شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

raqam

رقم

معنی: رقم . [ رَ ق َ ] (ع اِ) یا رَقِم . بلا و سختی . (ناظم الاطباء). سختی و بلا. (از منتهی الارب ). سختی . (مهذب الاسماء). || روزی است از روزهای تازیان . (ناظم الاطباء). یوم الرَقَم یا یوم الرَقم روزی است از روزهای عرب . (منتهی الارب ). رجوع به رَقم شود. || (ص ) کثیر و بسیار: جاء بالرقم ؛ بسیار آورد. (از اقرب الموارد). (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || (اِ) به معنی علامت به سکون «قاف » است ولی معمولاً آن را مفتوح خوانند و در نظم نیز بفتح قاف شایع است . (از نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ 5 از محیط المحیط). نقش . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). اثر. نشان . نقش . علامت . (یادداشت مؤلف ). نشان . ج ، ارقام . (مهذب الاسماء) :
در گنج بگشاد چندی درم
که دیدی برو بر ز هرمز رقم .
فردوسی .
ده انگشت برسان سیمین قلم
برو کرده از غالیه صد رقم .
فردوسی .
بر دم هر طاوسی صد قمر و سی قمر
بر پر هر کبککی نه رقم و ده رقم .
منوچهری .
همیشه تا زعدد در عقود هست نشان
همیشه تا ز طمع بر طبایع است رقم .
مسعودسعد.
بر چشم من آن ماه جهانسوز رقم بود
بر عشق من آن ماه روانسوز گوا بود.
خاقانی .
این هفت نقطه یک رقمند از خط کفش
وآن نه صحیفه یک ورق از دفتر سخاش .
خاقانی .
از خانه ٔ مار آید زنبور عسل بیرون
گر یک رقم همت بر مار کشد عدلش .
خاقانی .
یافته در خطه ٔ صاحبدلی
سکه ٔ نامش رقم عادلی .
نظامی .
مهر تو نگار سروقامت
بر من رقم است تا قیامت .
سعدی .
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ٔ ما پیدا بود.
حافظ.
نام حافظ رقم نیک پذیرقت ولی
پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست .
حافظ.
|| نقش و علامتی که تاجر روی پارچه و لباس می نویسد برای تعیین ارزش آن .
- بیع برقم ؛ آن است که فروشنده می گوید: «این پارچه را برقم آن فروختم » و فروشنده می گوید: «قبول کردم »، اگر بی آنکه مقدار آن را بداند قبول کند معامله باطل است ولی اگر خریدار مقدار آن [قیمت ] را بداند بیع جایز است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
- رقم برزدن ؛ نوشتن بهای جنس بر روی آن : بیاعان معتمد باشند که قیمت عدل بر آن نهند و رقم برزنند و به غربا فروشند. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص 146).
|| حساب . (ناظم الاطباء).
- اهل رقم ؛ عالم و واقف بر حساب . (ناظم الاطباء).
- علم رقم ؛ علم حساب . (ناظم الاطباء).
- || عدد. (ناظم الاطباء). شمار. عدد. هریک از اعداد نهگانه ٔ هندسی ؛ ارقام هندسی .هر یک از صورشمار چون 1 و 2 و 3 و جز آن . (یادداشت مؤلف ) :
بدخواه تو بر سکنه ٔ این تخته ٔ خاکی
صفری است که بیشی ندهد هیچ رقم را.
انوری .
حاصل عمر تو بود یک رقم کام
آن رقم از دفتر شمار تو کم شد.
خاقانی .
درجی در رقم شود مرفوع
چون دقایق رسد به شصت آخر.
خاقانی .
الحق ازآحاد ملک خصم تو صفر است و بس
گرچه رود در حساب هیچ بود در رقم .
خاقانی .
رجوع رَقم در این معنی شود. || پیکر. (لغات فرهنگستان ). مرتبه ای از مراتب عدد. صورت یک عدد چون 2 که یک رقم و 110 که سه رقم و 1252 که چهار رقم است . (یادداشت مؤلف ). || هر یک از اقلام و هر یک از ریزهای سیاهه و صورتی . قلم : این سیاهه پنجاه رقم است . (یادداشت مؤلف ). || نوع و جنس . (ناظم الاطباء). در تداول فارسی قسم . نوع . گونه : در آذربایجان هشتاد رقم انگور هست . چند رقم کاغذ هست . دو رقم لپه هست . (یادداشت مؤلف ). || نوشته و خط. (ناظم الاطباء). نوشته و با لفظ انداختن و کردن و دادن و زدن و نوشتن و کشیدن و راندن و شدن و خوردن و پذیرفتن و شکستن و ریختن و فشاندن و چکیدن و زدودن و کافتن مستعمل است و بدیع و خوش و مسکین و جواهر و زرین و پریشان از صفات اوست . (آنندراج ) :
بخت سوی تو نامه ای ننوشت
که رقم عبده نمی دارد.
خاقانی .
گر نباشد یاری حبر و قلم
کی فتد بر روی کاغذها رقم .
مولوی .
که ملک و دولت ضحاک بیگنه آزار
نماند و تا به قیامت برو بماند رقم .
سعدی .
زایچه ٔ حکم و توقیع راز
نیست مگر این رقم جان نواز.
امیرخسرو دهلوی (از آنندراج ).
آویخته ام از طرف کعبه رقم را
یعنی که صلایی است عرب را و عجم را.
زلالی خونساری (از آنندراج ).
- رقم اول ؛ عرش . (ناظم الاطباء). کنایه از عرش . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
ره رفته تا خط رقم اول از خطر
پی برده تا سرادق اعلی هم از علا.
خاقانی .
- || کنایه از نور محمدی است . (غیاث اللغات ) (از آنندراج ).
- رقم بطلان برگفته ای کشیدن ؛ باطل کردن آن . بی اعتبار ساختن آن . (از یادداشت مؤلف ).
- رقم پرور ؛ نویسنده و محرر. (آنندراج ). رجوع به رقم زن و ترکیب رقم طراز شود.
- رقم سنج ؛ نویسنده و محرر.(آنندراج ).
- رقم سنجی ؛ شغل و عمل رقم سنج . نویسندگی :
هنگام رقم سنجی احکام کواکب
برجیس نهد محبره در پیش دبیرم .
عرفی شیرازی (از آنندراج ).
- رقم طراز ؛ نویسنده و محرر. (آنندراج ). رجوع به ترکیب رقم سنج و رقم کار شود.
- رقم گردیدن ؛ نوشته شدن :
توخواهی نیک وخواهی بدکن امروز ای پسر اینجا
عمل گر بد بود ور نیک بر عالم رقم گردد.
سعدی .
- قلم سعادت رقم ؛ کلک فرخنده و درست نویس . (ناظم الاطباء).
|| امضاء. (ناظم الاطباء) : ... بعد از تصدیق و تجویز عالیجاه قورچی باشی ب
ه رقم وزیر دیوان اعلی رسیده تنخواه بازیافت ... می شده . (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 7) تیول و مواجب همه ساله و براتی و انعام قاطبه ٔ غلامان بعد از تجویز عالیجاه مشار الیه به رقم عالیجاه وزیر دیوان اعلی رسیده تنخواه بازیافت ...می شده . (تذکرة الملوک ص 708). تیول و همه سله و مواجب براتی .... به رقم عالیجاه وزیر دیوان اعلی رسیده تنخواه بازیافت و خدمت مین باشیگری تفنگچیان و ... به رقم وزیر دیوان اعلی رسیده باشد شفقت و رقم اشرف صادر می گردد. (تذکرة الملوک ص 9). || امضاء نقاش ذیل تصویر اختصاصاً: این تصویر رقم علیرضای عباسی دارد؛ یعنی : امضاء او را بعلامت نقاش تصویر بودن دارد. || نقاشی . صورتگری . (از یادداشت مؤلف ) :
به خوبان گفت کآن صورت بیارید
که کرده ست این رقم پنهان مدارید.
نظامی .
|| نوشته و مکتوب امضأشده و علامت گذاشته شده . || فرمان پادشاه . (ناظم الاطباء). فرامین سلاطین را نیز گویند چه در آن نشان وزراء و مستوفیان همه می باید. (لغت محلی شوشتر). در تداول عامه ، امر. فرمان . حکم . دستخط. فرمان شاه . مثل : رقم رمق می خواهد [یعنی فرمان قوت ضرور دارد]. (یادداشت مؤلف ) :
وین رمقی کز رقمش مانده هست
از ظل خورشید سپهرآستان .
خاقانی .
اگر رقم بالمشافهه صادر نشده باشد و ریش سفیدان هر طبقه عرض نموده باشند مادام که تعلیقه ٔ وزیراعظم نرسد رقم خدمت ملازمت داده نمی شود و اگر رقمی به رساله ٔ احدی از مقربان نوشته شود مادام که ضمن رقم به مهر وزیر اعظم نرسد به مهرمهرآثار مزین نمی گردد.(تذکرة الملوک ص 8). .... به رقم وزیر دیوان اعلی رسیده باشد شفقت و رقم اشرف صادر می گردد. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 9).... اگر عالیجاه وزیر اعظم ممضی دارد رقم صادر می گردد. (تذکرةالملوک ص 8). چنانچه صاحبان مناصب رقم منصب خود را بجهت مدافعه ٔ رسوم مقرره به مهرداران نمی داده اند... رسوم مستمران خود را اخذ نمی نموده اند. (تذکرةالملوک ص 26). بی رقم قوشچی باشی است . (امثال و حکم دهخدا ج 1 ص 486). || حکم و فرمان شاهزادگان . || وجه و مرتبه . || بیان و وصف . || طریق و روش و طرز و رسم و قاعده . (ناظم الاطباء).
... ادامه
778 | 0
مترادف: 1- شمار، عدد 2- شماره، عده 3- قلم 4- نمره 5- قسم، نوع 6- خط، دستخط، فرمان 7- علامت، نشان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: رَقْم، جمع: اَرقام و رُقُوم]
مختصات: (رَ قَ) [ ع - فا. ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: raqam
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 340
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
hane
فرانسوی
chiffre
آلمانی
ziffer
اسپانیایی
dígito
ایتالیایی
cifra
عربی
شخصية | رقم , عدد , رمز , استعارة , مجاز , قامة , مظهر , تشبيه , قد قوام , بنية , شكل هندسي , شكل خارجي , شكل بشري , شكل البنية , مظهر الرجل , سلسلة حركات في الرقص , مزاج , حسب , قرر , تخيل , زين , اعتبر , قام بسلسلة حركات , شكل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "رقم" در زبان فارسی به معنای عدد و نمایه عددی است. برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. نحوه نوشتار: کلمه "رقم" به همین شکل نوشته می‌شود و نیازی به اصلاح یا تغییر شکل ندارد.

  2. جمع‌سازی: جمع "رقم" به صورت "رقم‌ها" یا "اعداد" است. در متون عمومی می‌توان از هر دو استفاده کرد، اما "رقم‌ها" اشاره به اعداد خاص دارد.

  3. کاربرد: "رقم" معمولاً در متن‌هایی که به اعداد، آمار یا پول و مسائل مالی اشاره دارند، به کار می‌رود. مثلاً:

    • "رقم درآمد سال گذشته افزایش یافته است."
    • "این رقم نشان‌دهنده رشد ۲۰ درصدی است."
  4. قواعد نگارشی: در جایی که "رقم" به عنوان اسم خاص استفاده می‌شود، باید توجه کرد که آن را با دقت و به‌دور از ابهام استفاده کنید. مثلاً:

    • "رقم یک، نشان‌دهنده کم‌ترین مقدار است."
    • "رقم سه، نمایانگر میانگین این داده‌هاست."
  5. استفاده در متون علمی و رسمی: در متون رسمی‌تر می‌توانید به جای "رقم"، از "عدد" استفاده کنید، اما در مواردی که به اعداد خاص و مفاهیم مرتبط اشاره دارید، "رقم" گزینه مناسبی است.

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "رقم" در نگارش فارسی خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "رقم" در جملات آورده شده است:

  1. رقم فروش این ماه نسبت به ماه گذشته افزایش یافته است.
  2. در این کتاب، هر رقم به دقت توضیح داده شده است.
  3. او توانست با یادگیری ریاضی، اعداد و ارقام را بهتر درک کند.
  4. لطفاً ارقام تماس خود را به درستی وارد کنید.
  5. در این مسابقه، هر شرکت‌کننده باید در زمان مشخصی به عدد صحیحی برسد.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری