جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

dehdār
dehdar  |

دهدار

معنی: دهدار. [ دِ ] (نف مرکب ) به معنی دارنده ٔ ده است یعنی سرکرده ٔ اهل مزارع . (آنندراج ) (از برهان ) (ناظم الاطباء) :
وزین ایستادن به درگاه شاه
وزین خواستن سوی دهدار بار.
ناصرخسرو.
|| بزرگ باغبانان را گویند؛ دهدار کوچک ، باغبان کوچک را گویند و کنایه از تحقیر و بی رتبگی است . (لغت محلی شوشتر). || (اصطلاح سیاسی ) نام کسی است که کارهای یک دهستان را اداره می کند. (لغات فرهنگستان ). در تقسیمات کشوری ، مقامی بالاتر از دهبان (کدخدا) و پایین تر از بخشدار که وظیفه ٔاو اداره ٔ امور دهستان است . (از یادداشت مؤلف ).
... ادامه
453 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی)
مختصات: (دِ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: dehdAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 214
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
dehdar
ترکی
dehdar
فرانسوی
dehdar
آلمانی
dehdar
اسپانیایی
dehdar
ایتالیایی
dehdar
عربی
dehdar
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "دهدار" در زبان فارسی به معنای کسی است که مدیریت یا سرپرستی یک ده (محل زندگی روستایی) را برعهده دارد. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی این کلمه، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. نوشتار: کلمه "دهدار" باید به صورت صحیح و بدون فاصله یا اشتباهات املایی نوشته شود.

  2. آوایی: "دهدار" از دو بخش "ده" و "دار" تشکیل شده است. بخش "ده" به معنای محل زندگی (روستا) و بخش "دار" به معنای کسی که دارنده یا صاحب چیزی است، اشاره دارد.

  3. قواعد مورفولوژی: این کلمه می‌تواند به عنوان یک اسم به کار رود و به صورت مذكر یا مؤنث استفاده می‌شود. به عبارت دیگر، می‌توان گفت که دهدار هم به مردان و هم به زنان می‌تواند اطلاق شود.

  4. استفاده در جملات: در جملات، این کلمه معمولاً به عنوان فاعل یا مفعول مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثلاً: "دهدار تصمیم‌گیری درباره مسائل روستا را بر عهده دارد".

  5. پیوند با واژه‌ها: می‌توان این کلمه را با دیگر واژه‌های مرتبط ترکیب کرد، از جمله "دهدار محلی" یا "دهدار روستا".

  6. قواعد نحوی: از نظر نحوی، "دهدار" معمولاً در موقعیت اسم خاص قرار می‌گیرد و ممکن است به دیگر اجزای جمله مرتبط شود.

این نکات می‌تواند راهنمایی خوبی برای استفاده صحیح از کلمه "دهدار" در نوشته‌های فارسی باشد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

حتماً! در اینجا چند جمله با کلمه "دهدار" آورده شده است:

  1. دهدار بودن این روستا باعث شده است که مردم آن به زندگی شهرنشینی علاقه‌مند نشوند.
  2. او یک دهدار با تجربه است که همیشه به جوان‌ترها راهنمایی می‌کند.
  3. در دهدار ما، سنت‌های قدیمی به خوبی حفظ شده‌اند.
  4. دهدار ها معمولاً به کارهایی مانند کشاورزی و دامداری مشغول هستند.

اگر به جملات بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری