شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

došvāri
difficulty  |

دشواری

معنی: دشواری . [ دُش ْ ] (حامص مرکب ) اشکال . سختی . زحمت . عسرت . (ناظم الاطباء). تعسر. تکاید. حرج . (منتهی الارب ). شق . (دهار). صعتر. صعداء. صعدد. صعوبة. عسر. عسرة. عسری . (منتهی الارب ). عنت . (دهار). عندأوة. غائلة. غمرة. غول . (منتهی الارب ). کراهة. کربة. کره . (دهار). کلفت . لعص . مشقة. معسرة. معسور. (منتهی الارب ) :
از بهر آن کجا ببرم نامش
ترسم ز بخت انده دشواری .
رودکی .
همی هرزمان زار بگریستی
به دشواری اندر همی زیستی .
فردوسی .
جهانجوی و پشت سپاهت منم
به دشواری اندر پناهت منم .
فردوسی .
یک هفته زمان باید لا بلکه دو سه هفته
تا دور توان کردن زو سختی و دشواری .
منوچهری .
عاجز نمی کند او را هیچ دشواری و مفر و گریزگاهی نیست هیچ احدی را از قضای او. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307). نود و نه جزو سکرات را بر من نه و هر دشواری که در جان کندن بر ایشان خواهی نهادن تاقیامت . (قصص الانبیاء ص 246). درحال از گرسنگی و دشواری خلاصی یافتند. (قصص الانبیاء ص 226).
خردت داد خداوند جهان تا تو
برهی یکسره زین معدن دشواری .
ناصرخسرو.
پس از دشواری آسانیست ناچار
ولیکن آدمی راصبر باید.
سعدی .
بسا کار کش رو به دشواری است
چو بینی ز دولت در یاری است .
امیرخسرو.
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست .
حافظ.
أذی ، نکایة؛ دشوار نمودن . اًرهاق ؛ بر دشواری داشتن . (دهار). استعسار؛ دشواری خواستن . تابة، تتوبة، توب ، توبة، متاب ؛ آسان گردانیدن خدا دشواری کسی را. تعاسر؛ با هم دشواری کردن . تلاخر؛ دشواری کردن با یکدیگر در سخن . (از منتهی الارب ). شق ، مشقة؛ دشواری نهادن بر کسی . غمرة؛ دشواری مرگ . (دهار). معاسرة؛ با هم دشواری نمودن . (از منتهی الارب ).
- دشواری راه (منزل ) ؛ سختی و زحمت راه . (ناظم الاطباء). وعورت . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست
بکش دشواری منزل بیاد عهد آسانی .
حافظ.
- بدشواری ؛ بسختی . با سختی . با اشکال :
بدشواری از شیر کردند باز [ بهرام گور را ]
همی داشتندش ببر بر بناز.
فردوسی .
خواهی بدار و خواهی بفروشش
خواهیش کار بند بدشواری .
ناصرخسرو.
ستور پادشاهی تا بود لنگ
بدشواری مراد آید فرا چنگ .
نظامی .
مگس را تو چون فهم کردی خروش
که ما را بدشواری آمد بگوش .
سعدی .
- به دشواری بودن ؛ در سختی و مشقت بودن : عیسی و یحیی فرموده بودند که تو خلق رادعوت می کنی که من به آسمان خواهم شدن تا آخرالزمان آنگاه فرود آیم ، یحیی بدشواری می بود. (قصص الانبیاء ص 120).
|| اعجاز. معجز. معجزه . خرق عادت . کرامت . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
بکشم مَنْت لک الویل بدان زاری
که مسیحت بکند زنده به دشواری .
منوچهری .
|| بدخویی . بدخلقی . (یادداشت مرحوم دهخدا): توعیق ؛ به بدخویی و دشواری نسبت کردن کسی را. (صراح اللغة، ذیل ماده ٔ وعق ).
... ادامه
851 | 0
مترادف: 1- اشكال 2- سختي، صعوبت، عسرت 3- حدت، شدت 4- عقده، تنگي، ثقل
متضاد: سهولت، يسر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (حاصل مصدر) [مقابلِ آسانی]
مختصات:
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: doSvAri
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 521
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
difficulty | hardness , node , spinosity
ترکی
zorluk
فرانسوی
difficulté
آلمانی
schwierigkeit
اسپانیایی
dificultad
ایتالیایی
difficoltà
عربی
صعوبة | عسر , عقبة , حرج , عائق , تردد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دشواری" در زبان فارسی به معنی سختی یا مشکل است و به عنوان یک اسم استفاده می‌شود. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه، قواعد زیر را در نظر بگیرید:

  1. جنس کلمه: "دشواری" یک اسم مؤنث است. لذا، در جملات باید به لحاظ جنسیتی با افعال و صفات متناسب باشد.

  2. نحو جملات: وقتی از این کلمه استفاده می‌کنید، باید توجه داشته باشید که معمولاً با حروف اضافه و قیدها به خوبی ترکیب شود. مثلاً:

    • "در مواجهه با دشواری‌ها..."
    • "دشواری این مسئله در..."
  3. صفت‌های مشتق: می‌توانید از صفت‌های مشتق مانند "دشوار" (به معنی سخت) نیز در کنار آن استفاده کنید:

    • "این یک مسئله دشوار است."
    • "او در حل دشواری‌ها مهارت دارد."
  4. حروف اضافه: "دشواری" معمولاً با حروف اضافه‌ای مانند "با"، "در"، "از" و ... به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • "با دشواری مواجه شدم."
    • "از نظر دشواری، این آزمون سخت است."
  5. تلفظ: در بیان شفاهی، این کلمه به صورت "doshvari" تلفظ می‌شود.

توجه به این نکات کمک می‌کند تا استفاده از کلمه "دشواری" به درستی و به صورت مؤثر انجام شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "دشواری" در جمله آورده شده است:

  1. او با وجود دشواری‌های زیادی که در مسیر تحصیلش داشت، هرگز تسلیم نشد.
  2. در زندگی، گاهی اوقات باید با دشواری‌هایی روبرو شویم که ما را قوی‌تر می‌کنند.
  3. این پروژه به دلیل دشواری‌های فنی‌اش، نیاز به همکاری بیشتری دارد.
  4. دشواری یادگیری یک زبان جدید ممکن است ابتدای کار شما را دلسرد کند، اما نتیجه نهایی ارزش تلاش را دارد.
  5. دانش‌آموزان باید با دشواری‌های امتحانات کنار بیایند و استرس را مدیریت کنند.

امیدوارم این جملات به شما کمک کند!


واژگان مرتبط: مشکل، سختی، اشکال، زحمت، مشقت، سفتی، گره، غده، ورم، بر امدگی، خارداری، سیخ داری، وضعیت غامض، چیز نوک تیز، دشوار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری