جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دریوزه . [ دَرْ زَ / زِ ] (اِ) به معنی دریوز است که کدیه و گدائی باشد. (برهان ). آویختن از درها برای سؤال یعنی گدائی ، و دریوز و دریوزه به معنی جستجو کردن از در که عبارت از گدائی است ، و دریوز به معنی گدا نیز آمده چه یوز به معنی جستجو و جوینده هر دو صحیح است ، و درویزه مقلوب دریوزه است . (غیاث ). نان خواستن . (اوبهی ). کدیه و گدائی باشد، و بالفظ کردن و آمدن و فرستادن مستعمل است . (آنندراج ). گدای دریوزه ، روان خواه . (فرهنگ اسدی ). سؤال . درویزه . درویژه . کدیه و گدایی و بینوائی و فقیری و تنگدستی و سؤال و درخواست و ذخیره ٔ مبرات . (ناظم الاطباء). ورجوع به درویزه و درویش شود : تا روزی بهردفع بی نوائی به اسم گدائی مرا بر در زندان آوردند وبرای کدیه و دریوزه برپای کردند. (مقامات حمیدی ). از چرخ طمع ببر که شیران را دریوزه نشاید از در یوزه . خاقانی . ای بر در زمانه به دریوزه ٔ امان زان در خدا دهاد کز این در گذشتنی است . خاقانی . دهر است کمینه کاسه گردانی از کیسه ٔاو خطاست دریوزه . خاقانی . از پی دریوزه ٔ وصل آمدم در کوی تو چون کنم چون بخت روزی از گدائی میدهد. خاقانی . عقل را به کدخدایی فرومی دارم تا آب و نان از دریوزه ٔ صحت بدست می آورد. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 89). در کاسه ٔ پیروزه ٔ فلک همین یک مشت خاک بدست کرده کز آن دریوزه ٔ چاشت و شام توان طلبید. (منشآت خاقانی ص 150). وانکه عنان از دو جهان تافته ست قوت ز دریوزه ٔ دل یافته ست . نظامی . وعده به دروازه ٔ گوش آمده خنده به دریوزه ٔ نوش آمده مه که چراغ فلکی شد تنش هست ز دریوزه حذر روغنش . نظامی . گوش به دریوزه ٔ انفاس دار گوشه نشینی دو سه را پاس دار. نظامی . جامه ٔ دریوزه در آتش نهاد خرقه ٔ پیروزه را زنار کرد. عطار. چند از این صبر و از این سه روزه چند چند ازین زنبیل و این دریوزه چند. مولوی . یا به دریوزه ٔ مقوقس از رسول سنگلاخی مزرعی شد با اصول . مولوی . روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی آب تویی کوزه تویی ، آب ده این بارمرا. مولوی (غزلیات ). که پیری به دریوزه شد بامداد در مسجدی دید و آواز داد. سعدی . به فتراک پاکان درآویز چنگ که عارف ندارد ز دریوزه ننگ . سعدی . تمنا کندعارف پاکباز به دریوزه از خویشتن ترک آز. سعدی . بنازم به سرمایه ٔ فضل خویش به دریوزه آورده ام دست پیش . سعدی . عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت ، من بنده امید آورده ام نه طاعت و به دریوزه آمده ام نه به تجارت . (گلستان سعدی ). ای خدا کمترین گدای توام چشم بر خوان کبریای توام میروم بردرتو هر روزه شی ٔ لله زنان به دریوزه . جامی (آنندراج از سلسلة الذهب ). انگشت هنرور کلید روزی است و دست بی هنر کفچه ٔ دریوزه . (امثال و حکم ). - اهل دریوزه ؛ گدا : گفت در دین اهل دریوزه بیست پا را بس است یک موزه . سعدی . - زنبیل دریوزه ؛ زنبیل گدایی : شکم تا سرآگنده از لقمه تنگ چو زنبیل دریوزه هفتاد رنگ . سعدی . - لقمه ٔ دریوزه ؛ لقمه ٔ گدایی : درویش نیک سیرت فرخنده رای را نان رباط و لقمه ٔ دریوزه گو مباش . سعدی . بی نان وقف و لقمه ٔ دریوزه زاهد است . (گلستان سعدی ). || این کلمه در عبارت زیر از سفرنامه ٔ ناصرخسرو آمده است و معنی مقصوره یا خانقاه دارد، و توسعاً می توان محلی گفت که در آن صوفیان را چیزی برند و دهند: و بر پهنای مسجد [ در جام ِ بیت المقدس ] رواقی است و برآن دیوار دری است بیرون آن در دو دریوزه ٔ صوفیان است و آنجا جایهای نماز و محرابهای نیکو ساخته وخلقی از متصوفه همیشه آنجا مقیم باشند. (سفرنامه چ دبیرسیاقی ص 39). و رجوع به درویزه شود. 1- تكدي، دريوز، دريوزگي، سوال، كديه، گدايي
2- بي نوايي، تهيدستي، فقر dariusz داريوس dariusz dariusz dariusz dariusz dariusz
کلمه "دریوزه" به معنای درخواست کردن یا گدایی کردن است و در زبان فارسی به عنوان یک اسم و فعل به کار میرود. در نگارش این کلمه و رعایت قواعد فارسی، به نکات زیر توجه کنید:
نحوه نوشتن: کلمه "دریوزه" به صورت صحیح و بدون هیچ گونه ویرگولی یا علامت خاصی نوشته میشود.
جنس کلمه: "دریوزه" از لحاظ دستوری یک اسم است و میتواند در جملات به عنوان فاعل یا مفعول استفاده شود.
استفاده از کلمه در جملات: این کلمه معمولاً در متون ادبی و محاورهای به کار میرود. به عنوان مثال:
"او دریوزه میکرد تا چند سکه به دست آورد."
"دریوزه کردن در فرهنگ ما یک امر عادی است."
مهاجرات و کاربردهای متفاوت: در برخی مناطق یا در زبانهای گوناگون، ممکن است معانی متفاوتی برای این کلمه وجود داشته باشد.
نکات نگارشی: از آنجایی که "دریوزه" یک واژه فارسی است، قواعد املایی و نگارشی فارسی بر آن حاکم است. به عنوان مثال، در متنهای رسمی و ادبی، بهتر است از واژههای واضح و معاصر استفاده کنید.
در کل، مهمترین نکته در نوشتن و استفاده از "دریوزه"، دقت در معنای آن و محل استفادهی صحیحش در جملات است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دریوزه" در جمله آورده شده است:
دریوزههای خیابان در کنار چراغهای شهر، روزها و شبها به انتظار کمک مردم نشستهاند.
او همیشه با دیدن دریوزهها احساس ناراحتی میکند و سعی میکند به آنها کمکی کند.
دریوزهای که جلوی فروشگاه نشسته بود، با لبخند از رهگذران درخواست کمک میکرد.
بعد از طوفان، تعدادی دریوزه به درب خانهها آمدند و از مردم درخواست غذا کردند.