جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ذهن . [ ذِ ] (ع اِ) فهم . دانست . عقل . دریافت . (منتهی الارب ). هوش . (قاضیخان بدر محمد دهار). خرد. زیرکی . فهم . (منتهی الارب ). تیزی خاطر. (منتهی الارب ). یاد و هوش . قوت درک . قوه ٔ مستعده ٔ اکتساب حدود و آراء. فهمیدگی . (غیاث ). قدرت مدرکه . (غیاث ). زکن . (زوزنی ). ذکاء.یاد. حفظ. یادداشتن . یادداشت قلب . (منتهی الارب ). روع . ج ، اذهان : نرود هیچ خطا بر دل و اندیشه ٔ تو کز خطا دور ترا ذهن و ذکای تو کند. منوچهری . این همه رنج و غم از خویشتنم باید دید تا چرا طبع و دلم مایه ٔ هر ذهن و ذکاست . مسعودسعد. لعبتانی که ذهن من زاده است لهورا از جمال کاشانیست . مسعودسعد. ذهن تو بیک فکرت ناگاه بداند وهمی که نهان باشد در پرده ٔ اسرار. ؟ (ازکلیله ودمنه ). دشمنند این ذهن و فطنت را حریفان حسد منکرند این سحر و معجز را رفیقان ریا. خاقانی . || توانائی . (منتهی الارب ). || پیه . و صاحب غیاث گوید در فارسی بمعنی ته و باطن (؟) و بیت ذیل را از اشرف نامی مثال آورده است : بسان آینه از ساده لوحیم خبری بذهن نیست مرا هر چه هست ذر ذهن است . || کندذهن . بلید. || کندی ذهن ؛ بلادت . || در لغت نامه های نوشته شده در هند آید که : ذهن کشتی ، فارسی است و بمعنی بجا ماندن کشتی باشد بسبب نبودن باد. و بعضی مینویسند، بمعنی خاک دریاست ، که لنگر درآن بند شودو کشتی وا ایستد، چه ذهن در محاوره بمعنی خاک خوب است که نهال در آن زود میگیرد و بیت ذیل را از تأثیرشاهد می آورند : دلیل بود طپیدن بوصل دلبر ما بذهن کشتی ما سخت خورد لنگر ما. و نیز محمدعلی ماهر گفته است : دراصطلاح بی باد کشتی است ذهن یعنی چون ذهن تو معطل ادراک مدعا را. ؟ (از آنندراج ). 1- خرد، هوش
2- درك، فهم
3- استعداد
4- خاطر، ضمير، فكر
5- قلب
6- مغز mind, mentality, remembrance, the mind عقل، رأي، ذاكرة، ذكاء، مزاج، رغبة، نية، نفس روح، ذكرى، وجهة نظر، ضمير وجدان، تذكر، تعهد، راقب، حذر، عارض، رعى طفلا، أطاع، إنتبه إلى akıl esprit geist mente mente خاطر، عقل، خیال، ضمیر، خرد، طرز فکر، روحیه، اندیشه، قوه ذهنی، مشعر، یادگاری، یاداوری، تذکر
... ادامه
811|0
مترادف:1- خرد، هوش
2- درك، فهم
3- استعداد
4- خاطر، ضمير، فكر
5- قلب
6- مغز