شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

zamim
blameworthy  |

ذمیم

معنی: ذمیم . [ ذَ ] (ع ص ) رجل ٌ ذمیم ؛ مردی نکوهیده . || هرچیز نکوهیده . ناستوده . مذموم . زشت . ناخوش :
طاعن و بدگوی اندر سخنش بی سخنند
ورچه باشد سخن طاعن و بدگوی ذمیم .
فرخی .
بی از آن کآمد ازو هیچ خطا از کم و بیش
سیزده سال کشید او ستم دهر ذمیم .
ابوحنیفه ٔ اسکافی .
چون وزیر و میر و مستوفی تو باشی کی بود
مدحت آرای وزیر و میر و مستوفی ذمیم .
سوزنی .
ابوعلی همچنان بر عادت ذمیم و اخلاق لئیم مستمر خویش قساوت پیش گرفته . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی خطی مؤلف ص 89). یکدیگر را بر افعال ذمیم و اقدام بر آن کار شنیع ملامت کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی همان نسخه ٔ ص 171).
بود قبطی جنس فرعون ذمیم
بود سبطی جنس موسای کلیم .
مولوی .
امر عاجز را قبیح است و ذمیم
خشم بدتر خاصه از رب ّ رحیم .
مولوی .
|| بئرٌ ذَمیم ؛ چاه بسیارآب . || چاه کم آب . از اضداد است .
... ادامه
503 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی، مقابلِ ممدوح] [قدیمی]
مختصات: (ذَ) [ ع . ] (ص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 790
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
blameworthy | dhimmi
ترکی
zımmi
فرانسوی
dhimmi
آلمانی
dhimmi
اسپانیایی
dhimi
ایتالیایی
dhimmi
عربی
مستحق اللوم | جدير باللوم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ذمیم" در زبان فارسی به معنای "پسین" یا "زشت" است و به عنوان یک صفت توصیفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، توجه به نکات زیر لازم است:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "ذمیم" باید به همین شکل نوشته شود و از اشتباهاتی مانند استفاده از حروف مشابه پرهیز شود.

  2. کاربرد در جملات: هنگام به کار بردن این کلمه در جمله، باید دقت کرد که با دیگر اجزاء جمله هم‌خوانی داشته باشد. مثلاً:

    • "این رفتار او ذمیم است."
    • "چهره‌ی او در آن زمان ذمیم به نظر می‌رسید."
  3. قید و صفت: "ذمیم" یک صفت است، بنابراین می‌توان آن را با اسم‌های مختلف همراه کرد:

    • "کلام ذمیمی"
    • "شکل ذمیم"
  4. نکات نگارشی: در نگارش متون، باید از استفاده‌های نادرست و بی‌مورد از این کلمه خودداری شود و تنها در موارد لازم و مناسب به کار رود.

اگر سوال خاص‌تری در مورد این کلمه یا استفاده از آن دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. به خاطر رفتار ذمیمش، هیچ‌کس تمایلی به نزدیک شدن به او ندارد.
  2. او به دلیل ویژگی‌های ذمیمی خود به راحتی در جمع‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد.
  3. باید یاد بگیریم که احساسات ذمیم را درک کنیم و به نحوی مثبت به آن پاسخ دهیم.

واژگان مرتبط: سزاوار سرزنش، مقصر، مجرم، گناهکار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری