دیون
licenseمعنی کلمه دیون
معنی واژه دیون
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی، جمعِ دَین]
مختصات:
(دُ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
doyun
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
70
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
debt
ترکی
borç
فرانسوی
dette
آلمانی
schulden
اسپانیایی
deuda
ایتالیایی
debito
عربی
دين | إثم , دين واجب الدفع , دَين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "دیون" در زبان فارسی به شکل "دین" در معنای "وام" به کار میرود. اما در برخی موارد، به ویژه در متون ادبی یا قدیمی، ممکن است به شکل "دیون" هم استفاده شود. در اینجا به چند نکته نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
-
نحو و صرف:
- دین: مفرد.
- دیون: جمع "دین".
-
معنا:
- "دیون" به معنای بدهیها و وامها است و در متون حقوقی و مالی بیشتر به کار میرود.
-
کاربرد در جمله:
- میتوان از "دیون" در جملات به صورت زیر استفاده کرد:
- "او تمام دیون خود را پرداخت کرد."
- "با افزایش خریدها، دیون فروشگاه نیز بیشتر شد."
- میتوان از "دیون" در جملات به صورت زیر استفاده کرد:
-
تلفظ:
- کلمه "دیون" به صورت "دیّون" تلفظ میشود و بر روی یاء تمکین (ضربه) دارد.
- قواعد املایی:
- در نوشتن کلمه "دیون" باید به نگارش صحیح توجه کرد و از به کار بردن اشکالات املایی پرهیز کرد.
اگر سؤال خاصتری درباره این کلمه دارید و یا نیاز به اطلاعات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "دیون" در جمله آورده شده است:
- برای پرداخت دیون خود به بانک، مجبور شدم مقداری از پساندازم را استفاده کنم.
- او همیشه در تلاش است تا دیون خود را به موقع تسویه کند تا از مشکلات مالی دور بماند.
- دیون خانوادگی باعث شده بود که آنها نتوانند به راحتی زندگی کنند.
- با حمایت دوستانش، توانست دیونش را کاهش دهد و آرامش بیشتری پیدا کند.
- او هیچگاه دوست نداشت که به کسی دیونی داشته باشد و به همین خاطر همیشه تلاش میکرد دیونش را زودتر بپردازد.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
