جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رای جستن . [ ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) استصواب . استشارت . نظر خواستن . مشورت خواستن . طلب اظهار نظر : چو دارا در آن داوری رای جست دل رایزن بود در رای سست . نظامی . || اظهار نظر کردن . اظهار عقیده کردن . بیان نظریه و عقیده کردن : خلاف رای سلطان رای جستن بخون خویش باشد دست شستن . سعدی . vote تصويت، اقتراع، اقتراح، حق الإقتراع، صوت إنتخاب، قرار يتخذ بالتصويت، ورقة إقتراع، اقترع، انتخب، أعلن، اقترح
تصويت|اقتراع , اقتراح , حق الإقتراع , صوت إنتخاب , قرار يتخذ بالتصويت , ورقة إقتراع , اقترع , انتخب , أعلن , اقترح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رای" در زبان فارسی به معنای نظر، عقیده یا انتخاب است و "جستن" به معنای به دست آوردن یا طلبیدن است. ترکیب این دو کلمه "رای جستن" به معنای جستجوی نظر یا عقیده دیگری است.
قواعد نگارشی و استفاده:
رای به عنوان اسم:
"رای" یک اسم است و باید به صورت صحیح و با توجه به قواعد املایی نوشته شود.
مثال: "من برای انتخاب بهترین راه، از دیگران رای میجویم."
جستن به عنوان فعل:
"جستن" به معنای طلب کردن یا جستجو کردن است و باید به صورت مناسب با فاعل و زمان جمله همخوانی داشته باشد.
مثال: "او در تلاش است که رای بگیرد."
نکات نگارشی:
در جملات رسمی، استفاده از علامتگذاری صحیح (نقطه، ویرگول، نقطهویرگول) اهمیت دارد.
در نوشتن متون، به استفاده از جملات کامل و شفاف توجه کنید تا مفهوم به خوبی منتقل شود.
ترکیب و ترکیبات:
"رای جستن" به عنوان یک فعل مرکب در جملات استفاده میشود.
مثال: "برای تصمیمگیری بهتر، باید رای دیگران را نیز جست."
مثالهای کاربردی:
"او تصمیم دارد رای مشاورانش را جستجو کند تا بهترین انتخاب را داشته باشد."
"ما در این جلسه به رای جستن در مورد پروژه جدید خواهیم پرداخت."
به طور کلی، "رای جستن" یک مفهوم معنایی مشخص دارد و در نگارش فارسی باید به ساختار و قواعد کلامی توجه شود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر