جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: رم . [ رَ ] (اِ) رمه و گله ٔ گوسفند و اسب و غیره . (برهان ). گله و رمه ٔ ستور. (ناظم الاطباء) : کمند کیانی همی داد خم که آن کره را بازگیرد ز رم . فردوسی . نداد داد مرا چون نداد گربه مرا ترا از اسب و خر و گاو و گوسفند رم است . ناصرخسرو. کآن راز کند رمیده آخر گرگان رمیده را از این رم . ناصرخسرو. گر خزر و ترک و روم رام حسام تواند نیست عجب ، کز نهاد رام فحول است رم . ناصرخسرو. سینه به غوغای حرص بیش میالا از آنک نیست به فتوای عقل گرگ به رم داشتن . خاقانی . || جمعیت مردم . (برهان ) (شعوری ) : لفظی ز تو وز عقول یک خیل رمزی ز تو وز فحول یک رم . خاقانی . || گوشت اندرون و بیرون دهان . (برهان ) : آرزومند آن شده تو به گور که رسد نان پاره ایت به رم . رودکی . 1- رميدن، فرار، گريز، وحشت
2- اكراه، نفرت
3- رمه، گله
4- دسته، گروه rum, stampede, scare, breakaway, rome رم شراب مسكر، شراب مسكر، غريب، عجيب، صعب، رم veri deposu ram ram ram ram عرق نیشکر، لگد کوب، صدای کوبیدن پا، ترس ناگهانی یک گله اسب، هیبت، خوف، سهم، بیم، رمیدگی، جدایی، استعفاء، هجوم وحشیانه گله گوسفند و گاو
کلمه "رم" در زبان فارسی میتواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد و بسته به کاربردش، قواعد نگارشی مختلفی را شامل میشود. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
نقطهگذاری: اگر "رم" به عنوان نام یک مکان خاص (مانند شهر رم) یا یک اصطلاح تخصصی (مثلاً در کامپیوتر) استفاده شود، باید به گونهای نوشته شود که مشخص باشد. به عنوان مثال:
"رم" (نام شهر)
"رم" (حافظه)
استفاده در جملات: کلمه "رم" میتواند به عنوان اسم یا اصطلاح در جملات مختلف به کار رود. برای مثال:
"من به شهر رم سفر کردم."
"این کامپیوتر دارای 16 گیگابایت رم است."
نحوه تلفظ: "رم" به صورت یک هجای باز تلفظ میشود و باید در نوشتار نیز به همین شکل حفظ شود.
جمع و مفرد: اگر از "رم" به عنوان نام مکان یا اصطلاح تخصصی استفاده کنید، نیازی به جمعبندی آن نیست و به صورت مفرد میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
اگر سوال خاصی دارید یا بخشی از قواعد نگارشی دیگری مدنظر شماست، لطفاً بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "رم" در جمله آورده شده است:
برای نصب سیستمعامل جدید، ابتدا باید روی حافظهی رم کامپیوتر را بررسی کنیم.
در مسابقه بزرگ دوچرخهسواری، دوچرخهسواران از برند رم استفاده کردند که معروف است به سرعت و سبکی.
هنگام بازی کردن، افزایش حافظهی رم میتواند به بهبود عملکرد بازی کمک کند.
او تصمیم گرفت سفر خود به شهر رم را برنامهریزی کند تا از جاذبههای تاریخی آن بازدید کند.
رم به عنوان پایتخت ایتالیا، دارای فرهنگ غنی و مکانهای دیدنی بینظیری است.