شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rāhro[w]
corridor  |

راهرو

معنی: راهرو. [ رَو / رُو ] (نف مرکب ) راهرونده . رونده .راهرونده . سائر. طی طریق کننده . راه پیما. ج ، راهروان .(ناظم الاطباء). ماشی . (یادداشت مؤلف ) :
چون جهان سپید گشت سیاه
راهرو نیز بازماند از راه .
نظامی .
برآن راهرو نیم جو بار نیست
که او را یکی جو در انبار نیست .
نظامی .
راهروان کز پس یکدیگرند
طایفه از طایفه زیرک ترند.
نظامی .
نباید راهرو کو زود راند
کسی کو زود راند زود ماند.
نظامی .
|| مسافر. (ناظم الاطباء) (از شرفنامه ٔ منیری ). رونده . ماشی و توسعاً در برخی از شواهد بمعنی مسافر :
راهرو را بسیج ره شرط است
تیز راندن ز بیمگه شرط است .
نظامی .
هرآن راهرو کامد آنجا فراز
بدیدار آن حصنش آمد نیاز.
نظامی .
|| سیاح . || ابن سبیل . (ناظم الاطباء). || سالک . (ناظم الاطباء) (از شرفنامه ٔ منیری ) :
راهروان عربی را تو ماه
تاجوران عجمی را تو شاه .
نظامی .
راهروی راکه امان میدهند
در عدم از دور نشان میدهند.
نظامی .
تو منزل شناسی و شه راهرو
تو حقگوی و خسرو حقایق شنو.
سعدی .
ای راهروان را خبر از کوی تو نه
ما بیخبر از عشق و خبر سوی تو نه .
سعدی .
هر راهرو که ره بحریم درش نبرد
مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت .
حافظ.
دوره ٔ کاخ رتبتت راست زفرط ارتفاع
راهروان وهم را راه هزار ساله باد.
حافظ.
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش .
حافظ.
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی .
حافظ.
راهرو را فاقه و نعمت کند منع سلوک
اسب راه آنست کو نه فربه و نه لاغر است .
امیرعلیشیر.
- راهروان ازل ؛ مردمان پارسا و زاهد و عابد و شب زنده دار. راهروان سحر. (ناظم الاطباء) :
خیز که استاده اند راهروان ازل
بر سرراهی که نیست تا ابدش منتها.
خاقانی .
- راهروان صحرا ؛ راهروان ازل . مردمان پارسا و عابد. (از ناظم الاطباء). سالکان شب بیدار. (شرفنامه ٔ منیری ).
- || اولیاء. (شرفنامه ٔ منیری ).
- راهروان طریقت ؛ اولیاء و سالکان . (ناظم الاطباء).
- || عناصر اربعه . (ناظم الاطباء).
- راهروان گردون ؛ هفت سیاره . (ناظم الاطباء).
|| (اِ مرکب ) دهلیز و دالان . ج ، راهروها. (ناظم الاطباء). معبر میان دو اطاق و بیشتر. کریدر. قسمتی از خانه که از آن بیک یا چند اطاق روند. (یادداشت مؤلف ). دالیج . دلیج . بالان . بالانه . دالانه . محلی مسقف میان در خانه و میان چند اطاق .
|| گذرگاه . معبر. راهگذر :
سرای سپنج است برراهرو
تو گردی کهن دیگر آیند نو.
فردوسی .
دیلمی وار کند هزمان دراج غوی
ورشان نوحه کند بر سر هر راهروی .
منوچهری .
... ادامه
588 | 0
مترادف: 1- پاساژ، تونل، دالان، دهليز، نقب 2- رهرو، سالك 3- راه پيما، سياح، مسافر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹رهرو، راه‌رونده›
مختصات: (رُ)(ص فا.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rAhrow
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 412
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
corridor | hall , aisle , doorway , passage , lobby , vestibule , walk , gangway , passageway , door , runway , gallery
ترکی
koridor
فرانسوی
couloir
آلمانی
gang
اسپانیایی
corredor
ایتالیایی
corridoio
عربی
رواق | الرواق , دهليز , مجاز , مجاز الحجرات , الممر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "راهرو" در زبان فارسی به معنای مسیری باریک و طویل است که معمولاً در ساختمان‌ها برای ارتباط بین اتاق‌ها و فضاهای مختلف استفاده می‌شود. در اینجا به چند نکته نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نوشتن: کلمه "راهرو" به صورت جدا یا با فاصله نوشته نمی‌شود و باید به صورت یک کلمه وارد متن شود.

  2. تلفظ: این کلمه به صورت "رَاه‌رو" تلفظ می‌شود و تأکید بر هجا اول (راه) است.

  3. صرف و نحو: "راهرو" می‌تواند به عنوان اسم و برای اشاره به مکان استفاده شود. به عنوان مثال: "به راهرو رفت" یا "راهرو باریک است."

  4. جمع: جمع "راهرو" به صورت "راهروها" نوشته و تلفظ می‌شود.

  5. قواعد نگارشی: وقتی از راهرو در متون استفاده می‌کنید، باید به قواعد جملات توجه داشته باشید. به عنوان مثال، در جمله‌ای که به راهرو اشاره می‌کند، باید ساختار جمله صحیح باشد: "در انتهای راهرو یک تابلو وجود دارد."

هرگونه سوال دیگر درباره قواعد فارسی و نگارشی داشته باشید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "راهرو" در جمله آورده‌ام:

  1. در خانه‌ی جدید، یک راهرو طولانی وجود دارد که به اتاق‌های مختلف می‌رسد.
  2. او در راهرو مدرسه با دوستانش دیدار کرد و درباره امتحانات صحبت کردند.
  3. به دلیل برگزاری مراسم، راهرو مجتمع پر از مهمانان و دکورهای زیبا شده بود.
  4. شرکت ما برای راحتی کارمندان، یک راهرو مخصوص برای استراحت و ملاقات‌ها طراحی کرده است.
  5. در حین عبور از راهرو بیمارستان، صداهایی از اتاق‌های درمانی به گوش می‌رسید.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به نمونه‌های بیشتری است، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: دهلیز، راه سرپوشیده، سالن، تالار، اتاق بزرگ، سال، جناح، درگاه، جای در، عبور، تصویب، گذر، گذرگاه، سرسرا، سالن انتظار، سالن هتل و مهمانخانه، هشتی، دالان سرپوشیده، خیابان، پیاده رو، سیر، تفریح، راهروی، تخته پل، پل راهرو، معبر، غلام گردش، محل عبور، درب، در، باب، باند فرودگاه، رد پا، مجرا، گالری، لژ بالا، اطاق نقاشی، اطاق موزه، خندق

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری