شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rāvad
raud  |

راود

معنی: راود. [ وَ ] (اِ) زمین پست و بلند و پشته پشته ٔ پر آب و علف . (برهان ) (آنندراج ) (اوبهی ) (جهانگیری ) (از صحاح الفرس ) (رشیدی ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ اسدی ) :
فسیله به راود همی داشتی
شب و روز در دشت بگذاشتی .
فردوسی (از آنندراج ).
کبک دری گر نشد مهندس و مساح
این همه آمد شدنش چیست به راود.
منوچهری .
ابر بهار بازکند مطرد سیاه
هرگه که گرد خویش به راود کند همی .
(منسوب به منوچهری ).
ز راود به راود ز بیدا به بیدا
ز وادی به وادی ز کردر به کردر.
؟ (از سندبادنامه ص 265).
الا تا زمی از کوه پدید است و ره از رمه
بکوه اندر زر است و بره بر شخ راود.
عسجدی (از فرس اسدی چ اقبال ).

|| آنجا که سبزه ٔ نورسته باشد و آبهای روان . (شرفنامه ٔ منیری ). سبزه زار و چمن . (فرهنگ شاهنامه ). || ناصافی و تیرگی آب . (ناظم الاطباء)(برهان ) (از شرفنامه ٔ منیری ). || در بیت زیر که صاحب لسان العجم (شعوری ) در ذیل کلمه ٔ پیکند آورده اشتباه کرده است :
هرآنچه راود آن را بسالها پیوست
هر آنچه قارون آن را بعمرها پیکند.
رودکی (از شعوری ).
و کلمه «داود»است نه راود، و مفهوم بیت این است که هر آن حلقه های زرهی که حضرت داود پیغمبر بهم پیوست ؛ چنانکه مولوی گوید:
رفت لقمان سوی داود از صفا
کو همی پیوست زرین حلقه ها.
مولوی .
... ادامه
387 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹رواد› [قدیمی]
مختصات: (وَ) (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 211
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
raud
ترکی
raud
فرانسوی
raud
آلمانی
raud
اسپانیایی
rauda
ایتالیایی
raud
عربی
raud
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "راود" در زبان فارسی به معنای "راود" یا "روی" استفاده می‌شود و در قواعد نگارشی و ادبی فارسی به شکل‌های مختلفی می‌تواند ظاهر شود. در ادامه به برخی از قواعد مربوط به این کلمه و استفاده آن اشاره می‌شود:

  1. نحوه نوشتار: "راود" به عنوان یک کلمه خاص باید به صورت صحیح و با املای درست نوشته شود. برای مثال، املای "راود" باید دقیقاً همین‌طور باشد.

  2. استفاده از نشانه‌های نگارشی: در صورت استفاده از "راود" در جملات، باید از نقطه‌گذاری‌های مناسب مانند ویرگول، نقطه و غیره استفاده کرد تا جمله به‌طور واضح و خوانا باشد.

  3. ترکیب‌های زبانی: "راود" می‌تواند به عنوان یک بخش از ترکیب‌ها یا عبارات مختلف مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، در عبارات توصیفی یا به عنوان فعل.

  4. توجه به مفاهیم متضاد یا مشابه: در مواقعی که با "راود" سخن می‌گویید، توجه به مفاهیم مشابه یا متضاد آن می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر بتوانید منظور خود را منتقل کنید.

  5. توجه به بافت متن: حتماً به بافت و زمینه‌ی نوشتار خود توجه کنید. استفاده از "راود" در یک متن ادبی یا علمی می‌تواند به شکل‌های متفاوتی باشد.

اگر سوال خاص‌تری در خصوص این کلمه یا قواعد نگارشی آن دارید، خوشحال می‌شوم که کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. راود روزهای زیبایی را در فرهنگ ما به تصویر می‌کشد.
  2. در سفر به روستای راود، از مناظر طبیعی زیبا لذت بردیم.
  3. داستان‌های قدیمی راود نشان‌دهنده تاریخ غنی این منطقه است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری