شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rāhbar
the leader  |

راهبر

معنی: راهبر. [ ب َ ] (نف مرکب ) مخفف راه برنده . کسی که کسی را بجایی میبرد. (فرهنگ نظام ). هادی و راهنما و رهنمون و راه آموز. (آنندراج ). دلیل . (ناظم الاطباء) (دهار). رائد. هادی . که براه راست دارد. که به راه برد. که از بیراه رفتن بازدارد. بدرقه . (آنندراج ). خفیر. قلاووز :
بفرمود تا پیش او شد دبیر
همان راهبر موبد تیزویر .
فردوسی .
ببرسام گفتند کای راهبر
بباید زدن گردنش بر گذر.
فردوسی .
چنین گفت شاپور با موبدان
که ای راهبر نامور بخردان .
فردوسی .
سپهبد چنین گفت کز گرگسار
یکی راهبر ساختم کینه دار.
فردوسی .
نخست آفرین کرد بر دادگر
خداوند داننده و راهبر.
فردوسی .
از شست تو بر زخم عدو راست رود تیر
زآنروی که تیرتو بود راهبر فتح .
فرخی .
اندر بیابانهای سخت ره برده ای بی راهبر
وین از توکل باشد ای شاه زمانه وز یقین .
فرخی .
بدروازه ٔ شهر بر راهبر
نشانده بتی دیده بر گاه بر.
اسدی .
راهبری بود سوی عمر ابد
این عدوی عمر مستعار مرا.
ناصرخسرو.
جزآن نیابد از آن راز کس خبر که دلش
ز هوش و عقل درین راه راهبر دارد.
ناصرخسرو.
نیست بر عقل میر هیچ دلیل
راهبرتر ز نامه های دبیر.
ناصرخسرو.
ای خدمتت بدانش ، چون طبع رهنمای
وی خدمتت بدولت ، چون بخت راهبر.
ناصرخسرو.
و آنگاه نه راهبری معین ونه شاهراهی پیدا. (کلیله و دمنه ). و الا جهانیان را مقرر است که بدیهه ٔ رأی و اول فکرت شاهنشاه دنیا راهبر روح قدس است . (کلیله و دمنه ). و آن را عمده ٔ هر نیکی ... و راهبر هر منفعت و مفتاح هر حکمت می شناسند.(کلیله و دمنه ). راهبر استاد و دلیل حاذق ، مسالک و مشارع بزیر قدم آورده . (سندبادنامه ص 318).
خمخانه ٔ خرسرای خرپیر
نه راهبری نه باربرگیر.
سوزنی .
هر چه می تاختم براه امید
طالعم راهبر نمی آمد.
خاقانی .
خاقانی کی رسد بگرد تو
چون دولت راهبر نمی آید.
خاقانی .
بدان ره کزو نیست کس را گزیر
بدان راهبر کو بود دستگیر.
نظامی .
به رهبر توان راه بردن بسر
سر راه دارم کجا راهبر.
نظامی .
من بیدل و راه بیمناکست
چون راهبرم تویی چه باکست .
نظامی .
دردا و دریغا که ندانم که کجا شد
آن دیده ٔ بینا و دل راهبرمن .
عطار.
ای یار غار سید و صدیق و راهبر
مجموعه ٔ فضایل و گنجینه ٔ صفا.
سعدی .
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی .
حافظ.
هر که را راهبر غراب افتد
بی گمان منزلش خراب افتد.
قرةالعیون .
بُرَّت ؛ راهبر ماهر و چست . خَتع، خَتَع، ختوع و خوتع؛ راهبر دانا در رهبری . خولع؛ راهبر دانا. دلالة؛ اجرت راهبر. مخشف ؛ راهبر دانا. (منتهی الارب ).
- راهبر بودن ؛ رهنما بودن . رهنمایی کردن :
هم او بود گوینده را راهبر
که شاهی نشانید بر گاه بر.
فردوسی .
همان پند بر من نبد کارگر
ز هرگونه چون دیو بد راهبر.
فردوسی .
ورا راهبر پیش جاماسب بود
که دستور فرخنده گشتاسب بود.
فردوسی .
عادتی داری نیکو و رهی داری خوب
فضل را راهبری تا تو بدین راه بری .
فرخی .
هر که را راهبر زغن باشد
منزل او بمرزغن باشد.
عنصری .
هر آن کس را که باشد راهبر بوم
نبیند جز که ویرانی بر و بوم .
ناصرخسرو.
وگرت رهبر باید بسوی سیرت او
زی ره و سیرت او را پسرش راهبر است .
ناصرخسرو.
- راهبر گردیدن ؛ راهبر شدن . رهبر شدن .رهبر گردیدن . رهنما شدن . رهبری کردن . راهبری کردن :
دولت آنجا که راهبر گردد
خار خرما و خاره زر گردد.
نظامی .
- امثال :
راهبَر باش نه راهبُر . (کشف المحجوب از امثال و حکم دهخدا). || رونده . (آنندراج ). برنده و قطعکننده و طی کننده ٔ راه . || پیشوا و قائد. (یادداشت مؤلف ) :
ز پس فاطمیان رو که بفرمان خدای
امتان را ز پس جد و پدر راهبرند.
ناصرخسرو.
|| کنایه از دستور. (یادداشت مؤلف ) :
بدو راهبر [ دستور اردشیر ] گفت کای پادشا
دلت شد بفرزندی او گوا.
فردوسی .
... ادامه
526 | 0
مترادف: امام، بلد، پيشوا، دليل، راهنما، رهبر، هادي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت فاعلی) ‹رهبر›
مختصات: (بَ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rAhbar
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 408
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
the leader
ترکی
Önder
فرانسوی
chef
آلمانی
führer
اسپانیایی
líder
ایتالیایی
capo
عربی
القائد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "راهبر" در زبان فارسی به معنای فردی است که یک گروه یا مجموعه را در انجام یک فعالیت خاص هدایت می‌کند. در اینجا برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به آن را بررسی می‌کنیم:

1. املاء و نحوه نوشتن:

  • کلمه "راهبر" به صورت ترکیبی از "راه" (به معنای مسیر) و "بر" (که به معنای کسی است که بر انجام کاری نظارت دارد) است. لازم است املای آن دقیقاً رعایت شود.

2. استفاده از اعراب:

  • در برخی متون، برای روشن شدن تلفظ کلمه، می‌توان از اعراب استفاده کرد. به‌طور مثال: "رَاه‌بَر".

3. جمع و مفرد:

  • مفرد: راهبر
  • جمع: راهبران یا راهبرها

4. نقش دستوری:

  • "راهبر" معمولاً به عنوان اسم و فاعل در جملات استفاده می‌شود. مثلاً: "راهبر گروه را هدایت کرد."

5. هم‌نویسی و واژه‌های هم‌خانواده:

  • "راهبری" به معنای عمل هدایت کردن.
  • "راهبرانه" به معنای به شیوه‌ای که یک راهبر عمل می‌کند.

6. مثال‌ها در جملات:

  • "او یک راهبر خوب برای تیم ماست."
  • "راهبرانی که تجربه بیشتری دارند، معمولاً تصمیمات بهتری می‌گیرند."

7. کاربرد در متن:

  • در متون رسمی و غیررسمی، کلمه "راهبر" می‌تواند در زمینه‌های مدیریتی، آموزشی، اجتماعی و ... به کار رود.

8. نکتۀ نگارشی:

  • در نوشتار رسمی و علمی، توصیه می‌شود که دقت و شفافیت در استفاده از کلمات مهم باشد، بنابراین باید از کلمه "راهبر" در زمینه مناسب آن استفاده شود.

این نکات می‌تواند به درک بهتر و کاربرد درست کلمه "راهبر" در نوشتار و گفتار فارسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "راهبر" در جمله آورده شده است:

  1. مدیرعامل شرکت به عنوان یک راهبر، تیم را در جهت رسیدن به اهداف مشترک هدایت کرد.
  2. او به عنوان راهبر گروه، مسئول برنامه‌ریزی و اجرای پروژه بود.
  3. برای موفقیت در این مسیر، به یک راهبر با تجربه نیاز داریم.
  4. راهبر این جلسه، نظرات مختلف را جمع‌آوری و به بحث گذاشت.
  5. در زمان بحران، یک راهبر قوی می‌تواند تیم را به سمت موفقیت هدایت کند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا بخواهید موضوع خاصی را بررسی کنیم، بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری