شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rāhgozār
the founder  |

راهگذار

معنی: راهگذار. [ گ ُ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) راهگذر. رهگذر. || معبر و طریق و راه و گذرگاه . (ناظم الاطباء). شاهراه . (از آنندراج ). محل عبور :
رز لاغر و پژمرده شد و گونه تبه کرد
غم را مگر اندر دل او راهگذاری است .
فرخی .
ناچار از اینجا ببردت آنکه بیاورد
این نیست سرای توکه این راهگذار است .
ناصرخسرو.
غبار راهگذارت کجاست تا حافظ
بیادگار نسیم صبا نگه دارد.
حافظ.
حلقوم ؛ راهگذار طعام و شراب . (دهار).
- راهگذار کردن ؛ ایجاد معبر. گذرگاه درست کردن . گذر کردن . عبور کردن :
مردمانی که بدرگاه تو بگذشته بوند
تنگدستی سوی ایشان نکند راهگذار.
فرخی .
|| دره ٔ تنگ در میان کوه . || نای و حلقوم . || مسافر. (ناظم الاطباء). راهگذر. گذرنده ٔ راه . (آنندراج ). که از راه بگذرد. که از راه گذر کند. که ازراه عبور کند. عابر. رهگذار. رهگذر. راهگذر. || راهنما. (ناظم الاطباء). راهگذر. || سرگذشت . (ناظم الاطباء). راهگذر. || سوغاتی که مسافر از راه آورد. (ناظم الاطباء). راهگذر. سوغاتی که از سفر آرند. (بهار عجم ).
... ادامه
577 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت فاعلی) [قدیمی]
مختصات: (گُ) (ص فا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1127
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
the founder
ترکی
kurucu
فرانسوی
le fondateur
آلمانی
der gründer
اسپانیایی
el fundador
ایتالیایی
il fondatore
عربی
المؤسس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "راهگذار" در زبان فارسی می‌تواند به معانی مختلفی بستگی داشته باشد، از جمله واژه‌ای مرکب که به معنای "کسی که راهی را باز می‌کند" یا "چیزی که به ایجاد مسیری کمک می‌کند" استفاده می‌شود. برای استفاده صحیح از این کلمه و نوشتار آن، قواعد زیر را می‌توان مدنظر قرار داد:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "راهگذار" به صورت یک‌جا نوشته می‌شود و از دو جزء "راه" و "گذار" تشکیل شده است. استفاده از فاصله بین این دو جزء نادرست است.

  2. تلفظ: کلمه باید به صورت صحیح تلفظ شود؛ "راه‌گُذار" با تأکید بر هجاهای مناسب.

  3. قید و کاربرد: بسته به جملاتی که در آن استفاده می‌شود، می‌تواند به عنوان اسم یا صفت به کار گرفته شود. به عنوان مثال: «او یک راهگذار فرهیخته بود» یا «این پروژه باید یک راه گذار برای حل مشکلات باشد».

  4. توافق با دیگر عناصر جمله: از نظر گرامری، لازم است که با جملات و عبارات دیگر هماهنگ باشد. به عنوان مثال، اگر به عنوان فاعل استفاده شود، باید با فعل مناسب تطابق داشته باشد.

  5. معانی و مفاهیم: از نظر معنایی، لازم است که مفهوم "راهگذار" را به خوبی درک کرده و در موقعیت‌های مناسب به کار برد. این کلمه می‌تواند در متون علمی، ادبی یا روزمره استفاده شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید کلمه "راهگذار" را به‌درستی در نوشته‌های خود به کار ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. راهگذار جدیدی که در شهر ساخته شده، به کاهش ترافیک کمک شایانی خواهد کرد.
  2. او به عنوان یک راهگذار در پروژه‌های عمرانی مشغول به کار است و به بهبود زیرساخت‌ها کمک می‌کند.
  3. در این منطقه، راهگذارهای امنی برای عبور عابران پیاده طراحی شده است تا ایمنی آن‌ها افزایش یابد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری