شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

dokme
button  |

دکمه

معنی: دکمه . [ دُ م َ /م ِ ] (اِ) تکمه . دگمه . (فرهنگ فارسی معین ). گوی سینه و گوی گریبان و سردست و امثال آن . (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). رجوع به تکمه و دگمه شود :
فنک زگوشه ٔ میدان حبر روی نمود
کمند و گرز وی از دکمه های ماده و نر.
نظام قاری (دیوان ص 18).
ز دکمه های گریبان گلوله ٔ تشویش
به حرب موبنه انداخت چون تگرگ و مطر.
نظام قاری (دیوان ص 19).
گریبان و اطلس بدرها و دکمه
منور بسان سپهر از کواکب .
نظام قاری (دیوان ص 27).
بود چکمه از دکمه ٔ پا درازش
به کف گرز و همچون گرازان مضارب .
نظام قاری (دیوان ص 28).
|| کنایه از هر چیز مدور. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ).
... ادامه
1046 | 0
مترادف: 1- تكمه، دگمه 2- كليد 3- گره
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [ترکی]
مختصات:
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dokme
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 69
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
button | knob , gemma , knop , tuber , tubercle
ترکی
düğme
فرانسوی
bouton
آلمانی
taste
اسپانیایی
botón
ایتالیایی
pulsante
عربی
زر | زر كهربائي , برعم , نبتة فطر صغيرة , كرية معدنية , طابع الذقن , نقرة في الذقن , زرر , تزرر , زود , زين بأزرار
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دکمه" در زبان فارسی به چندین شکل مورد استفاده قرار می‌گیرد و قواعد نگارشی و دستوری خاص خود را دارد. در زیر به برخی از نکات مهم درباره این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نحو و صرف: "دکمه" یک اسم است و معمولاً به معنای شیء کوچک و گرد که برای بستن لباس‌ها یا سایر وسایل مورد استفاده قرار می‌گیرد، به کار می‌رود. جمع آن "دکمه‌ها" است.

  2. نوشتار: این کلمه به صورت "دکمه" نوشته می‌شود و از نظر نگارشی به حروف الفبای فارسی (د، ک، م، ه) تشکیل شده است.

  3. استفاده در جملات:

    • دقت کنید که در جملات، "دکمه" معمولاً به عنوان فاعل، مفعول یا مفعول به کار می‌رود. مثال: "دکمه‌ی پیراهنم افتاد."
    • اگر نیاز به اشاره به چندین دکمه دارید، می‌توانید از "دکمه‌ها" استفاده کنید. مثال: "دکمه‌های لباسش زیبا هستند."
  4. علامت‌گذاری: در نوشتار رسمی، استفاده از ویرگول، نقطه و سایر علامات نگارشی به طور درست و به‌جا در جملات ضروری است.

  5. نحوه‌ی تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه برای فهم درست آن بسیار حائز اهمیت است. در فارسی این کلمه به صورت /dokmeh/ تلفظ می‌شود.

  6. استفاده مجازی: این کلمه گاهی در متون مجازی نیز به کار می‌رود. مثلاً در برنامه‌نویسی یا طراحی وب با "دکمه" به عناصری اشاره می‌شود که کاربر نام آن‌ها را کلیک می‌کند.

به این ترتیب، "دکمه" یک واژه ساده ولی کاربردی در زبان فارسی است که باید به طور مناسب در متن‌ها و جملات مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "دکمه" در جمله آورده شده است:

  1. لطفاً دکمه روشن/خاموش را فشار بده تا تلویزیون روشن شود.
  2. دکمه ارسالی را بزنید تا پیام شما به دوستانتان ارسال شود.
  3. این پیراهن دکمه‌های زیبایی دارد که آن را خاص‌تر کرده است.
  4. برای تغییر تنظیمات، دکمه تنظیمات را پیدا کنید و روی آن کلیک کنید.
  5. او دکمه را فشار داد و درب به آرامی باز شد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: تکمه، غنچه، هر چیزی شبیه دکمه، دستگیره، دسته، قبه، برجستگی، جوانه، جرثومه، الفکه، نرمتن یا صدف گرد کوچک خوراکی، لاوک، قلاب نخ، بر امدگی، سیبک، زگیل، برامدگی زگیل مانند، برجستگی قارچ دنبلان، ازخ، برامدگی گرد، برامدگی دندان اسیاب، برجستگی روی استخوان

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری