جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دهید. [ دِ ] (فعل امر) به معنی بزنید و حمله کنید. فرمانی بوده است حمله کردن و زدن و کشتن را. (یادداشت مؤلف ). امر به زدن یعنی بزنید. (از برهان ).صاحب شرفنامه می گوید یعنی بزنید و فقط در همین صیغه ٔ امر بدین معنی استعمال می شود لاغیر. اما گفته ٔ او بر اساسی نیست و «ده » صیغه ٔ دیگر آن است : شما روی یکسر سوی من نهید چو من بر خروشم دمید و دهید. فردوسی . پس از خشم فرمود کین را دهید همه دستها را به خون درنهید. اسدی . و بویهی اسب تازی داشت خیاره با چندتن که نیک اسبه بودند بجستند و اوباش پیاده درماندند میان جویها و میان دره ها و حسن گفت دهید و حشمتی بزرگ افکنید به کشتن بسیار که کنید. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 43). ثم قال [ المنصور ] لاهل خراسان «دهید» فشدخوا بالعمد حتی سالت ادمغتهم ... ثم قال «دهید» فشدخ الکلبی معهم . (عیون الاخبار ج 2 ص 208). give, grant, admit, impute, render, concede, mete, pay, afford, endue, hand, indue, come through, break منح، أعطى، دفع، وهب، خصص، كشف نفسه، يعطي دادن، بخشیدن، ارائه دادن، رساندن، شرح دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، پذیرفتن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، راضی شدن، نسبت دادن، متهم کردن، بستن، اسناد کردن، تحویل دادن، تسلیم داشتن، ترجمه کردن، در اوردن، واگذار کردن، پیمودن، سهم دادن، اندازه گرفتن، پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برامدن، استطاعت داشتن، بخشیدن به، پوشیدن، وادار کردن، پوشاندن، کمک کردن، با دست کاری را انجام دادن، اراستن، وقوع یافتن
give|grant , admit , impute , render , concede , mete , pay , afford , endue , hand , indue , come through , break
عربی
منح|أعطى , دفع , وهب , خصص , كشف نفسه , يعطي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دهید" از نظر دستوری و نگارشی در زبان فارسی به معنی "به کسی چیزی بدهید" یا "اعطا کنید" است و از دو بخش تشکیل شده است:
بخش فعل: "دهید" به معنای "بدهید" و در زمان حال و حالت دوم شخص جمع است. این فعل از ریشه "دادن" (به معنای دادن، اعطا کردن) گرفته شده است.
قواعد نگارشی: در زبان فارسی، برای استفاده صحیح از افعال و جملهها باید به نکات زیر توجه کرد:
صرف فعل: در جملات رسمی و غیررسمی میتوانید از "دهید" برای اینکه از کسی درخواست کنید که کاری انجام دهد، استفاده کنید. مثال: "لطفاً کتاب را به من دهید."
نشانههای جمع: در این کلمه، "-ید" نشاندهنده دوم شخص جمع است. به همین ترتیب، فرمهای دیگر فعل "دادن" مانند "دهم" (دوم شخص مفرد) و "دهید" (دوم شخص جمع) باید بر اساس شخص و تعداد مطابق با موضوع جمله انتخاب شوند.
استفاده در جملات: "دهید" معمولاً در جملات امری به کار میرود، به عنوان مثال: "لطفاً به من پاسخ دهید."
این نکات به شما کمک میکند تا کلمه "دهید" را به درستی در جملات و متنهای مختلف به کار ببرید.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دادن، بخشیدن، ارائه دادن، رساندن، شرح دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، پذیرفتن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، راضی شدن، نسبت دادن، متهم کردن، بستن، اسناد کردن، تحویل دادن، تسلیم داشتن، ترجمه کردن، در اوردن، واگذار کردن، پیمودن، سهم دادن، اندازه گرفتن، پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برامدن، استطاعت داشتن، بخشیدن به، پوشیدن، وادار کردن، پوشاندن، کمک کردن، با دست کاری را انجام دادن، اراستن، وقوع یافتن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر