شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rasad
arrive  |

رسد

معنی: رسد. [ رَ س َ ] (اِ) حصه و بهره . (ناظم الاطباء). سهم و حصه ای که به کسی می رسد. (فرهنگ نظام ). بمعنی مطلق حصه ، و رصد با صاد مهمله معرب آنست . (لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). حصه . (از غیاث اللغات ، از چراغ هدایت ). بخش . قسم .قسمت . سهم . حصه . بهر. (یادداشت مؤلف ) :
کرد فرهاد به سنگ آنچه به دل ما کردیم
عشق او را رسدی داد و بما هم رسدی .
تأثیر (از فرهنگ نظام ).
|| تقسیم که میان اصناف و رعایا قسمت میشود و به هر کس چیزی میرسد. (ناظم الاطباء). حصه و رصدی که میان اصناف ورعایا قسمت می شود و به هر کس چیزی میرسد، و رصد معرب آن است . (برهان ). قسمت و حصه که به هر کس رسد خاصه رعایا و اصناف . (انجمن آرا) (آنندراج ). رصد به صاد، معرب است بمعنی قسمت و حصه که به هر کس رسد خاصه رعایا چنانکه صد که دو پنجاه است پارسی و با سین است آنرا نیز معرب کرده اند. (انجمن آرا) (از آنندراج ). حصه و رصدی را گویند که میان رعایا تقسیم کنند و به هر کس چیزی برسد، و آن را بنیچه گویند بر وزن کمینه . (لغت محلی شوشتر) : گفتند که هر کس که ارتفاع او از ضمان ناقص می آید نقصان رسد او بر ما قسمت میکنند و ما از آن در تنگ و زحمتیم . (تاریخ قم ص 143). ازوجوهات سرکار خاصه و ارباب التحاویل که داد و ستد آن با مستوفی خاصه و ارباب التحاویل است آنچه مشارالیه «رسد» رساند ایشان تنخواه میدهند. (تذکرة الملوک چ دبیرسیاقی ص 17). و از آن قرار به قلم کتاب سرکار جمع میداده اند که رسد مواجب اخراجین و... که در وجه جماعت متوفی مقرر بوده به جهت دیوان ضبط نمایند. (تذکرة الملوک ص 37). و از آن قرار به قلم سرکار جمع میداده اند که رسد مواجب اخراجین و ایام غیبت و تفاوت و ورودسفر را به جهت دیوان ضبط نمایند. (تذکرة الملوک ص 40). || ذخیره ای از غله که در میان سپاه تقسیم میگردد. (ناظم الاطباء). در عنصر دانش بمعنی ذخیره و آذوقه که همراه لشکر و قافله بوده باشد و در وقت احتیاج خرج نمایند، لیکن بدین معنی در اشعار استادان دریافته نشده و اینکه ابوطالب حکیم در شاهجهان نامه آورده احتمال دارد که موافق روزمره ٔ دربار سلاطین هندباشد از عالم «پای در شن » و غیره که بمعنی زیر غرفه است و بالاتفاق لفظ هندی است و این طرز و طور خاص مورخان هند است که مصطلحات اردو و دربار که مقررکرده ٔ سلاطین باشد در عبارات فارسی خود بیارند، پس این طور دیگر باشد برای بستن الفاظ هندی . (آنندراج ). || معاونت در توشه و ذخیره . || درآمد ومدخل . || رسید. (از ناظم الاطباء). اما این سه معنی در جای دیگر دیده نشد. || رصد. (ناظم الاطباء). بعضی گویند رصد به صاد، خاصه ٔ منجمین است که در زیجات بعد کواکب را نویسند و ایشان را رصدبندان گویند، و در سایر مواقع رسد به سین مهمله است و ظاهر اینکه رسد به سین فارسی و بهمه مواقع استعمال شود اعم از رسد نجومی یا غیر آن و رصد معرب آن است مانند صد معرب سد. (لغت محلی شوشتر). || سزاوار بودن و اختیار داشتن . (انجمن آرا). سزاوار. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (لغت محلی شوشتر). لایق و سزاوار، و این مجاز است از معنی رسیدن . (آنندراج ). || (مص ) رسیدن و غور کردن و متوجه شدن . (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). وارسیدن و غور کردن ومتوجه شدن . (لغت محلی شوشتر). غور و توجه . (ناظم الاطباء).
... ادامه
376 | 0
مترادف: 1- جوخه، دسته، گروه 2- بهره، حصه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: ( ~.) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rasad
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 264
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
arrive
ترکی
varmak
فرانسوی
arriver
آلمانی
ankommen
اسپانیایی
llegar
ایتالیایی
arrivare
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "رسد" به عنوان یکی از فرم‌های فعل "رسیدن" استفاده می‌شود. این کلمه در زمان آینده یا به عنوان یک فعل حال عامل به کار می‌رود. برای استفاده صحیح از این کلمه و موارد مرتبط با آن، نکات زیر را مد نظر قرار دهید:

  1. فعل و زمان: "رسد" فرم سوم شخص مفرد فعل "رسیدن" در زمان آینده است. به عنوان مثال:

    • او به هدفش خواهد رسید.
    • اگر زودتر بروید، به مهمانی می‌رسید.
  2. ترکیب با حرف اضافه: معمولاً "رسد" با حرف اضافه "به" همراه می‌شود:

    • به مقصد می‌رسد.
    • به موقع می‌رسد.
  3. استفاده در جملات شرطی: می‌توان از "رسد" در جملات شرطی نیز استفاده کرد:

    • اگر درست درس بخواند، به مدرک تحصیلی می‌رسد.
  4. استفاده در زبان ادبی: در متون ادبی و شاعری، "رسد" ممکن است به معنای‌های مختلفی از جمله "به کمال رسیدن" یا "تحقق یافتن" نیز بکار رود.

  5. جملات پرسشی: می‌توان به سادگی با اضافه کردن واژه‌های پرسشی، سوالاتی با "رسد" ساخت:
    • آیا او به موقع می‌رسد؟
    • آیا این خبر به ما خواهد رسید؟

توجه به قواعد نگارشی و دستور زبان در استفاده از "رسد" کمک می‌کند تا جمله‌های دقیق و منطقی بسازیم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

در اینجا چند مثال برای کلمه "رسد" در جمله آورده شده است:

  1. اگر تلاش کنی، به اهداف خود خواهی رسید.
  2. امیدوارم که نامه‌ام به موقع به دستت برسد.
  3. درختان هنگام بهار به شکوفه می‌رسند.
  4. با توجه به تلاش‌هایش، به موفقیت‌های بزرگی خواهد رسید.
  5. وقتی که خورشید به غروب برسد، آسمان رنگین می‌شود.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، لطفاً بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری