شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dastre(a)s
access  |

دسترس

معنی: دسترس . [ دَ رَ / رِ ] (اِمص مرکب ) دسترسی .قدرت و توانگری . (برهان ) (انجمن آرا) (شرفنامه ٔ منیری ). قوت و توانائی و قدرت . (ناظم الاطباء). توان . استطاعت . (آنندراج ). قدرت . توانائی . دستگاه . توفیق . امکان . (آنندراج ). مقدور. تیسر. بسطت . هرآنچه در قوه ٔ شخص یا درخور آن باشد. (ناظم الاطباء). استیلا. (یادداشت مرحوم دهخدا). آنچه حصول وی آسان بود. (کلمه با بودن و نبودن و داشتن و نداشتن صرف شود) :
وفا و مردی امروز کن که دسترس است
بود که فردا این حال را زوال بود.
خسروانی .
امیدم به بخشایش تست و بس
به چیزی دگر نیستم دسترس .
فردوسی .
چنین پاسخش داد هومان که بس
بگفتار بینم ترا دسترس .
فردوسی .
به پنجم چنین گفت کز رنج کس
نیم شاد تا باشدم دسترس .
فردوسی .
بچیزی که باشد مرا دسترس
بکوشم نیارم نیازت بکس .
فردوسی .
بکرد آنچه بودش ز بد دسترس
جهاندارشان بد نگهدار و بس .
فردوسی .
مرا بود بر مهتران دسترس
عنان مرا برنتابید کس .
فردوسی .
به ایران و نیران بدش دسترس
بشاهی مباداش انباز کس .
فردوسی .
که او راست بر نیکوئی دسترس
بنیرو نیازش نیاید بکس .
فردوسی .
همیشه به هر نیک و بد دسترس
ولیکن نجوید خود آرام کس .
فردوسی .
سر مایه ٔ من دروغست و بس
سوی راستی نیستم دسترس .
فردوسی .
که دادی مرا این چنین دسترس
که پیش نیا آمدم باز پس .
فردوسی .
مدان خویشتن را بجز ناتوان
اگر دسترس باشدت یک زمان .
فردوسی .
به نیکی بود شاه را دسترس
به بد روز نیکی نجسته است کس .
فردوسی .
نبد دسترسشان بخون ریختن
نشد سیر دلشان ز آویختن .
فردوسی .
روزش همواره نیک باد و به هر نیک
دسترسش باد تا همی بودش کار.
فرخی .
گر ترا دسترس فزونستی
زر به پیمانه می ببخشی و من .
فرخی .
ای بهر جای ترا سروری و پیشروی
وی بهر کار ترا دسترس و دست گذار.
فرخی .
گرم دسترس در سرای تو نیست
پسند این که هست و هم ایدر بایست .
اسدی .
کرا سوی دانش بود دسترس
ورا پایه تا دانش اوست و بس .
اسدی .
شه آن به که هر دانش و دسترس
همه زو گرند او نگیرد ز کس .
اسدی .
نبود اندر آن انجمن هیچکس
که بودش به تعبیر آن دسترس .
شمسی (یوسف و زلیخا).
تا همی دسترست هست بکاری بد
نکنی روی به محراب ز جباری .
ناصرخسرو.
اسکندر شکر کرد مر خدای را که اراقیت را بر او دسترس نبود. (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ).
نیکوئی کن اگر ترا دسترس است
کاین عالم یادگار بسیار کس است .
سنائی .
ای تهمت من کشیده از خلق بسی
نابوده مرا به وصل تو دسترسی .
سوزنی .
سیم و مشکت فرستم و خجلم
که چرا دسترس همینقدر است .
خاقانی .
جمالت را جوانی هم نفس باد
همیشه بر مرادت دسترس باد.
نظامی .
دسترس پای گشائیم نیست
سایه ولی فر همائیم نیست .
نظامی .
گر دسترسی بدی درین راه
من بودمی آفتاب یا ماه .
نظامی .
کس را سوی ماه دسترس نیست
نه کار تو کار هیچکس نیست .
نظامی .
گر دسترسش بدی به تقدیر
بر هم سپران خود زدی تیر.
نظامی .
بزرگیت باید درین دسترس
بیاد بزرگان برآور نفس .
نظامی .
مرا کاشکی بودی آن دسترس
که نگذارمی حاجت کس بکس .
نظامی .
فرستاده را نیست آن دسترس
که با ما بتندی برآرد نفس .
نظامی .
تا بدین مایه دسترس باشد
هرچ ازاین بگذرد هوس باشد.
نظامی .
که چندان که شاید شدن پیش و پس
مرا بود بر جملگی دسترس .
نظامی .
زین پیش چنانکه دسترس بود
لطف تو مرا ذخیره بس بود.
نظامی .
یکی گفت بر پایه ٔ دسترس
زبان ورتر از تازیان نیست کس .
نظامی .
چونکه حاکم اوست او را گیر و بس
غیر او را نیست حکم و دسترس .
مولوی .
چو بر پیشه ای باشدش دسترس
کجا دست حاجت برد پیش کس .
سعدی .
بر آستان حیاتت نهاده سر سعدی
بر آستین وصالت نبوده دسترسی .
سعدی .
اگر مرا به زر و سیم دسترس بودی
ز سیم سینه ٔ تو کار من چو زر می گشت .
سعدی .
کسی گفت میدانمت دسترس
کزین خانه بهتر کنی گفت بس .
سعدی .
وآنرا که بر مراد جهان نیست دسترس
در زادبوم خویش غریبست و ناشناخت .
سعدی .
بجان او که گرم دسترس بجان بودی
کمینه پیشکش بندگانش آن بودی .
حافظ.
شاه را گر به عدل دسترس است
قاصد او یکی پیاده بس است .
اوحدی .
بس بلندی بخشدت روز جزا این دسترس
دست خود پیوند اگر با دست کوتاهی کنی .
مسیح کاشی (از آنندراج ).
برجسته شو ای شاخ که پامال نگردی
شد دستخوش آن چیز که در دسترس افتاد.
شاهزاده افسر.
- دسترس آمدن ؛ دسترسی پیدا شدن :
بدان چیز کاید مرا دسترس
بکوشم نیازت نیارم بکس .
فردوسی .
هرآنگه کت آمد به بد دسترس
ز یزدان بترس و مکن بد بکس .
فردوسی .
- دسترس جستن ؛ جستن توانائی و قدرت و امکان :
چنین داد پاسخ که گفتار بس
بکردار جویم همی دسترس .
فردوسی .
- دسترس دادن ؛ دسترسی دادن . قادر و توانا و متمکن کردن :
که شایسته ٔ من جز او نیست کس
من او را به نیکی دهم دسترس .
شمسی (یوسف و زلیخا).
تو بر خیر و نیکی دهم دسترس
وگرنه چه چیز آید از من بکس .
سعدی .
- دسترس داشتن ؛ توانائی داشتن . قدرت داشتن . تم
کن داشتن :
صدر ملک آرای عالی رای دستوری که بر
پایگاه قدر او کیوان ندارد دسترس .
سوزنی (ص 221).
نیکان عهد رابه بدی کردن
عذری بنه که دسترس آن دارند.
خاقانی .
اگر دسترس داشتمی ... و ایم اﷲ که از آبنوس شب و روز تازیانه ساختمی . (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص 47).
نداری بحمداﷲ آن دسترس
که برخیزد از دستت آزار کس .
سعدی .
تا توانی و دسترس داری
بر دل هیچکس مجو آزار.
؟ (از تاریخ گیلان میر ظهیرالدین مرعشی ).
- || امکان دیدار کردن داشتن :
کاشکی جز تو کسی داشتمی
یا به تو دسترسی داشتمی .
خاقانی .
- || قرین بودن :
تا زهد تو زرق است و بس بر کفر داری دسترس
می گیر و صافی کن نفس تا کفر ایمان آیدت .
خاقانی (دیوان ص 452).
- دسترس کردن ؛ یاری کردن . (ناظم الاطباء).
- || پیروی کردن . (ناظم الاطباء).
- || رسیدن . (ناظم الاطباء).
- دسترس یافتن ؛ رسیدن . مسلط شدن . دسترسی پیدا کردن :
ندانم که یابدبدو دسترس
مرا بهره باری شمار است و بس .
اسدی .
- بادسترس ؛باتوانائی . بااستطاعت . متمکن :
بشهری که ما را ندانند کس
بباشیم دلشاد و بادسترس .
فردوسی .
سپاهی و شهریش بادسترس
نبود اندر آن شهر درویش کس .
اسدی .
|| وسع. وسعت . نعیم . ید. ثروت . (آنندراج ). مکنت . تمکن . (یادداشت مرحوم دهخدا). تمول . دارائی . ثروت . مال . غنا. توانگری . رَغس . غَدَن . وسع [ وُ / وَ / وِ ]. (از منتهی الارب ) :
چون دسترس نماند مرا لشکری شدم
دنیا بدست نامد و دین رفت بر سری .
مکی طولانی .
فاسقی بودی بوقت دسترس
پارسا گشتی کنون در مفلسی .
ناصرخسرو.
باندازه ٔ دسترسهای خویش
کشیدند بسیار گنجینه پیش .
نظامی .
مهربانی و دوستی ورزد
تا ترا مکنتی و دسترسیست .
سعدی .
نه زهد و صفا ماند نه معرفت صوفی
گر دسترسی باشد یکروز به یغمایی .
سعدی .
طِلاء، طَلّة؛ دسترس در خوردنی و نوشیدنی . (منتهی الارب ). || (ن مف مرکب ) دست رسیده . آنچه که دست بدان برسد. || میوه ای که دست را بدان توان رسانید. (ناظم الاطباء). || (نف مرکب ) مددکار و یاور و معین . (ناظم الاطباء). یاری کننده . || قابل و لایق و سزاوار. (ناظم الاطباء). || دسترس دارنده . قادر :
به شیرین فرستاد شیروی کس
که ای ریمن و جادوی دسترس .
فردوسی .
|| دریافت . || حاصل . || بزرگی و کلانی . || ترتیب و انتظام . (ناظم الاطباء). || جمعیت و سامان . (برهان ).
... ادامه
820 | 0
مترادف: 1- حد، معرض 2- توان، توانايي، قدرت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت مفعولی) [مجاز]
مختصات: (دَ. رِ یا رَ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dastres
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 724
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
access | disposal , available
ترکی
mevcut
فرانسوی
disponible
آلمانی
verfügbar
اسپانیایی
disponible
ایتالیایی
disponibile
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

واژه "دسترس" در زبان فارسی به معنای "قابل دسترسی" یا "دست‌یافتن به" استفاده می‌شود. در نگارش این کلمه و کاربرد آن در جملات، نکات زیر را رعایت کنید:

  1. تلفظ و نوشتار: کلمه "دسترس" معمولاً به صورت "دسترسي" در متون رسمی و ادبی استفاده نمی‌شود و بهتر است از "دسترس" استفاده گردد.

  2. نحو: این کلمه معمولاً در ترکیب با "به" به کار می‌رود. مثلاً:

    • "این اطلاعات به راحتی در دسترس است."
    • "کتابخانه به منابع علمی در دسترس قرار دارد."
  3. نحوه استفاده: "دسترس" می‌تواند به عنوان یک اسم قرار بگیرد. هنگامی که از آن در جملات استفاده می‌کنید، نیاز به فعل یا صفت مناسب دارید تا جمله کامل شود.

  4. جمع و مفرد: "دسترس" یک اسم غیرقابل شمارش است و به صورت جمع نمی‌رود. به همین دلیل باید به صورت مفرد به کار رود.

  5. معنی و تشابهات: این کلمه ممکن است با واژه‌های دیگری مانند "دستیابی" یا "دست‌یابی" مشابهت داشته باشد، اما از نظر مفهوم دقیق متفاوت است.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "دسترس" به درستی و به‌طور مؤثر در نگارش خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دسترس" در جمله آمده است:

  1. کتابخانه دانشگاه در طول روزهای هفته، تا ساعت ۸ شب در دسترس دانشجویان قرار دارد.
  2. این وب‌سایت اطلاعات مفیدی را در زمینه‌ی یادگیری زبان در دسترس کاربران قرار می‌دهد.
  3. برای برقراری تماس با ما، شماره تلفن موجود در سایت همیشه در دسترس شماست.
  4. مراکز درمانی باید امکانات لازم را در دسترس بیماران قرار دهند.
  5. با استفاده از این اپلیکیشن، تمامی خدمات در دسترس کاربران خواهد بود.

امیدوارم که این جملات به شما کمک کند!


واژگان مرتبط: دسترسی، دست یابی، راه، راه دسترس، مدخل، در اختیار، در معرض گذاری

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری