جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دلنواز. [ دِ ن َ ] (نف مرکب ) دل نوازنده . نوازنده ٔ دل . خاطرنواز. مشفق . تسلی دهنده . (ناظم الاطباء). آنکه یا آنچه دل را نوازش دهد. آنکه باعث تسلی خاطر شود. دلنشین : بت دلنواز و می خوشگوار پرستید و آگه نبد او ز کار. فردوسی . هم از بهر مهراب و سیندخت باز هم از بهر رودابه ٔ دلنواز. فردوسی . نافرید ایزد ز خوبان جهان چون تو کسی دلربا و دلفریب و دلنواز و دلستان . منوچهری . تو کشان زلف و من چو گربه برآن سنبل دلنواز می غلطم . خاقانی . دلنواز من بیمار شمائید همه بهر بیمارنوازی به من آئید همه . خاقانی . مرهمش دلنواز تنگدلان آهنش پای بند سنگدلان . نظامی . سیمای تو گرچه دلنواز است اندیشه ٔ وحشیان دراز است . نظامی . ز هر شیوه سخن کآن دلنواز است بگفتند آنچه را گفتن دراز است . نظامی . حبذا آن شرط و شادا آن جزا آن جزای دلنواز و جان فزا. مولوی . شهباز حسن تو چو ز خط یافت پر و بال طوطی گرفت غاشیه ٔ دلنواز تو. عطار. زآن یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت . حافظ. بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم . حافظ. وگر طلب کند انعامی از شما حافظ حوالتش به لب یار دلنواز کنید. حافظ. - دلنواز آمدن ؛ دلنشین آمدن . دلنشین و مطبوع شدن : ترش نباشد اگرصد جواب تلخ دهی که از دهان تو شیرین و دلنواز آید. سعدی . - پیام دلنواز ؛ پیام دلنشین : مجنون ز پیام دلنوازش در رقص شدی به پیشبازش . نظامی . - دم دلنواز ؛ نفس و سخن آرام بخش و تسلی دهنده : چو دارا شنید این دم دلنواز به خواهشگری دیده را کرد باز. نظامی . - سخن دلنواز ؛ سخن دلنشین : سخنهای زیبنده ٔ دلنواز برایشان فروخواند فصلی دراز. نظامی . - شب دلنواز ؛ شب خوش و تسلّی بخش : شب جشن بود آن شب دلنواز. نظامی . - نامه ٔ دلنواز ؛ نامه ٔ تسلی دهنده : به پیروزی این نامه ٔ دلنواز در هفت کشور بر او کرده باز. نظامی . چو سربسته شد نامه ٔ دلنواز رساننده را داد تا برد باز. نظامی . نگارد یکی نامه ٔ دلنواز که خوانندگان را بود کارساز. نظامی . - نقش دلنواز ؛ نقش زیبا و دلنشین : وزآن دیبا که می بستم طرازش نمودن نقشهای دلنوازش . نظامی . || شاهد. معشوق . معشوقه . محبوب . دلارام . دلجو : خوش آمدش گفتار آن دلنواز بکرد آشکارا و بگشاد راز. فردوسی . سخن هرچه بشنید زآن دلنواز همی گفت پیش سپهبد براز. فردوسی . زچندین دلبران و دلنوازان به بالا هریکی بد سرو نازان . (ویس و رامین ). گذر بر مهر کن چون دلنوازان به من بازی مکن چون مهره بازان . نظامی . زلف ترکی برآورم به کمر دلنوازی درافکنم به جگر. نظامی . ارسطوی دانا بدان دلنواز در دانش خویش بگشاد باز. نظامی . روان کردند مهد آن دلنوازان چو مه تابان و چون خورشیدتازان . نظامی . جهاندار فرمود کان دلنواز گشاید در درج یاقوت باز. نظامی . بر جگر آبم نماند از دلنواز همچو ماهی مانده ام بر خشک باز. عطار. || (اِ مرکب ) (اصطلاح موسیقی ) یکی از گوشه های همایون است . (از فرهنگ فارسی معین ). خاطرنواز، دلبند، دلپذير، دلجو، دلچسب، محبوب، مشفق، مهربان دل گداز smooth, Orphic, affectionate أملس، ناعم، مصقول، سوي، امرد، ممهد، متملق، عذب، رقيق، مريح، لطيف، سهل، صقل، ملس، أزال، نظم الأمور، مهد، ملس القماش، سوى، لطف، هدأ، أصبح أملس، تمليس، سلس صاف، هموار، نرم، روان، ملایم، دلکش، مرموز، اسرار امیز
أملس|ناعم , مصقول , سوي , امرد , ممهد , متملق , عذب , رقيق , مريح , لطيف , سهل , صقل , ملس , أزال , نظم الأمور , مهد , ملس القماش , سوى , لطف , هدأ , أصبح أملس , تمليس , سلس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «دلنواز» به معنای چیزی است که دل را شاد میکند یا باعث خوشحالی و خوشایندی میشود. این کلمه به عنوان یک صفت به کار میرود و در نگارش فارسی قواعد خاصی را در بر میگیرد. در ادامه به برخی از این قواعد و نکات نگارشی مرتبط با کلمه «دلنواز» اشاره میکنم:
استفاده به عنوان صفت: «دلنواز» میتواند به عنوان صفت برای توصیف اسمها به کار رود. به عنوان مثال: «آواز دلنواز»، «موسیقی دلنواز».
تطابق با اسم: همانند سایر صفات، «دلنواز» باید با اسمی که توصیف میکند تطابق داشته باشد. به این معنی که اگر اسم مؤنث باشد، صفت هم باید به صورت مؤنث (دلنواز) باشد و اگر اسم مذکر باشد، تغییر نمیکند.
نقش فعل: اگر بخواهید از «دلنواز» به عنوان فعل استفاده کنید، باید آن را به شکل مناسب تغییر دهید. برای مثال: "او آواز دلنواز میخواند".
نگارش درست: حتماً باید به دقت بنویسید که این کلمه به صورت صحیح و بدون خطا نوشته شود. "دلنواز" به کند و "دلنواز" به هم چسبیده هستند.
استفاده در شعر و ادب: «دلنواز» یکی از کلماتی است که در شعر فارسی به وفور استفاده میشود و میتواند به زیبایی کلام افزوده و احساسی را منتقل کند.
در کل، استفاده درست و بهجا از کلمه «دلنواز» میتواند به غنای متون ادبی و محاورهای کمک کند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر