جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رشتن .[ رِ ت َ ] (مص ) ریسیدن و تافتن پشم و ابریشم و کتان و جز آن که بعربی غَزْل گویند. (از شعوری ج 2 ورق 19). ریسیدن و تافتن و تابیدن . (ناظم الاطباء). ریسیدن .(آنندراج ). ریسیدن پشم و پنبه و غیره باشد. (لغت فرس اسدی ، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ نخجوانی ). تافتن . تابیدن . نخ کردن . ریشتن . ریسیدن . حاصل مصدر غیرمستعمل آن ریش است . (یادداشت مؤلف ). غَزْل . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). اغتزال . (منتهی الارب ) : این را زبان نهاد و خرد رشت و عقل بافت نقاش بود دست و خمیر اندر آن بنان . ابوشکور بلخی . گرش بار خار است خود کشته ای وگر پرنیان است خود رشته ای . فردوسی . پس از پشت میش و بره پشم و موی برید و به رشتن نهادند روی . فردوسی . بیاموختشان رشتن و تافتن به تار اندرون پود را بافتن . فردوسی . من امروز ازین اختر کرم سیب به رشتن نمایم شما را نهیب . فردوسی . دوچندان که رشتی به روزی برشت شمارش همی بر زمین برنوشت . فردوسی . جهان را بدانش توان یافتن بدانش توان رشتن و بافتن . فرخی . ز کژّی نشد راست کار کسی به ناموس رشتن نشاید بسی . اسدی . این بافت کار دنیی جولاهه رشتن ز هیچ و هیچ بُوَد کارش . ناصرخسرو. وَاکنون که ریسمان گشت آن سنبلت همانا آن رشت ریسمان رابر دوک مرگ رشتی . ناصرخسرو. دم عیسی کند آن رشته را نیست وگر آن رشته را مریم برشته . سوزنی . سخن را رشته بس باریک رشتم وگرچه در شب تاریک رشتم . نظامی . خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم دیبانتوان بافت از این پشم که رشتیم . سعدی . spin, growing up غزل، نسج، دوران سريع، دوار عقلي، هبوط لولبي، محور، أدار، تسقط الطائرة مدومة، دار بسرعة، دار، جفف، أطال، مدد، لفق قصة، جعل الذهب خيوطا، يلف büyümek grandir aufwachsen creciendo crescendo چرخاندن، چرخیدن، چرخ زدن، فر زدن، ریسیدن
غزل|نسج , دوران سريع , دوار عقلي , هبوط لولبي , محور , أدار , تسقط الطائرة مدومة , دار بسرعة , دار , جفف , أطال , مدد , لفق قصة , جعل الذهب خيوطا , يلف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "رشتن" در زبان فارسی به معنای بافتن یا تار و پود کردن است. در نگارش و استفاده از این کلمه، باید به نکات زیر توجه کرد:
صرف فعل: "رشتن" فعل است و باید در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
گذشته: رَشت
حال: میرَسد
آینده: خواهد رَشت
مشتقات: "رشتن" مشتقات زیادی دارد که میتوان به نامهایی مثل "رشته" (به معنای تار و پود یا عدهای از چیزها که به هم متصلاند) و "رشتنکار" (کسی که بافتنی یا کارهای مشابه انجام میدهد) اشاره کرد.
استفاده در جمله: وقتی از کلمه "رشتن" استفاده میکنید، توجه داشته باشید که چگونه آن را در جمله قرار میدهید. به عنوان مثال:
"او در حال رشتن قالی است."
"این کار به زمان و دقت زیادی نیاز دارد."
نگارش ادبی: در نگارش ادبی و شعر، میتوان از کلمه "رشتن" به شکلهای مختلفی استفاده کرد، مثلاً در توصیف احساسات یا تصویرسازی.
توجه به قواعد نگارشی: هنگام استفاده از این کلمه در متون رسمی یا ادبی، مراقب قواعد نگارشی باشید، مانند استفاده صحیح از ویرگول و نقطهگذاری.
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه "رشتن" را به درستی و به طور مؤثر در نوشتار خود به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او به عنوان یک بافنده ماهر، همیشه از روشهای سنتی رشتن فرش استفاده میکند.
بچهها در کلاس هنر مشغول رشتن کلافهای رنگی بودند و طرحهای زیبایی خلق میکردند.
رشتن لباسهای دستساز به صورت گروهی، همه را به هم نزدیکتر میکند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر