شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hand rubbing  |

دست مالیدن

معنی: دست مالیدن . [ دَ دَ ] (مص مرکب )بسودن . پرواسیدن . برمجیدن . تمسح . تمسیح . (منتهی الارب ): مشن ؛ دست مالیدن برچیزی درشت . (منتهی الارب ). مث ؛دست در چیزی مالیدن . (دهار) (تاج المصادر بیهقی ).
- دست به دست مالیدن ؛ کنایه از تأمل و تأخیر در کار است . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). دیر کشانیدن کاری . مماطله . مسامحه . در کاری دیر کردن . دست بدست کردن . دست دست کردن :
اکنون که نیامدبه کفت مال و شدت عمر
ای بی خرد این دست بدان دست همی مال .
ناصرخسرو.
گفتم تفنگ را به من ده ، آنقدر دست به دست مالید تا کبک پرید. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- || عملی که برای ابراز اسف یا حسرتی کنند. (یادداشت مرحوم دهخدا) : دست تغابن بر یکدیگر همی مالید. (گلستان سعدی ).
|| محو کردن . ستردن :
هر سخنی کز ادبش دوری است
دست برو مال که دستوری است .
نظامی (مخزن الاسرار ص 179).
... ادامه
1063 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 599
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
hand rubbing
عربی
فرك اليد

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری