جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ربانی . [ رَب ْ با ] (از ع ، ص نسبی ) مخفف رَبّانی ّ منسوب به رب . (از متن اللغة) (از منتهی الارب ). خدایی . یزدانی . ایزدی : ترا گفتند ازین بازار بگذر خاک بیزی کن که اینجاریزها ریزند صرافان ربانی . خاقانی . اما بی تأیید آسمانی و عنایت ربانی بحیلت بشری ، سعادت مقصود جمال نمینماید. (سندبادنامه ص 55). رحمت ربانی بر روان امیر ماضی تبرد ضریحه و تقدس روحه و ریحه . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). و حکم ربانی و تقدیر آسمانی در تغییر احوال و تبدیل ابدال غالب آمد.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ز خلوتگاه ربانی وثاقی در سرای دل که تا قصر دماغ ایمن بود زآواز بیگانه . سعدی . || دانشمند راسخ در علم و دین . دانشمند باعمل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). راسخ در علم و دین . ج ، رَبّانیّون . (متن اللغة). صاحب معالم گفته که : ربانی فقیه را گویند و برخی فقیه آموزگار را نامند. عالم تعلیم یافته ٔ عامل ، و اگر مرتکب حرام شود ربانی نیست . (از متن اللغة). ابن اثیر گفته این کلمه بمعنی عالمی است که در علم دین راسخ باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). خدای شناس . (ترجمان القرآن ) (مهذب الاسماء). مرد خدایی متعبد عارف باﷲ، منسوب به رب . ج ، ربانیون . (ناظم الاطباء). مرد خدایی متعبد عارف باﷲ عزوجل ، منسوب به رب با افزودن الف و نون برای مبالغه . (از منتهی الارب ) (از مجمل اللغة). خداشناس . (السامی فی الاسامی ) (دهار). ربی . (السامی فی الاسامی ). برخی گفته اند سریانی الاصل است ولی این قول به صحت نرسیده و در زبان سریانی یافت نشده ، و برخی گفته اند منسوب به «ربان » است ، و پاره ای دیگر گویند منسوب به رب که عبارت از ایجاد چیزی است حالاًفحالا تا بحد تمامیت رسد. و رب بجز بر خدای تعالی اطلاق نشود پس الف و نونی که به رب افزوده شده برای مبالغه باشد... و جمعی دیگر گفته اند عالم عامل را ربانی نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || آنکه بعلم خود خدای طلبد. ج ، ربانیون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). - عارف ربانی ؛ دانشمند راسخ در علم و دین . (ناظم الاطباء) : عالم و عابد و صوفی همه طفلان رهند مرداگر هست بجز عارف ربانی نیست . سعدی . 1- الهي، اهورايي، ايزدي، خدايي، رحماني، يزداني
2- خداجو، زاهد، متعبد rabani رباني rabani rabani rabani rabani rabani
کلمه "ربانی" در زبان فارسی به معنای "الهی" یا "مربوط به خداوند" است و بیشتر در متون دینی و عرفانی به کار میرود. در اینجا به برخی نکات نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نوشتار صحیح: "ربانی" با "ر" و "ب" و "ا" و "ن" و "ی" نوشته میشود و لازم است همواره به این صورت نوشته شود.
نقش دستوری: این کلمه میتواند به عنوان صفت یا اسم به کار رود. به عنوان مثال، در جمله "او یک فرد ربانی است"، "ربانی" صفت است.
مبحث جمع: اگر بخواهیم جمع "ربانی" را بسازیم، میتوانیم از "ربانیها" به عنوان جمع استفاده کنیم.
استفاده در متون: در متون دینی، عرفانی و ادبیات فارسی، کلمه "ربانی" برای توصیف شخصیتهای الهی، عارفان و طلبههای علم و دین به کار میرود.
توجه به سیاق: در استفاده از "ربانی" باید به سیاق متن توجه شود تا معنا به درستی منتقل شود. در برخی مواقع ممکن است نیاز به توضیحات بیشتر یا مثالهایی باشد.
با رعایت این نکات میتوان به درستی از کلمه "ربانی" در نوشتهها و صحبتها استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ربانی" در جملات مختلف آورده شده است:
استاد در کلاس درس خود به تشریح مفاهیم ربانی و ارتباط آنها با زندگی روزمره پرداخت.
او همواره سعی میکند با رفتارهای خود، روحیهای ربانی و دوستانه را در محیط کار پدید آورد.
کتابهای او پر از نکات و آموزههای ربانی است که میتواند به انسانها در مسیر زندگی کمک کند.
در کنار نماز و دعا، توجه به زیباییهای طبیعت نیز میتواند انسان را به یاد خالق ربانی بیاندازد.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!