جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ذکر. [ ذَ ک َ ] (ع اِ) عوف . شرم مرد. عورت مرد. ایر. نره . حمدان . آلت . آلت مردی . آلت رجولیت . آلت تناسل . شرم اندام مرد. خرزه . نیمور. چک . چوک . چل . چُر. قضیب . الف کوفی . الف کوفیان . لند. مالکانه . نکانه . سختو. شنگه . وشنگه . گردکان . شنگ . ابوالعباس . کاوکلور، ذبذبة. ذبذب . فراز. ج ، ذکور. (مهذب الاسماء). مذاکیر. ابن الأثیر در المرصّع مترادفهای ذیل را نیز افزوده است : ابوجمیح . ابوادریس . ابورمیح . ابوزیاد. ابوغمیر. ابوعوف . ابوالقنور. ام ّالخنابس . ام الغول . و گوید (الثانی والثالث هما الکمرة) یعنی ابوادریس و ابورمیح سر نره است . کثرت مترادفات نوع این کلمه از آن است که برای حسن ادب همیشه پوشیده و به کنایة گفتن این کلمات خواهند و چون مبتذل شد با کلمه ٔ دیگر بدل کنند. || نوعی از عودالصلیب و آن نر و ماده باشد و نام دیگر آن وردالحمیر است و آن گیاهی است دوائی . (برهان ). خشک ترین و بهترین نوع آهن . ذکیر. بلارک . (منتهی الارب ) . فولاد. پولاد. (مقدّمةالادب زمخشری ). مقابل انیث . نرم آهن . شاپورگان . شابرقان . پولادکانی . فولاد معدنی . اسطام . (داود ضریر انطاکی ذیل کلمه ٔ حدید). 1- ياد، يادمان
2- ورد
3- تذكير، خطابه mention, citation, recitation, penis, induction, pintle ذكر، أشار، نوه ب، تذكير، إشارة عابرة، تنويه ب، يذكر değinmek mention erwähnen mencionar citare اشاره، تذکر، یاداوری، یادکرد، نقل قول، احضار، احضار به بازپرسی، تقدیراز خدمات، تقدیر رسمی، شرح، از بر خوانی، از حفظ خوانی، بیان، بازگو نمودن درس حفظی، کیر، حشفه، الت مردی، الت رجولیت، القاء، استقراء، استنتاج، قیاس، مقدمه، میله
ذكر|أشار , نوه ب , تذكير , إشارة عابرة , تنويه ب , يذكر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ذکر" در زبان فارسی میتواند به چند معنا و کاربرد مختلف اشاره داشته باشد. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
۱. معنای کلمه:
ذکر به معنای یادآوری: به معنای یادآوری چیزی یا بیان آن.
ذکر به معنای دعا و ن prayer: تکرار نام خدا یا یادکردن از او.
۲. نحوهی نوشتار:
کلمه "ذکر" به صورت ساده و بدون آکسان نوشته میشود و از حروف فارسی استفاده میکند.
۳. کاربردهای گرامری:
اسم: "ذکر" یک اسم است و میتواند در جملات به عنوان سوژه یا مفعول به کار رود.
مثال: "ذکر خداوند دل را آرام میکند."
ترکیبها: این کلمه ممکن است در ترکیبهای مختلف استفاده شود.
مثال: "ذکر خیر" یا "ذکر الهی".
۴. قواعد نگارشی:
در استفاده از "ذکر" در نوشتار، رعایت قواعد نگارشی عمومی فارسی از جمله استفاده از ویرگول، نقطه و پاراگرافبندی صحیح اهمیت دارد.
در جملات نقل قول و گفت و گو، کلمه "ذکر" باید به صورت صحیح و مطابق با قواعد نگارشی به کار رود (مثلاً هنگام نوشتن نقل قولهای مذهبی).
مثال: او گفت: "ذکر خداوند همیشه در دل ماست."
۵. اشتباهات رایج:
توجه به عدم اشتباه با کلمات مشابه مهم است. کلمات مثل "ذاکر" (به معنی کسی که ذکر میگوید) تفاوتهای معناداری دارند.
۶. توجه به زمینه:
معانی کلمه "ذکر" ممکن است بسته به زمینه و بافت جمله متفاوت باشد، لذا در نوشتار باید به بافت کلام توجه ویژهای داشت.
در مجموع، کلمه "ذکر" از کلمات مهم و پرکاربرد در زبان فارسی است که در متون مختلف، به ویژه متون مذهبی، جایگاه خاصی دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته، در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ذکر" در جمله آوردهام:
در قرآن کریم، ذکر خداوند به عنوان یادآوری برای مؤمنان تأکید شده است.
او در سخنرانی خود به ذکر چند نکته مهم پرداخت که باید مورد توجه قرار گیرد.
در مطالب آموزشی، ذکر منابع معتبر بسیار ضروری است.
آیا میتوانی ذکر کنی که چه زمانی این رویداد رخ داده است؟
ذکر نام افراد در لیست مهمانان، اعتبار آنها را نشان میدهد.
امیدوارم این جملات به شما کمک کنند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: اشاره، تذکر، یاداوری، یادکرد، نقل قول، احضار، احضار به بازپرسی، تقدیراز خدمات، تقدیر رسمی، شرح، از بر خوانی، از حفظ خوانی، بیان، بازگو نمودن درس حفظی، کیر، حشفه، الت مردی، الت رجولیت، القاء، استقراء، استنتاج، قیاس، مقدمه، میله