمامیت .تمامی . سلامت . ناشکستگی . صحت . کمال . (یادداشت مرحوم دهخدا). جبر. (منتهی الارب ) :
درستی گرچه دارد کار و باری
شکسته بسته نیز آید بکاری .
نظامی .
عاشق آن شد که خستگی دارد
بدرستی شکستگی دارد.
نظامی .
|| بی عیبی ، چون : درستی وزن و سنگ ؛ کم نبودن آن . (یادداشت مرحوم دهخدا). || حقیقت . شایستگی . لیاقت . || انتظام . ترتیب . نظم . || اصلاح . || هیبت . سنگینی . وقار. (ناظم الاطباء). || نیکی در همه خلقها. (یادداشت مرحوم دهخدا).
... ادامه
731 | 0
مترادف: پاكي، حقيقت، صحت، صحت عمل، صدق، صواب
متضاد: نادرستي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (حاصل مصدر)
مختصات: (دُ رُ) [ په . ] (مص ل .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dorosti
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 674
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
accuracy | truth , correctness , integrity , validity , precision , honesty , justice , legitimacy , validation , rectitude , trueness , correctitude , exactitude
ترکی
doğruluk
فرانسوی
exactitude
آلمانی
richtigkeit
اسپانیایی
exactitud
ایتالیایی
correttezza
عربی
دقة | ضبط , صبغ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

برای استفاده از کلمه "درستی" در نوشتار و نگارش فارسی، باید به چند نکته توجه کرد:

  1. معنی و کاربرد: "درستی" به معنی صحت، درستی یا حقیقت است و معمولاً در جملات برای اشاره به صحت یک امر یا وضعیت به کار می‌رود.

  2. نحوه نوشتن: این کلمه باید به صورت صحیح و بدون هیچ گونه اشتباه املایی نوشته شود: "درستی".

  3. ترکیب‌ها: "درستی" می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود. به عنوان مثال:

    • درستی اطلاعات
    • درستی ادعا
    • درستی تصمیم
  4. جملات مثال:

    • درستی این قانون نیاز به بررسی دارد.
    • ما باید درستی این مدارک را تأیید کنیم.
  5. ساختار جملات: در نوشتار رسمی و علمی، می‌توان از "درستی" به عنوان یک مفهوم کلیدی در بحث‌ها و تحلیل‌ها استفاده کرد.

با رعایت این نکات، می‌توان از کلمه "درستی" به درستی و با تأثیر مناسب در نگارش استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "درستی" در جمله آورده شده است:

  1. درستی اطلاعات ارائه شده، برای تصمیم‌گیری درست بسیار مهم است.
  2. معلمان همواره بر روی درستی و صحت مطالب تاکید دارند.
  3. او به درستی ادعا کرد که این روش بهترین راه حل برای مشکل است.
  4. برای اطمینان از درستی نتایج آزمایش، تمامی مراحل به دقت دنبال شد.
  5. درسی که امروز یاد گرفتیم، به ما کمک می‌کند تا درستی انتخاب‌هایمان را بسنجیم.

اگر به جملات بیشتری نیاز دارید، بفرمایید!


واژگان مرتبط: دقت، حقیقت، راستی، راست، صداقت، تمامیت، امانت، کمال، بی عیبی، اعتبار، تایید، تصدیق، تنفیذ، صراحت، درستکاری، دیانت، راستکاری، عدالت، دادگستری، عدل، انصاف، داد، حقانیت، قانونی بودن، برحق بودن، تایید اعتبار، راستگری، بی ریایی، درست

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری