شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

rahgozar
passer-by  |

رهگذر

معنی: رهگذر. [ رَ گ ُ ذَ ] (نف مرکب ) مسافر و سیاح . (ناظم الاطباء). || عابر. کسی که از جایی گذرد. آنکه از جایی عبور کند. (یادداشت مؤلف ). گذرنده ٔ راه . (از انجمن آرا) (از آنندراج ) :
گیتی سرای رهگذران است ای پسر
زین بهتر است نیز یکی مستقر مرا.
ناصرخسرو.
جز بر تن من نیست گذر راه بلا را
گویی که بلا را تن من رهگذر آمد.
مسعودسعد.
وقف رشیدی را بر باد داد
داد به هر شهری و هر رهگذر.
سوزنی .
|| (اِ مرکب ) راه گذر. گذرگاه . ممر. مجری . گذر. گذار. گدار. (از یادداشت مؤلف ). معبر. (از نصاب الصبیان ). راه که از آن گذر کنند. (انجمن آرا). شاهراه . (آنندراج ):
بفرمودشان تا بریدند سر
فکندند جایی که بد رهگذر.
فردوسی .
ببست رهگذر دیو و بیخ کفر بکند
بجای بتکده بنهاد مزگت و منبر.
عنصری .
بر رهگذر بلاست وصلت
در رهگذر بلا نبردم .
خاقانی .
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد.
حافظ.
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست .
حافظ.
- رهگذر آب ؛ مجری . (یادداشت مؤلف ).
- رهگذر سیل ؛ مسیل . (یادداشت مؤلف ) :
تا روی به جستن ننهد برق شغب ناک
صافی نشود رهگذر سیل ز خاشاک .
منوچهری .
|| راه . (یادداشت مؤلف ) :
زین سخن مگذر و این کار به خواری مگذار
گر خرد را بدل و جان تو بر رهگذر است .
ناصرخسرو.
گفت ای مادر مرا چگونه قرار بود که دوزخی است که رهگذر همه کس بر وی است . (قصص الانبیاء ص 181).
در حدیث آمده ست کز دل دوست
به دل دوست رهگذر باشد.
تاج الدین آبی .
|| کنایه از دنیاست . (یادداشت مؤلف ) :
بر مرگ درویش و سرتاج زر
یکی بود خواهد در این رهگذر.
فردوسی .
بپوش و بپاش و بنوش و بخور
ترا بهره این است از این رهگذر.
فردوسی .
نگر تا نباشی جز از دادگر
میاویز چنگ اندر این رهگذر.
فردوسی .
از هرچه حاجت است بدو مرمرا خدای
کرده ست بی نیاز در این رهگذر مرا.
ناصرخسرو.
باقی شود اندر نعیم دایم
هرچند در این رهگذر نباشد.
ناصرخسرو.
کیسه برانند در این رهگذر
هرکه تهی کیسه تر آسوده تر.
نظامی .
|| سوی . جانب . (یادداشت مؤلف ) : عبداﷲ به جواب گفت ... از رهگذر ایشان بدیشان چندین خرابی واقع می شود. (ترجمه ٔ تاریخ قم ص 31). || به معنی سبب نیز مجازاً استعمال میشود. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) :
گفتم ستاره و فلک از چه مدورند
گفتا جهات لفظ چنین یافت رهگذر.
ناصرخسرو.
از چه رهگذر است که لباس حداد در بر گرفته اید؟ (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 455).
ما را به آب دیده شب و روز ماجراست
زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود.
حافظ.
|| مراد. مطلوب . مقصود. موضوع . (یادداشت مؤلف ).
- از این رهگذر ؛ از این معنی . از این امر. از این موضوع . از این مطلب . از این پیش آمد: خاطر عالی از این رهگذر آسوده باشد. (یادداشت مؤلف ) : از این رهگذر جماعت بختیاری را تاب نماند، غریق لجه ٔ اضطراب ... (مجمل التواریخ گلستانه ). || سرگذشت . (ناظم الاطباء). رجوع به رهگذار در همه ٔ معانی شود.
... ادامه
990 | 0
مترادف: 1- راهگذر، رونده، عابر 2- گذرگاه، معبر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت فاعلی) [قدیمی]
مختصات: (رَ گُ ذَ) (اِمر.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: rahgozar
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1125
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
passer-by | viator , passerby
ترکی
yoldan geçen
فرانسوی
passant
آلمانی
passant
اسپانیایی
transeúnte
ایتالیایی
passante
عربی
عابر سبيل | المار , المارة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "رهگذر" در فارسی به معنای شخصی است که در حال عبور از مکانی است و به طور کلی به معنای مسافر یا فردی که از جایی می‌گذرد، استفاده می‌شود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده از این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوۀ نوشتن:

    • "رهگذر" به صورت جدا از هم نوشته نمی‌شود و به همین شکل، ترکیبی و بدون فاصله ذکر می‌شود.
  2. نحوۀ استفاده:

    • می‌توان از "رهگذر" در جملات استفاده کرد، مانند: "رهگذر به سرعت از کنار ما گذشت."
    • همچنین می‌توان به شکل وصفی از آن استفاده کرد: "این خیابان معمولاً شلوغ است و رهگذر زیادی دارد."
  3. مفاهیم مرتبط:

    • "رهگذر" به عنوان اسم می‌تواند مفاهیم و تصورات خاصی را منتقل کند. به عنوان مثال، ممکن است در متون ادبی به عنوان نمادی از گذر زمان یا تجربه‌های زندگی مورد استفاده قرار گیرد.
  4. توجه به املای صحیح:

    • در نوشتن کلمه "رهگذر" به املای صحیح آن توجه کنید و از نوشتن نادرست مانند "ر ه گذر" پرهیز کنید.
  5. استفاده در شعر و ادبیات:
    • "رهگذر" می‌تواند در شعر و نثر ادبی برای القای حس تنهایی، عبور و مرور زندگی یا فلسفه وجود به کار رود.

با رعایت این نکات، می‌توانید کلمه "رهگذر" را به درستی در نوشتار خود به کار ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند جمله با کلمه "رهگذر" آورده‌ام:

  1. رهگذر با دقت به تابلو راهنمایی نگاه کرد تا مسیرش را پیدا کند.
  2. در روز بارانی، رهگذران با چترهای رنگی از کنار هم عبور می‌کردند.
  3. رهگذر هنگام عبور از خیابان به تماشای آثار هنری دیوارهای شهر پرداخته بود.
  4. او به عنوان یک رهگذر، با لبخند به بچه‌ها کمک کرد تا از خیابان عبور کنند.
  5. شب هنگام، رهگذران تنها در خیابان قدم می‌زدند و صدای پای آن‌ها در سکوت شهر طنین‌انداز بود.

امیدوارم این مثال‌ها به شما کمک کنند!


واژگان مرتبط: رهرو، مسافر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری