جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: دوس . [دَ ] (ع مص ) بپا کوفتن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مالیدن به زیرپا. (لغت محلی شوشتر). || نرم کردن گلی به پا. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). پامال کردن . (غیاث ). به پای بخستن . (تاج المصادر بیهقی ). || گل اندودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || مبالغه کردن درنزدیکی با زنی . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || زنگ زدودن و روشن کردن شمشیر و جز آن را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). چیزی را روشن کردن و صیقل نمودن . (غیاث ) (از آنندراج ). روشن کردن شمشیر و جز آن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). || کوبیدن گندم و مانند آن را به پای . (ناظم الاطباء). خرمن کوفتن . (غیاث ) (آنندراج ) (از المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || خوار گردیدن . (ناظم الاطباء). || خوار گردانیدن . (از اقرب الموارد). dos مقام أمر، دوس yapılacaklar À faire dos dos cosa fare
کلمه "دوس" به خودی خود یک واژه نیست و ممکن است به نظر برسد که بخشی از یک کلمه یا اصطلاح دیگر است. شاید شما به واژه "دوست" اشاره دارید. در این صورت، قواعد فارسی و نگارشی مربوط به کلمه "دوست" به شرح زیر است:
نقطهگذاری: واژه "دوست" هیچ نقطهگذاری خاصی ندارد و به سادگی نوشته میشود.
ضمایر: در جملهها میتوان از ضمایر مختلفی برای رفتن به واژه "دوست" استفاده کرد. مثلاً "او دوست من است" یا "دوستش را دیدم".
مفرد و جمع: "دوست" در فارسی به صورت مفرد و جموع دارد:
مفرد: دوست
جمع: دوستان
نقش و کارکرد: در جملات، "دوست" معمولاً به عنوان اسم و فاعل یا مفعول به کار میرود. مثلاً:
"دوست با من آمد" (فاعل)
"من کتاب را به دوست دادم" (مفعول)
اگر منظورتان از "دوس" چیز دیگری است، لطفاً مشخص کنید تا اطلاعات دقیقتری ارائه دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "دوس" در جمله آوردهام:
من دوس دارم به پارک بروم.
او دوس داره کتابهای علمی بخونه.
ما دوس داریم در کنار دوستانمان وقت بگذرانیم.
او از موسیقی کلاسی دوس داره و همیشه کنسرتها رو میره.
من دوس دارم در تعطیلات سفر کنم و جاهای جدید رو ببینم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، لطفاً بفرمایید!