جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رحی . [ رَ حا] (ع اِ) سنگ آسیا. (دهار) (غیاث اللغات ) (صراح اللغة). سنگ آسیا. مؤنث است . ج ، اَرْحی (اَرْح )، اَرْحاء، اُرْحی ّ، رِحی ّ، رُحی ّ، اَرْحیة. || سینه . ج ، اَرْحاء. || پاره ٔ زمین گرد و بلند به مقدار یک میل مربع که آب بر آن نشیند. ج ، ارحاء. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || سخت ترین جای جنگ . ج ، اَرْحاء.(ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). مهمترین جای جنگ . (از اقرب الموارد). || هر یک از دوازده دندان که پس از ضواحک شود. یکی از دندانهای موسوم به ارحاء یا طَواحِن . دندان آسیا: اَضْراس ِ رَحی ̍؛طَواحِن . (یادداشت مؤلف ). دندان آسیا. ج ، اَرْحی ̍.(دهار). دندان . گفته شود: «طحنه بارحائه ». (از اقرب الموارد). || مهتر قوم و جماعت عیال . ج ، ارحاء. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گویند: هو رحی قومه . || گروه . (از اقرب الموارد). || شتران که به انبوهی گرد برگردند. ج ، ارحاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). شتران بسیار فراهم آمده . ج ، ارحاء. (از اقرب الموارد). || قبیله ٔ بزرگ بر سر خود. ج ، ارحاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). قبیله ای که برای بدست آوردن سود و چراگاه نرود و جای خود را ترک نگوید. (از اقرب الموارد). || ابر گرد. ج ، ارحاء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). || پنجم سپل شتر. (آنندراج ). سپل (سُم ) شتر و پیل . ج ، ارحاء.(ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). سُم شتر و پیل . (از اقرب الموارد). || اسفناج . ج ، ارحاء. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (نشوءاللغة). اسفناج ، و از آن است : طبخوا لنا الرحی . (از اقرب الموارد). || اطراف ناخن . (بحر الجواهر). || رحی السحاب ؛ ابرهای مستدیر. (از اقرب الموارد). و در منتهی الارب که «مستدارها» معنی شده غلط است . رأیت فی السماء رحی مُرْجَحِنَّةً؛ ای سحابة مستدیرة. (اقرب الموارد) (یادداشت مؤلف ). rahi راهي rahi rahi rahi rahi rahi
کلمه "رحی" در زبان فارسی به معنای "رحمت" است و در برخی محاورهها و متنها ممکن است به عنوان یک لفظ قدیمی یا فصیح به کار رود. در مورد نگارش و قواعد مربوط به این کلمه، نکات زیر قابل توجه است:
نحوه نوشتار: کلمه "رحی" به همین شکل نوشته میشود و باید با دقت به تاکید بر حرف "ی" توجه کرد.
تلفظ: در تلفظ این کلمه، "ر" به صورت لهجهای و بدون تنش خاص تلفظ میشود و "ح" صدای تنبیهای و در بالا تولید میشود.
معنی و کاربرد:
به معنای رحمت و عطوفت به کار میرود و در متون دینی و ادبی ممکن است به وفور یافت شود.
ممکن است وقتی در جملات مورد استفاده قرار گیرد، به مفاهیم عاطفی مرتبط با رحمت الهی اشاره کند.
قواعد نگارشی:
استفاده از این کلمه در جملات فارسی معمولاً به صورت فاعل، مفعول یا صفت به کار میرود و باید با ساختار جمله سازگار باشد.
در صورت نیاز به استفاده در زبان رسمی و ادبی، رعایت قید و بندهای نگارشی مانند نشانههای نگارشی، فاصلهگذاری و تنظیم جملات از اهمیت بالایی برخوردار است.
در کل، "رحی" به عنوان یک کلمه در زبان فارسی میتواند در متنهای شعری، ادبی و دینی مورد استفاده قرار گیرد، و آشنایی با قواعد نگارشی و تلفظ صحیح آن برای نوشتن متون به کار میرود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
رحی در فرهنگ ایرانیان نمادی از صفا و روحانیت است و در مراسم مذهبی به کار میرود.
در جشن نوروز، خانوادهها با ذکر دعا و رحی به استقبال سال جدید میروند.
معلم به ما آموزش داد که رحی به معنی راه و مسیر درست در زندگی است که باید دنبال کنیم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر