جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دشتی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به دشت . صحرائی : این [ الان ] ناحیتی با نعمت سخت بسیار است ، کوهیست و دشتی . (حدود العالم ). || صحرانشین . ساکن در دشت . از مردم صحرا : که دو پهلوان ایدر آمد به جنگ ز ترکان سپاهی چو دشتی پلنگ . فردوسی . بهین جای هر جا که باشم تراست کجا گور دشتی است آب و گیاست . اسدی . تا نه بس مدت چنان گردد که با انصاف او آهوی دشتی امان یابد ز شیر مرغزار. معزی . || مجازاً، عربها. اعراب : سواران دشتی ز رومی سوار به آیند در کوشش و کارزار. فردوسی . || در توصیف گیاهان ، وحشی . خودرو. بیابانی . بری .مقابل باغی و بستانی . (یادداشت مرحوم دهخدا). || (در اصطلاح موسیقی ) یکی از آوازهای ایرانی ، وآن نمونه ای است از زندگی ساده و بی آلایش نظیر زندگی بی تکلف چوپانی و صحرا و دشت نشینی . این آواز در عین سادگی گاه چنان مؤثر و دلرباست که شنونده اشک حسرت بر گونه می فشاند. گام دشتی با شور تفاوتی ندارد ولی نوت شاهد آن درجه ٔ پنجم گام شور است (نوت شاهد حجاز). گام دشتی را میتوان مانند گام شور نوشت . (فرهنگ فارسی معین از مقاله ٔ خالقی در مجله ٔ موزیک شماره ٔ 10 ص 6). plain, desert, field, flat, moor, pampas, weald, champaign, pedogenesis عادي، جلي، سهل، بسيط، صريح، قماش من لون واحد، واضح، بوضوح، ببساطة، بصراحة، تحدث بصراحة، شكا، تذمر، أرض منبسطة، شىء بسيط غير معقد ova plaine schmucklos plano pianura دشت، جلگه، هامون، قاع، میدان یا محوطه جنگ، صحرا، بیابان، شایستگی، استحقاق، میدان، مزرعه، رشته، زمین، عرصه، اپارتمان، قسمتی از یک عمارت، زمین بایر، دشت علفزار امریکای جنوبی، جنگل، زمین مسطح، زمین مرتفع، میدان جنگ، مبحی پیدایش جلگه، جلگه سازی
عادي|جلي , سهل , بسيط , صريح , قماش من لون واحد , واضح , بوضوح , ببساطة , بصراحة , تحدث بصراحة , شكا , تذمر , أرض منبسطة , شىء بسيط غير معقد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دشتی" در زبان فارسی به چندین معنا و کاربرد مختلف میتواند اشاره داشته باشد. در زیر برخی از قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه آورده شده است:
مفرد و جمع: "دشتی" به صورت مفرد استفاده میشود. در برخی متون ادبی یا محاورهای ممکن است به صورت جمع (دشتها) نیز بیاید.
به عنوان صفت: "دشتی" میتواند به عنوان صفت برای توصیف کلمات دیگر استفاده شود، مانند "منظر دشتی" یا "زندگی دشتی".
کتابتی و تلفظی: در نوشتار، این کلمه باید به درستی و بدون خطا نوشته شود. در محاوره نیز باید به درستی تلفظ شود.
نشانههای نگارشی: در زمان استفاده از "دشتی" در جملات، باید به قواعد نگارشی مانند نقطهگذاری، ویرگول و ... توجه کرد.
معناشناسی: کلمه "دشتی" معمولاً به زمینهای وسیع و باز اشاره دارد که با پوشش گیاهی خاصی همراه است، بنابراین در متون توصیفی میتواند به زیباییهای طبیعت اشاره کند.
به عنوان مثال:
طبیعت دشتی این منطقه بسیار زیباست.
دشتهای وسیع ایران همیشه مورد توجه شاعران بوده است.
اگر سوال خاصتری در مورد این کلمه دارید، لطفا بیشتر توضیح دهید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "دشتی" در جملات آورده شده است:
در سفرمان به شمال، صبح زود به منطقهای دشتی رسیدیم که با گلهای رنگارنگ پر شده بود.
من همیشه دوست داشتم در یک دشت وسیع قدم بزنم و از هوای تازه لذت ببرم.
منظرهی دشتی که در آفتاب غروب میدرخشید، بسیار زیبا و آرامشبخش بود.
در این فصل، دشتها پر از سبزه و گلهای وحشی هستند که چشمها را نوازش میکنند.
او تصمیم گرفت در یک روز دشتی به طبیعت برود و از آرامش آن استفاده کند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دشت، جلگه، هامون، قاع، میدان یا محوطه جنگ، صحرا، بیابان، شایستگی، استحقاق، میدان، مزرعه، رشته، زمین، عرصه، اپارتمان، قسمتی از یک عمارت، زمین بایر، دشت علفزار امریکای جنوبی، جنگل، زمین مسطح، زمین مرتفع، میدان جنگ، مبحی پیدایش جلگه، جلگه سازی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر