جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رفعت . [ رِ ع َ ] (اِخ ) میرزا عباس یا محمد عباس بن میرزا احمدبن محمدبن علی بن ابراهیم همدانی شیروانی انصاری یمانی هندی . مورخ و ادیب قرن 13 هَ . ق . بود و رفعت تخلص می کرد. از آثار اوست : 1 - آثار العجم 2 - تاریخ الائمة 3 - تاریخ افاغنه 4 - تاریخ البواهر یا [تاریخ نکو] یا [قلائد الجواهر]. 5 - تاریخ بهوپال 6 - تاریخ دکن 7 - تاریخ سرندیب 8 - التاریخ النفیس [که محتمل است همان تاریخ البواهر باشد] 9 - تاریخ وقایع العثمانی معالروس . 10 - چارچمن در تاریخ دکن . 11- جواهرخانه . (از ریحانة الادب ج 2 ص 88). صاحب صبح گلشن مرگ وی را به سال 1256 هَ . ق . نوشته و اشعاری از وی نقل کرده است از آن جمله است : بهره ز ملک بقا تا که تصور گرفت دل ز مقام فنا بوی تنفر گرفت شد به سر اوج عرش هر که تواضع نمود رفت به قعر بلا هر که تکبر گرفت . (از صبح گلشن ص 181). رجوع به شمع انجمن ص 183، 182 و فرهنگ سخنوران شود. ارتفاع، اوج، بزرگي، بلندي، تعالي، شرف، علو، والايي elation, sublimity, height, stature, supereminence, superiority, rifat إبتهاج بالنفس، عجب، ابتهاج rıfat rifat rifat rifat rifat بالابری، ترفیع، سرفرازی شادی، تعالی، بلندی، افراشتگی، علو مقام، ارتفاعات، آسمان، فراز، قد، قامت، قدر و قیمت، ارتفاع طبیعی بدن حیوان، ابر پایگی، ارج، برتری، تفوق، مزیت، ارشدیت، بزرگتری
کلمه "رفعت" به معنای بلندی، بالا، و علو است و در زبان فارسی چندین کاربرد و قواعد مرتبط با نگارش و استفاده از آن دارد:
صندوق معنایی: "رفعت" به معنای بلندی و علو در موارد مختلفی از جمله مجازی و حقیقی به کار میرود. به عنوان مثال، میتوان به "رفعت مقام" یا "رفعت نسل" اشاره کرد که به معنای بالایی یا علو در موقعیت اجتماعی یا فرهنگی است.
جملات با "رفعت": این کلمه معمولاً در جملات رسمی و ادبی به کار میرود. به عنوان مثال:
"رفعت رو به ترقی و پیشرفت است."
"او در جامعه خود رفعت بالایی دارد."
نگارش: در نگارش کلمه "رفعت"، باید به موارد زیر توجه کرد:
این کلمه به صورت "رفعت" و نه "رفعتا" یا دیگر اشکال نوشته شود.
استفاده از "رفعت" در متنهای رسمی و ادبی مناسبتر است و در مکالمات غیررسمی کمتر استفاده میشود.
صرف و نحو: "رفعت" معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و در ترکیبهای مختلف، میتواند با صفتها و قیدها همراه شود. به عنوان مثال:
"رفعت عالی"
"رفعت نسبی"
مترادفها و متضادها:
مترادفها: بلندی، عالی، مقام.
متضادها: پستی، پایین، عزلت.
قابلیت به کارگیری در اشعار: این کلمه معمولاً در اشعار و متون ادبی نیز به کار میرود و به ورود زیبایی به متن کمک میکند.
با توجه به این نکات، استفاده صحیح و به جا از کلمه "رفعت" میتواند به غنای گفتار و نوشتار شما بیفزاید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال برای کلمه "رفعت" در جملات مختلف آورده شده است:
فرهنگ و ادب: "رفعت فرهنگ یک کشور نشاندهنده پیشرفت و تمدن آن ملت است."
شعر: "شاعر در شعر خود به رفعت روح انسانها در برابر سختیها اشاره کرده است."
تحصیلات: "تحصیلات عالی به رفعت دانش و آگاهی فرد کمک میکند."
اخلاق: "رفعت اخلاقی افراد جامعه میتواند به بهبود روابط اجتماعی منجر شود."
هنر: "رفعت آثار هنری او، فراتر از زمان و مکان است و مخاطبان را به تفکر وا میدارد."
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا به زمینه خاصی علاقه دارید، لطفاً بفرمایید!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: بالابری، ترفیع، سرفرازی شادی، تعالی، بلندی، افراشتگی، علو مقام، ارتفاعات، آسمان، فراز، قد، قامت، قدر و قیمت، ارتفاع طبیعی بدن حیوان، ابر پایگی، ارج، برتری، تفوق، مزیت، ارشدیت، بزرگتری
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر